sayenews.com

کد خبر : ۴۴۱
پ
تاریخ انتشار : ۰۳ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۳
تعداد نظرات: ۲ نظر
فرهاد رهبر كه پیش از این در پست‌هایی نظیر معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات و ریاست سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی فعالیت داشته؛ در گفتگویی خواندنی با ویژه‌نامه نوروزی هفته‌نامه شهروند امروز مروری بر گذشته خود داشته است. از زمان پیوستن به وزارت اطلاعات در دوره صدارت حجت‌الاسلام علی یونسی تا استعفا از معاونت اقتصادی این وزارتخانه که بعدها شایع شد به دلیل اختلاف‌نظر با وزیر وقت اطلاعات پیرامون پرونده شهرام جزایری بوده است. شایعه‌ای که رهبر البته در این گفتگو آن را رد کرده و توضیحات تکمیلی جالبی درباره آن ارایه می‌کند.

وی در ابتدای این گفتگو در پاسخ به پرسشی پیرامون اطلاعات متناقض از شخصیت خود می‌گوید: «من شخصیت پیچیده‌ای ندارم. نمی‌دانم در مورد من چه چیزهایی گفته می‌شود. در خیلی موارد،‌ گفته‌ها و شنیده‌ها اهمیت زیادی نمی‌توانند داشته باشند. مثل كف روی آب، می‌آیند و می‌روند. فرهاد رهبر آدم پیچیده‌ای نیست. اگر هفته گذشته با من بودید،‌ این سادگی را می‌توانستید در چشمان دانشجویی ببینید كه در اتاق‌اش را به روی من باز كرد و من را نمی‌شناخت. اصولا در كشور ما، نام‌ها جلوتر و بسیار فراتر و مبهم‌تر از شخصیت‌ها، راه می‌افتند و هر روز كه بزرگ‌تر می‌شوند، بر ابهام آنها هم افزوده می‌شود. فرهاد رهبر هم یكی از نام‌هایی است كه در كوچه و خیابان برای خودش می‌چرخد و مثل اسم رستم شده است كه حالا من هم می‌ترسم صدایش كنم. اما فرهاد رهبر آدم پیچیده‌ای نیست».

رهبر درباره سوابق کاری خود گفته است: «من از سال 1356 كه به تهران آمدم، به‌گونه‌ای ارتباط مستمر با دانشگاه تهران داشته‌ام. از فاصله سال‌های 56 تا 73 علاوه بر تحصیل، فعالیت‌های مختلفی را تجربه كردم. زمانی كه دانشگاه تهران به دلیل وقوع انقلاب فرهنگی تعطیل شد، مدتی را در جهاد سازندگی گذراندم. پس از آن به مدت سه سال در بنیاد مسكن انقلاب اسلامی فعالیت كردم و از آنجا به وزارت بازرگانی رفتم. از سال 1363 تا سال 1368 به عنوان كارشناس اقتصادی دفتر نخست‌وزیری فعالیت كردم و در دولت آقای‌هاشمی، به مدت سه سال، مدیركل بررسی‌های اقتصادی مركز استراتژیك بودم و همانطور كه اشاره كردم، از سال 1373 تاكنون عضو هیات علمی دانشگاه تهران بوده‌ام».

وی در پاسخ به این سئوال که «از چه سالی وارد وزارت اطلاعات شدید» می‌گوید: «بعد از مدیریت بررسی‌های اقتصادی مركز بررسی‌های استراتژیك كه از سال 68 تا 73 ادامه داشت، به مدت 5 سال، در دانشگاه تهران حضور داشتم اما در كنار تدریس اقتصاد خرد، همكاری‌های مختلفی با نهادها و سازمان‌های دولتی داشتم. در طول‌این مدت، بیشتر به صورت مشاور با نهادهایی مثل شورای امنیت ملی همكاری داشتم. در سال 1378 توسط آقای یونسی به وزارت اطلاعات دعوت شدم و به مدت سه سال به عنوان معاون‌ایشان فعالیت كردم».

رهبر، هرگونه همکاری با وزارت اطلاعات پیش از دوران یونسی را تکذیب می‌کند و یادآور می‌شود که پس از ماجرای سعید امامی به وزارت اطلاعات رفته است: «ماجرای قتل‌ها در سال 1377 اتفاق افتاده بود و من در سال 1378 به وزارت اطلاعات پیوستم. ما زمانی به وزارت اطلاعات رفتیم كه آقای یونسی وزیر بودند و برنامه‌های خوبی برای اصلاح ساختار و در مجموع اصلاح مسائل به وجود آمده تدوین كرده بودند»...

شما پیش از‌این با وزارت اطلاعات همكاری داشتید؟
نه. سابقه فعالیت‌های من همان چیزی بود كه اشاره كردم.

پس‌اینكه گفته می‌شود شما كارمند یا مامور رسمی وزارت اطلاعات هستید، صحت ندارد؟
شما طوری صحبت می‌كنید كه انگار مامور وزارت اطلاعات بودن كار زشت و ناپسندی است.

منظور من‌این نبود. اما در همه جای دنیا به شخصیت‌های امنیتی، طور دیگری نگاه می‌شود.
من در سال 1378 از دانشگاه تهران در قالب حكم ماموریت به وزارت اطلاعات دعوت شدم.

چرا از یك دكترای اقتصاد كه رساله‌اش را در مورد نحوه مصرف درآمدهای نفتی نوشته بود،‌ دعوت به همكاری شد؟ اصلا سابقه دوستی یا همكاری شما با آقای یونسی به چه زمانی بر می‌گشت؟
بعد از‌اینكه موفق شدم مدرك كارشناسی و كارشناسی ارشد رشته اقتصاد را بگیرم، به صورت دوره‌ای برای مقامات ارشد قضایی یا مدیران ارشد دولت، كلاس‌هایی برگزار می‌شد برای‌اینكه هر كدام از مدیران دولتی یا قضات شناخته شده بتوانند با مبانی و مفاهیم اولیه علوم آشنا شوند. من در همین زمینه، افتخار تدریس مفاهیم و مقدمات اولیه علم اقتصاد را داشتم و بزرگانی همچون آقای یونسی و محسنی‌اژه‌ای در‌این كلاس‌ها حضور می‌یافتند. دوستی اولیه من با آقای یونسی هم از همین كلاس‌ها آغاز شد تا‌اینكه مسایل و مشكلاتی در وزارت اطلاعات به وجود آمد كه شما حتما از كیفیت آن اطلاع دارید. پس از آن ماجراها، آقای یونسی به عنوان وزیر اطلاعات به مجلس معرفی شدند و اندكی بعد‌ایشان خواستار مذاكره با من شدند. همانطور كه اشاره كردم، در آن دوره، من به عنوان عضو هیات علمی، حضور پررنگی در دانشگاه تهران داشتم و به جز مشاوره در امور اقتصادی و تهیه طرح‌های مطالعاتی، هیچ فعالیت دیگری نداشتم. وقتی با آقای یونسی در مورد پذیرش پست معاونت وزارت اطلاعات مذاكره‌ای داشتم، متوجه شدم كه‌ ایشان اراده‌ای جدی برای اصلاح‌ ساختار وزارتخانه دارند. به همین دلیل من هم عنوان كردم كه می‌توانم برنامه‌ای برای پایان فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات بنویسم. پس از آن، برنامه‌ای كامل تهیه كردم كه اساس و مبنای آن، پایان فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات بود اما در كنار آن برای نخستین‌بار، لزوم مبارزه نرم‌افزاری با پدیده فساد در اقتصاد‌ایران را مطرح كردم.

در‌این مورد گفته می‌شود، دوستی یا حیطه نفوذ شما آنقدر زیاد بود كه آقای یونسی، برای نخستین‌بار معاونتی با نام معاونت اقتصادی را به خاطر حضور شما در زیر مجموعه خود ‌ایجاد كرد. ‌ایجاد معاونت اقتصادی، پیشنهاد شما بود یا در برنامه‌های آقای یونسی وجود داشت؟
آقای یونسی پس از‌اینكه در وزارت اطلاعات مستقر شدند، پی به لزوم طراحی چنین معاونتی بردند. البته در مورد نحوه فعالیت‌های‌این معاونت، با من مذاكراتی شد اما‌ایجاد معاونت، پیشنهاد من نبود.

چگونه شد كه از دانشگاه تهران به وزارت اطلاعات رفتید، آن هم در شرایطی كه وزارت اطلاعات بسیار بدنام شده بود؟
همانطور كه اشاره كردم من كارمند رسمی دانشگاه تهران بودم و توسط وزیر وقت اطلاعات، به كار دعوت شدم. در‌این زمینه پس از مذاكراتی كه با آقای یونسی داشتم، به ‌این نتیجه رسیدم كه می‌‌توانم حضور مثبتی داشته باشم.

در صحبت‌های اولیه‌ای كه با آقای یونسی داشتید، شما چه انتظاری از وزیر اطلاعات داشتید و توقع ‌ایشان از شما چه بود؟
سوال خوبی مطرح كردید. در مذاكره اولیه، آقای یونسی از تاكید رهبری بر مبارزه با فساد اقتصادی گفتند و از من خواستند كه برنامه‌ای برای تحقق‌این خواسته تنظیم كنم. در مقابل من هم دایره فعالیت‌‌های معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات را بسیار فراتر از مبارزه با فساد اقتصادی می‌دانستم و به‌ایشان گفتم كه ترجیح می‌دهم به جای برخورد با فساد، برنامه‌هایی تنظیم كنم كه حالت پیشگیرانه داشته باشد. اولویت من در تنظیم برنامه، ‌ایجاد امنیت اقتصادی بود. همه‌این مسایل مورد تایید آقای یونسی قرار گرفت و من هم از سال 1378 به عنوان معاون‌ایشان به وزارت اطلاعات پیوستم.

برای پیوستن به وزارت اطلاعات، ماموریت ویژه‌ای داشتید؟
ماموریت ویژه، به معنا و بار ژورنالیستی‌اش نه. اما وقتی معاونت امور اقتصادی وزارت اطلاعات شكل گرفت، ماموریت ویژه من،‌ایجاد امنیت اقتصادی، توقف فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات و در نهایت شناسایی گلوگاه‌های فساد بود.

در زمینه توقف فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات چه برنامه‌ای تدوین كردید؟
بحث توقف فعالیت‌‌های اقتصادی وزارت اطلاعات یكی از مهم‌ترین محورهای توافق من با آقای یونسی بود. صریح‌تر بگویم؛ من به آقای یونسی گفتم؛ شما تازه به وزارت اطلاعات پیوسته‌اید و من هم در صورتی كنار شما می‌‌ایستم كه از برنامه قاطع من برای توقف فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات حمایت قاطع كنید.همین موضوع محور اصلی برنامه‌های آقای یونسی قرار گرفت و پس از تدوین راهكارهای تحقق‌این هدف، بیشتر فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات را متوقف كردیم.

شركت‌ها را واگذار كردید یا به‌طور كلی از روش انحلال استفاده كردید؟
از همه روش‌ها استفاده شد. در حال حاضر تعداد شركت‌‌ها و بنگاه‌های اقتصادی را به خاطر ندارم اما باید‌این نكته را عنوان كنم كه تعداد شركت‌ها خیلی زیاد نبود اما خیلی كم هم نبود. در هر صورت شركت‌ها، با‌این استراتژی به وجود آمده بودند كه وزارت اطلاعات بتواند منابع مورد نیاز خود را بدون اتكای بودجه تامین كند. بحث خودگردانی بعضی سازمان‌ها و موسسه‌ها زمانی طرفداران زیادی در دولت و شبه‌دولت داشت. در مجموع به‌این نتیجه رسیدیم كه فعالیت اقتصادی وزارت اطلاعات به صلاح اقتصاد كشور نیست و باید هر چه زودتر متوقف شود.

این ‌ایده را سعید امامی مطرح كرده بود؟
این‌ایده سابقه زیادی دارد. عده‌ای معتقد بودند فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات به دلیل كمبود بودجه، لازم و ضروری است اما مطالعات ما نشان داد بنگاه‌داری وزارت اطلاعات نه‌تنها سودی عاید وزارتخانه نكرده كه بدنامی به دنبال داشته است.

بنگاه‌های وزارت اطلاعات به گونه‌ای شده بودند كه اقتصاد نگران انحصار آنها باشد؟
در‌این حد و اندازه نبودند. بحث‌ تراست و كارتل در مورد شركت‌های وزارت اطلاعات مصداق نداشت. من به آقای یونسی گفتم: اگر قرار است امنیت اقتصادی‌ایجاد كنیم، بهتر است بساط فعالیت‌های اقتصادی را جمع كنیم. در همین زمینه به صراحت عنوان كردم كه برخورد من با متخلفان اقتصادی وزارت اطلاعات بسیار سنگین‌تر از برخورد با متخلفان عادی خواهد بود. شرط كردم كه هیچ تخفیفی داده نشود تا بخش خصوصی به معنای واقعی معنی امنیت اقتصادی را لمس كند. بعد از‌این مذاكرات بود كه آقای یونسی دستور صریحی صادر كردند مبنی بر توقف فعالیت شركت‌های وابسته به وزارت اطلاعات.

ایده توقف فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات برای نخستین بار توسط شما مطرح شد یا جزو برنامه‌های آقای یونسی بود؟
تشكیل معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات ‌ایده و نظریه آقای یونسی بود اما توقف فعالیت‌‌های اقتصادی وزارتخانه، در اثر تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌های من و البته و صد البته، حمایت قاطع آقای یونسی امكان پذیر شد.

به جز توقف فعالیت‌های اقتصادی، چه ماموریت دیگری به معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات سپرده شده بود؟
بحث امنیت اقتصادی یكی از مهم‌ترین برنامه‌ها بود كه ما برای‌اینكه قصد داشتیم‌این هدف را محقق كنیم در ابتدا، مرز فعالیت‌های قانونی و مشروع اقتصادی را با فعالیت‌های نامشروع و غیرقانونی، مشخص كردیم و در دومین مرحله برای جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی برنامه‌های مختلفی نوشتیم كه هم شامل پیشگیری از جرایم اقتصادی می‌شد و هم شامل برخورد.ما سعی كردیم راهكارهایی تدوین كنیم برای‌اینكه فعالیت‌های مشروع دامنه گسترده‌تری پیدا كند و در عین حال تلاش می‌كردیم تا راهكارهای مقابله با فعالیت‌های غیرقانونی را هم بیابیم. در‌این زمینه، آنچه تدوین می‌شد، به دستگاه‌های مرتبط هم انتقال می‌یافت.

به صورت حكم یا دستور؟ یا به صورت راهنمایی و مشاوره؟
نه. به صورت دستوری نبود. نتیجه تحقیقات را معمولا می‌فرستادیم. در هر صورت گزارش‌های كارشناسی معاونت اقتصادی، نكات بسیار مهمی داشت كه در گزارش‌های مشابه دیده نمی‌شد. همانطور كه اشاره كردم، آنچه در برنامه‌های ما مورد تاكید قرار داشت، راهكارهایی برای پیشگیری از جرایم اقتصادی بود. با تكیه بر همین هدف بود كه در معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات، نشست‌های متعددی با مسوولان و مدیران اقتصادی برگزار می‌شد تا با توجه به اطلاعات مهمی كه در اختیار همكاران ما بوده نسبت به وقوع جریان‌هایی كه ممكن بود مخل امنیت اقتصادی باشند، هشدار بدهیم.به طور مثال، همكاران من در معاونت اقتصادی، پیش از‌اینكه مقام ناظر بازار پول متوجه شود، نسبت به ظهور پدیده‌ای مثل «پنتاگونه» هشدار دادند اما به فاصله چند ماه بعد و زمانی كه‌این پدیده فراگیر شده بود، بانك مركزی واكنش نشان داد.در‌این زمینه، اعتقاد قوی داشتم كه‌ایجاد امنیت اقتصادی تنها در سایه سیاست‌گذاری صحیح امكان‌پذیر است. در بحث فساد اقتصادی نیز اعتقادی به برخوردهای فیزیكی نداشتم و همواره تاكید می‌كردم كه بهترین راه‌حل مبارزه با فساد،‌ انقلاب نرم‌افزاری است.

به طور مشخص حاصل فعالیت‌های شما در آن دوره چه محصولی بود؟ چه لایحه یا طرحی تنظیم كردید؟
لایحه مبارزه با پولشویی، یكی از مهمترین برنامه‌هایی بود كه روی آن تمركز زیادی داشتیم. واقعا تلاش زیادی كردیم تا ضرورت‌این قانون بسیار مهم را برای مدیران ارشد قوه قضائیه و دولت، تفهیم كنیم. قانون مبارزه با پولشویی اواخر سال 1386 تنظیم شد اما اگر به سابقه آن نگاه كنید، به 9 سال پیش برمی‌گردید كه برای نخستین بار در معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات مطرح و بررسی شد.البته‌این را هم باید اضافه كنم كه در نبود قانون مقابله با پولشویی، از اهرم‌های نهفته در قدرت وزارت اطلاعات استفاده می‌شد به طور مثال بخشنامه‌هایی كه صادر می‌كردیم كارساز بود و راه وقوع جرایم سازمان‌یافته‌ای مثل پولشویی را می‌گرفت.اگر بخواهم ساده بگویم، باید‌این نكته را عنوان كنم كه كار ما شناسایی جریان مخل امنیت اقتصادی بود و زمانی كه‌این نقاط را شناسایی می‌كردیم، راهكارهایی هم برای مقابله با آن تدوین می‌شد و در كنار آن، به مدیران اقتصادی كشور گوشزد می‌كردیم كه در آن بخش، خلاء قانونی یا ضعف ساختاری وجود دارد.باز در همین زمینه به خاطر دارم كه لزوم تصویب قوانین مربوط به افشای عادلانه اطلاعات، مقابله با دارندگان اطلاعات نهانی و قوانینی از‌این دست كه حالت پیشگیرانه داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند.

بحث پلیس مالی هم ظاهرا از سوی شما مطرح شده بود. پلیس مالی قرار بود چه كاركردی داشته باشد؟
روش‌های مورد علاقه من پلیسی نبود اما در مورد مالیات،‌‌این ضرورت احساس می‌شد كه باید از سیستم خاصی استفاده شود تا فرارهای مالیاتی و جرایم مربوط به آن به حداقل برسد. پلیس‌مالی پلیسی بود كه با جرایم مالی به خوبی آ‌شنا بود و می‌توانست در جریان رسیدگی به مسائلی كه به‌این حوزه مربوط می‌شود، عملكرد خوبی داشته باشد.پیشنهاد ما‌این بود كه پلیس‌مالی در وزارت امور اقتصادی متمركز شود و البته اگر‌این طرح اجرا می‌شد، گامی بود برای تخصصی كردن كار پلیس.طرح پلیس‌مالی هیچگاه اجرا نشد اما گاهی در مطبوعات می‌نویسند كه قرار است پلیس‌مالی‌ایجاد شود.

در طول حضور در معاونت وزارت اطلاعات هیچ‌گاه برخورد پلیسی با مفاسد اقتصادی نداشتید؟
اگر در جریان جرم یا خلاف قانونی قرار می‌گرفتیم، باید برخورد می‌كردیم. با‌این حال نمی‌خواهم بگویم اصلا برخوردی صورت نمی‌گرفت اما 80 درصد فعالیت‌های ما مبتنی بر پیشگیری بود و بقیه، به برخوردهای احتمالی یا تهیه گزارش‌های خاص محدود می‌شد.

می‌‌توانید به مواردی كه برخورد صورت گرفته است اشاره كنید؟
نمی‌توانم. اجازه بدهید وارد ‌این مسائل نشویم.

گفته می‌شود گزارش‌های كارشناسی شما طرفدارانی فراتر از سطح وزیر پیدا كرده بود.
اصلا دوست ندارم‌ اینگونه القا شود كه گزارش‌های تهیه‌شده در معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات شبیه بولتن‌های محرمانه یا ستون شایعات و شنیده‌های روزنامه‌ها بوده است. در معاونت اطلاعات اقتصادی وزارت اطلاعات، افراد بیشتر صبغه كارشناسی داشتند تا صبغه امنیتی. گزارش‌ها به آمار و نمودار مجهز بود و در كنار آن خیلی از مسائل و مشكلات پیش‌بینی می‌شد بنابراین طرفداران زیادی داشت.كار ما زمانی مشكل‌تر شد كه رهبری، فرمان معروف مبارزه با فساد اقتصادی را مطرح كردند. در‌این فرمان 8 ماده‌ای وظایف وزارت اطلاعات گوشزد شده بود و رهبری در بند 6‌این فرمان تاكید كرده بودند كه وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظایف قانونی خود،‌ نقاط آسیب‌پذیر فعالیت‌های اقتصادی را شناسایی و پوشش اطلاعاتی بدهد. بعد از صدور‌این فرمان، نگاه به معاونت اطلاعات اقتصادی تغییر كرد و جایگاه‌این معاونت ارتقا یافت. در نتیجه گزارش‌های ما نیز وزن بیشتری پیدا كرد.در همین زمینه، با دستور رهبری، ستاد عالی مبارزه با مفاسد اقتصادی تشكیل شد كه سران قوا در آن حضور داشتند كه در‌این زمینه معاونت اطلاعات اقتصادی هم میزبان محسوب می‌شد و هم تاثیرگذاری بسیار زیادی داشت.

تا‌اینجای كار، همه چیز حاكی از آن است كه شما وزن و جایگاه خوبی در وزارت اطلاعات داشته‌اید، با وزیر اطلاعات هم سابقه دوستی و نزدیكی خوبی داشتید اما گفته می‌شود شما به دلیل فشارهایی كه از بیرون وزارت اطلاعات، هدایت می‌شد، مجبور به استعفا شدید. ‌این را قبول دارید؟
حكم ماموریت من به پایان رسیده بود استعفایی در كار نبود. اسنادی وجود دارد كه نشان می‌دهد وزارت اطلاعات از یك كارمند دانشگاه تهران دعوت به همكاری موقت كرد و‌ این كارمند به مدت دو سال یعنی تا پایان دولت اول آقای خاتمی، مامور به خدمت در وزارت اطلاعات بوده و پس از آن، او یك سال دیگر در وزارت اطلاعات باقی مانده و در نهایت به دانشگاه تهران بازگشته است. پس از اتمام دوره ماموریت من در وزارت اطلاعات، آقای یونسی پیشنهاد پذیرفتن پست ریاست دانشكده وزارت اطلاعات را مطرح كردند كه پذیرفتم و مدت كوتاهی هم در‌این پست فعالیت كردم.

و در نهایت باز هم به دانشگاه تهران بازگشتید. همكاران شما چه نوع نگاهی به شما داشتند؟ به‌خصوص پس از‌اینكه سر و صدای زیادی در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی‌ایجاد شده بود.
چه واكنشی؟ خیلی محترمانه. مگر قرار بود چگونه برخورد كنند؟

گفته می‌شود خروج شما از وزارت اطلاعات به دلیل اختلافی بود كه با آقای یونسی پیدا كرده بودید.
نه. ‌این موضوع درست نیست.

به دلیل تغییر رویكرد شما نبود؟ در اواخر حضور شما در وزارت اطلاعات شاهد بازشدن پرونده‌های بزرگ فساد اقتصادی بودیم. بعضی‌ها می‌گویند شما به جناح راست وزارت اطلاعات تمایل پیدا كرده بودید. در حالی كه وزیر، همسو با جناح چپ یا اصلاح‌طلبان بود.
من فكر نمی‌كنم آقای یونسی اصلاح‌طلب باشند. همانطور كه من به جناح راست وابسته نیستم.

آغازكننده پرونده شهرام جزایری شما بودید؟
این پرونده یكی از داغ‌ترین پرونده‌های فساد اقتصادی در آن دوران بود. طبیعی بود كه در ستاد رسیدگی به آن، من هم حضور داشتم و در عین حال، وزیر اقتصاد و رئیس كل بانك مركزی هم در جریان آن قرار داشتند.

شما هیچ نقشی در كشف یا مبارزه با گروه شهرام جزایری نداشتید؟
این پرونده همانطور كه اشاره كردم، داغ‌ترین پرونده فساد اقتصادی بود و من هم به عنوان معاون وزیر اطلاعات در جریان تحقیق و رسیدگی به آن قرار داشتم.

در جریان رسیدگی به ‌این پرونده، با آقای یونسی اختلاف پیدا كردید؟
هیچ وقت با‌ایشان اختلاف جدی پیدا نكردم.

اگر‌ایشان باز هم وزیر اطلاعات شوند و از شما دعوت كنند كه معاون اقتصادی ‌ایشان باشید، قبول می‌كنید؟
اگر ‌ایشان پذیرفتند وزیر اطلاعات باشند من هم معاونتی ‌ایشان را می‌پذیرم.

بعد از خروج از وزارت اطلاعات، به‌طور كامل رابطه خود را با نهادهای امنیتی قطع كردید؟
بیشتر درگیر تدریس در دانشگاه شدم و فعالیت‌هایی در زمینه مطالعه و تحقیق داشتم.

حلقه مشاوره شما با خارج از وزارت اطلاعات گسسته نشد؟
من از ابتدای دهه 60 توفیق آشنایی و رفت‌وآمد با زعمای انقلاب را داشتم و همیشه ‌این افتخار را داشته‌ام كه به عنوان كارشناس اقتصادی معتقد به نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد قرار گیرم. در طول‌این سال‌ها، حلقه نزدیكی من به بزرگان ‌این انقلاب، هیچ‌گاه گسسته نشده است.

فرهاد رهبر در ادامه، پیرامون گرایش سیاسی خود در انتخابات ریاست جمهوی سال 84 که منجر به قدرت گرفتن محمود احمدی‌نژاد شد، چنین می‌گوید: «من از گروه خاصی حمایت نكردم اما دوستان زیادی در اردوگاه اصولگرایان داشتم. چند ماه مانده به داغ شدن رقابت‌های انتخاباتی، كار مطالعاتی گسترده‌ای در مورد مسائل و مشكلات اقتصاد‌ایران تدوین كردیم كه شبیه برنامه و مدل جامعی بود برای اداره اقتصاد كشور. ما جمعی از اقتصاددانان و چهره‌های دانشگاهی بودیم كه چنین مطالعه‌ای انجام دادیم.‌این مدل در اختیار گروه‌های حاضر در انتخابات قرار گرفت اما اصولگرایان به آن تمایل بیشتری نشان دادند. اما جالب است بدانید كه كاندیداهای طیف مقابل اصولگرایان هم از مدل ارایه شده استفاده كردند. به‌این دلیل كه در گروه مطالعاتی ما، اقتصاددانان اصلاح‌طلب هم حضور داشتند».

وی افزوده است: «مطالعات ما در اختیار گروهی قرار گرفت كه از میان چهار كاندیدای اصولگرا، یعنی آقایان رضایی، احمدی‌نژاد، قالیباف و توكلی قرار بود یك نفر را به عنوان كاندیدای اصلی انتخاب كنند».

رهبر در پاسخ به پرسش‌هایی پیرامون رای خود نیز چنین گفته است:

شما در انتخابات نهم، به چه كسی رأی دادید؟
در دوره دوم به آقای احمدی‌نژاد رأی دادم.

در دوره اول به چه كسی؟
به خاطر ندارم. اما فكر نمی‌كنم به آقای احمدی‌نژاد رای داده باشم.

به آقای قالیباف رای دادید؟
به خاطر ندارم.

اگر آقای توكلی انصراف نمی‌داد، به‌ایشان رای می‌دادید؟
نه لزوما. یكی از مواردی كه ما با دوستان توافق كرده بودیم...

منظور شما از دوستان چه افرادی هستند؟
من با همه دوست هستم. اما در تیم مطالعاتی ما دكتر دانش‌جعفری یا خانم دكتر پروین هم حضور داشتند. همه اقتصاددان بودند و همه طیف‌ها را شامل می‌شدند.

ظاهرا حلقه دوستان شما،‌ نفوذ زیادی در اصولگرایان داشت به‌این دلیل كه بعدها یك نفر از ‌این جمع به وزارت اقتصاد رفت و دیگری به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی. كاری به دیگر دوستان شما ندارم اما كنجكاوم بدانم شما چگونه بعد از پیروزی آقای احمدی‌نژاد به حلقه دوستان نزدیك‌ایشان پیوستید؟
من تلاش زیادی نكردم.

چطور از همان روزهای اول بعد از پیروزی آقای احمدی‌نژاد، جزو دوستان نزدیك ‌ایشان شدید؟
در روزهای اول، ‌این رابطه ‌ایجاد نشد. آقای احمدی‌‌نژاد،‌ پرسان‌پرسان به فرهاد رهبر رسید.

سابقه دوستی با‌ایشان نداشتید؟
من اسم ‌ایشان را شنیده بودم و ‌ایشان اسما با من آشنایی داشت. پیش از شكل‌گیری كابینه، دوستی و رفاقتی نداشتیم. هیچ وقت با هم مواجه نشده بودیم مگر در بعضی جلسه‌ها كه شاید دورادور همدیگر را می‌دیدیم.

پس چگونه به كابینه دعوت شدید؟
آقای احمدی‌نژاد پرس‌وجو كرده بود.

شما به آقای احمدی‌نژاد پیشنهاد شدید؟
بله، چند نفر پیشنهاد شده بودند و من هم یكی از‌این افراد بودم.

از طرف چه كسی؟
آقای احمدی‌نژاد دنبال اقتصاددان می‌گشت و پرس‌وجو كرده بود تا‌اینكه آدرس من را به ‌ایشان داده بودند.

شما به كابینه آقای احمدی‌نژاد تحمیل نشدید؟
نه. اولین‌بار است كه می‌شنوم.

شاید از سوی كسانی مطرح شدید كه آقای احمدی‌نژاد با آنها رو دربایستی داشت. یعنی به نوعی انتخاب اصلی رئیس‌جمهوری نبودید.
دكتر احمدی‌نژاد با هیچ‌كس تعارف ندارد. لااقل در طول سال‌های گذشته باید‌این را فهمیده باشید.

شما چه زمانی برای اولین‌بار با آقای احمدی‌نژاد مواجه شدید؟
عرض كردم كه‌ایشان من را نمی‌شناختند و حالا كه‌اینقدر اصرار دارید بد نیست خاطره‌ای را بازگو كنم. ظاهرا آقای احمدی‌نژاد در مورد من با كسی مشورت كرده بود و دنبال‌این بود كه نشست مشتركی داشته باشیم. سراغ من را گرفته بودند و به دفترشان سفارش كردند كه فرهاد رهبر را پیدا كنید. به‌این دلیل كه من آدم ناشناسی برای مجموعه آنها بودم،‌ كسی شماره تلفن یا ردی از من نداشت. احتمال داده بودند كه فرهاد رهبر باید یكی از مدیران شهرداری تهران باشد به همین دلیل با شهرداری ارتباط برقرار كردند و اتفاقا با كسی صحبت كردند كه نام خانوادگی‌اش رهبر بود. قرار ملاقات با آقای احمدی‌نژاد تنظیم شده بود و روزی كه‌ایشان با آقای رهبر شاغل در شهرداری ملاقات كرده بودند،‌ در مورد مسائل اقتصادی بحث پیش آمده بود و در نهایت متوجه شدند كه اشتباه شده است. می‌خواهم بگویم هیچ‌گونه دوستی و رفاقتی پیش از دولت نهم با آقای احمدی‌نژاد نداشتم.

شما سهمیه كسی در كابینه نهم نبودید؟
كابینه احمدی‌‌نژاد سهمیه‌ای نبود و من هم سهمیه و كوپن كسی نبودم.

شما سابقه آشنایی با پیروزی انتخابات ریاست جمهوری را نداشتید اما بعد از مدت كوتاهی، نه تنها عضو كابینه شدید كه طرف مشورت رئیس‌جمهور برای چیدمان دیگر اعضای كابینه هم قرار گرفتید. چطور‌این اتفاق افتاد؟
من به اتفاق دكتر دانش‌جعفری و آقای زریبافان و یك نفر دیگر كه واقعا نام‌ایشان را به خاطر نمی‌آورم،‌ جزو چهار نفری بودیم كه اعضای تیم اقتصادی دولت را گزینش كردیم. پیشنهاد ما آخرین نسخه‌ای بود كه برای تصمیم نهایی به آقای احمدی‌نژاد ارایه می‌شد.

اولین بار چه زمانی به آقای احمدی‌نژاد در مورد كابینه و برنامه‌های اقتصادی دولت مشورت دادید؟
شاید دو یا سه هفته بعد از انتخاب ‌ایشان، در ساختمان مجلس قدیم با ‌ایشان جلسه‌ای داشتم. بحث ورود به كابینه در‌این جلسه مطرح نشد و فقط ‌این جلسه به منظور آشنایی بیشتر برگزار شد. آقای احمدی‌نژاد در‌این جلسه مواردی را مطرح كردند و از من خواستند در مورد مسائل ارایه شده،‌ تحقیق و بررسی كنم. من هم یكسری مسایل مهم اقتصادی را برای‌ایشان فهرست كردم.‌این فهرست شامل اولویت‌ها بود و مشكلات اقتصاد‌ایران را هم در بر می‌گرفت.

آقای احمدی‌‌نژاد پس از خواندن‌این گزارش، به شما پیشنهاد حضور در كابینه را داد؟
رفته‌رفته با عقاید من آشنا شدند و البته همین گزارش، نقش زیادی در انتخاب من داشت.

شما قرار بود به وزارت اقتصاد بروید و دكتر دانش‌جعفری به سازمان مدیریت. چرا معادله معكوس شد؟
چیز مهمی نبود. همه ما احساس كردیم ‌اینگونه بهتر است.

آقای دانش‌جعفری برنامه‌های شما را گرفت و در وزارت اقتصاد ماند اما شما برنامه‌های دكتر دانش‌جعفری را به سازمان مدیریت بردید و مثل‌اینكه برنامه‌های ‌ایشان برای شما شگون نداشت.
برای من تفاوتی نداشت كه چه پستی در كابینه داشته باشم. هم سازمان مدیریت جای حساس و مهمی بود و هم وزارت اقتصاد. البته من سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را به دلیل درگیری با مسائل تئوریك، بیشتر دوست داشتم. هیچ دلیلی برای تغییر پست وجود نداشت و نكته جالب‌این بود كه من با وجود عضویت در تیم گزینش وزرای اقتصادی، هیچ‌وقت قصد حضور در كابینه را نداشتم. اما با پیشنهاد آقای احمدی‌نژاد مواجه شدم.

تیم گزینش وزرا چگونه عمل می‌كرد؟
اول فهرستی از آدم‌های حائز شرایط تهیه می‌كردیم و بعد قرار مذاكره می‌گذاشتیم و كلیات را مطرح می‌كردیم. گزینه‌های نهایی پس از مذاكره و صحبت به رئیس‌جمهور ارایه می‌شد و‌ایشان اختیار داشتند كه یكی از گزینه‌ها را انتخاب كنند.

با وجود سابقه فعالیت‌های امنیتی كه داشتید، با سر و صدای زیادی به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی رفتید. اما از شما و دكتر دانش‌جعفری به عنوان میانه‌روترین افراد كابینه یاد می‌شد. اندكی بعد معادلات به‌گونه‌ای رقم خورد كه دولت نهم نتوانست شما را تحمل كند. چرا‌این اتفاق افتاد. چرا از كابینه كنار گذاشته شدید؟ آیا تحت فشار بودید؟
نه‌اینگونه نبود. چرا فكر می‌‌كنید تحت فشار بودم.

از همان ابتدای ورود به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و انتخاب دكتر طیب‌نیا و دكتر دژپسند،‌ به عنوان دو معاون كلیدی، شما تحت فشار قرار گرفتید. گفته می‌شد یكی از معاونان شما گرایش كارگزارانی دارد و دیگری به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نزدیك است.
زمانی كه در وزارت اطلاعات، معاون اقتصادی وزیر بودم، همیشه شعاری را آویزه گوش‌ام كرده بودم. «من متعلق به هیچ جناحی نیستم» در وزارت اطلاعات هر گونه گرایش سیاسی را در خودم سركوب كردم. در وزارت اطلاعات تمرین استقلال كردم. در ستاد عالی مبارزه با مفاسد اقتصادی پرونده‌هایی مطرح می‌شد كه بسیار حساس بود. گاهی متهم پرونده دستی راستی بود و گاهی دست چپی و گاهی مستقل از جناح‌ها و گروه‌ها. برای من تفاوتی نداشت كه چه كسی متهم یا مطلع پرونده است. مشی مستقل من به عنوان معاون وزیر اطلاعات گاهی باعث شوخی و خنده بزرگان می‌شد. به مزاح می‌گفتند ما نفهمیدیم شما چپ‌گرا هستید یا راست‌گرا. در وزارت اطلاعات احساس كردم نیرویی هستم كه مافوق جناح‌ها، وظیفه دارم چشم و گوش نظام و كشورم باشم. در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هم چنین احساسی داشتم. علی طیب‌نیا در دانشگاه، همكلاس من بود و من از سال 1356 او را می‌شناختم. در او هیچ‌گونه گرایش‌فكری سراغ نداشتم و با افتخار از او دعوت به همكاری كردم.
دكتر طیب‌نیا البته سابقه همكاری با دولت‌های آقای‌هاشمی و خاتمی را هم داشت و از نظر من، سابقه فعالیت‌های او ویژگی مثبتی برای تدوین برنامه‌های ما بود. اگر علی طیب‌نیا، در دو دولت، به عنوان كارشناس و مشاور اقتصادی فعالیت كرده بود، نشانه‌ای از لیاقت او بود و من نمی‌توانستم بپذیرم آدمی در سطح او كنار زمین بایستد و من از كمك‌هایش محروم باشم. در مورد علی طیب‌نیا، سوابق كاری و گزارش‌های موجود، نشان می‌دهد كه او در همه دولت‌ها، اقتصاددان بوده و بدون گرایش سیاسی، به اظهارنظر در مورد مسائل مختلف پرداخته است.
طیب‌نیا در دولت‌هاشمی حضور داشت، در دولت خاتمی، دبیر كمیسیون اقتصادی دولت بود و در دوره‌ای، به عنوان معاون دكتر عارف در دولت حضور داشت.‌این سابقه كفایت از لیاقت او دارد. همیشه برای من مایه تاسف است كه احزاب وقتی به قدرت می‌رسند، فله‌ای مدیران كشور را كنار می‌گذارند. شما شاهد هستید كه در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی من چنین رویه‌ای را در پیش نگرفتم.

رئیس سابق سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت احمدی‌نژاد درباره لایحه بودجه پر سر و صدای 85 که اولین بودجه دولت نهم بود و انتقادات وسیعی نیز در میان محافل کارشناسی پیدا کرد و به سنگ بنای بودجه‌های بعدی تبدیل شد چنین گفته است: «بودجه سال 1385، بودجه مظلومی بود اما قبل از‌این كه به ویژگی‌های‌این بودجه بپردازم باز هم شما را بر می‌گردانم به معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات. حقیقت‌این است كه تجربه فعالیت من در وزارت اطلاعات، به اندازه یك دوره درس خواندن از اول ابتدایی تا مقطع دكترا به من درس اقتصاد‌ایران داد. به قول شما، پیدا و پنهان اقتصاد‌ایران را در آن دوره بازبینی كردم. خیلی وقت‌ها به دلیل اطلاعاتی كه در مورد برخی جریان‌ها داشتم، كار برایم دشوار می‌شد. در وزارت اطلاعات، پی به نقاط فسادخیز اقتصاد‌ایران بردم و روابط آدم‌ها و جریان‌ها به خوبی برایم ترسیم شد. درست مثل‌این است كه عینكی به چشم بزنید كه قابلیت دیدن پشت دیوار را به شما بدهد. در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، وقتی فصل بودجه می‌شد، آدم‌ها و جریان‌ها را با تمام زوایای پیدا و پنهانشان می‌دیدم كه آمده‌اند بودجه بگیرند. باور كنید خیلی سخت بود كه به‌این آدم‌ها بودجه بدهم. با‌این حال قانون من را موظف كرده بود و من معذوریت داشتم. وقتی به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی آمدم، تمام تلاشم را معطوف به حذف چانه‌زنی كردم. با وجود‌این كه به خوبی با فضای اقتصادی كشور آشنا بودم اما زمانی كه عجز و لابه‌‌ها را می‌دیدم و متوجه فشارها می‌شدم، بسیار متعجب می‌شدم. گروه‌های زیادی از سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بودجه می‌خواستند اما بودجه‌ای كه در اختیار آنها قرار می‌گرفت، صرف توسعه كشور نمی‌شد، صرف فقرزدایی نمی‌شد. به‌این ترتیب متوجه شدم كه مسائلی وجود دارد كه اجازه نمی‌دهد اولویت‌های بودجه مشخص شود بنابراین اولین بحثی را كه مطرح كردم، بودجه عملیاتی بود. آرزو داشتم مبنای بودجه‌های مبتنی بر چانه‌زنی را تغییر دهم و بودجه را عملیاتی تنظیم كنم به‌این ترتیب بودجه 1385 را سعی كردیم با معیارهای بودجه عملیاتی تنظیم كنیم. ادعا نمی‌كنم كه‌این بودجه عملیاتی شد اما در دلم خوشحالم كه قدم‌های اولیه را برداشتم».

منتقدان می‌گویند شما در روزهای اولی كه وارد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی شدید به سازمان به دیده شك و تردید نگاه می‌كردید. می‌گفتند شما سازمان را سنگر دشمن می‌پندارید.
به‌این حرف‌ها توجه نكنید. آنها كه‌اینگونه حرف‌ها را مطرح می‌كنند،‌ منتقد نیستند. من حرف منتقدان را جدی می‌گیرم اما به‌این مسائل بی‌توجه هستم.

اما شخصا از شما شنیدم كه گفتید «من در سازمان مدیریت پشت پیكانی نشسته‌ام كه فرمانش دست من است اما كس دیگری آن را هدایت می‌كند»!
روزی كه وارد سازمان مدیریت شدم، با روزی كه از آن خارج شدم هیچ تفاوتی نداشتم. من به سازمان اعتقاد داشتم اما می‌دانستم كه نقاط ضعفی هم دارد. در مورد مثال پیكان كه یك بار در جمع دوستان شما مطرح كردم، هنوز هم به‌این جمله‌ها اعتقاد دارم. شما ممكن است فكر كنید كه رئیس‌سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی نشسته و در حال برنامه‌ریزی برای كشور است، فكر می‌كنید رئیس سازمان دارد با اتكا به توان كارشناسانش بودجه تخصیص می‌دهد اما غافل از‌این هستید كه رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در نظام بودجه‌ریزی مبتنی بر چانه‌زنی، مثل چرخ پنجم است. در‌این نظام، هر كس قدرت بیشتری دارد،‌ می‌تواند بودجه بیشتری بگیرد. باور كنید سازمان‌هایی وجود دارند كه اگر شرایط برایشان فراهم شود، قدرت بلعیدن كل بودجه را دارند. روزهای اولی كه وارد سازمان شدم، دیدم خلبان الكترونیكی دارد هواپیما را هدایت می‌كند یا باید می‌نشستم و لذت می‌بردم و یا باید قدرت را از خلبان الكترونیكی می‌گرفتم. بودجه عملیاتی را به‌این دلیل مطرح كردم.
روزی كه به سازمان رفتم، دیدم نظارت به كلی فراموش شده است. من در مدت كوتاهی كه در سازمان بودم نتوانستم كار خاصی صورت دهم. هنوز هم نظارت حلقه مفقوده اقتصاد‌ایران است.

اگر به گذشته برگردید،‌ آیا باز هم دعوت محمود احمدی‌نژاد را برای احراز پست ریاست سازمان مدیریت می‌پذیرید؟
بله.

و باز در همان مقطع جدا می‌شوید؟
نه. می‌مانم و رئیس‌جمهور را متقاعد می‌كنم.

متقاعد به چه چیزی؟
به ‌اینكه انحلال سازمان مدیریت به سود اقتصاد ما نبود.

شما در زمان حضور در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی منتقد بداهه‌نوازی‌های رئیس‌جمهور بودید؟ به طور مثال وعده‌هایی كه در مورد دوبرابر كردن بودجه در سفرهای استانی داده می‌شد.
در زمان من چنین وعده‌هایی داده نمی‌شد.

شما اجازه حركت خارج از ریل بودجه نمی‌دادید؟
من و آقای احمدی‌‌نژاد در‌این زمینه هیچ مشكلی نداشتیم.‌ ایشان خیلی واقع‌بینانه رفتار می‌كردند. البته گاهی در میان دیگر اعضای دولت ‌اینگونه عنوان می‌شد كه فرهاد رهبر بودجه را قفل كرده است.

فكر می‌كنید آقای احمدی‌نژاد چرا سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را منحل كرد؟
ایشان پاشنه آشیل سازمان را به خوبی می‌شناخت و با نقاط ضعف آن آشنایی داشت. ما با هم در‌این زمینه اشتراك نظر داشتیم اما روش آقای احمدی‌نژاد را نمی‌توانم بپذیرم. من فكر می‌كنم شبح سازمان مدیریت هم اگر نباشد، اقتصاد چیزی كم دارد و آقای احمدی‌نژاد زحمت اصلاح سازمان را متقبل نشدند و به كلی آن را منحل كردند.
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی اگرچه بیمار بود اما وظیفه‌اش را تا حد امكان به درستی انجام می‌داد. البته همان ضعف‌هایی كه در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی وجود داشت، در حال حاضر در معاونت راهبردی كه جایگزین سازمان مدیریت شده است، وجود دارد. بنابراین باید دید چرا سازمان منحل شد در حالی كه جایگزین آن هم همان نقاط ضعف را دارد.

بعضی‌ها می‌گویند شما به بازگو كردن نقاط ضعف سازمان و بزرگ كردن نقاط منفی آن، وسوسه انحلال سازمان را در رئیس‌جمهور‌ایجاد كردید.
این اظهارنظرها كار شما ژورنالیست‌ها است. چرا من باید چنین كاری بكنم؟ سازمان بدون شك در تحقق وظایف خود مشكلاتی داشت اما حق سازمان نبود كه منحل شود. آقای احمدی‌‌نژاد بارها در مورد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی مسائلی مطرح می‌كرد كه نشان می‌داد سازمان را می‌شناسد. با‌این حال من نسبت به انحلال سازمان با آقای احمدی‌نژاد اختلاف‌نظر دارم.

آیا بحث انحلال سازمان مدیریت در زمان همكاری شما با دولت نهم مطرح شده بود؟
نه به‌این صورت كه سازمان وجود خارجی نداشته باشد. ‌ایشان سازمان را مانع تحقق اهداف خود می‌دانست و سعی در كاهش حیطه نفوذ آن داشت. با‌این حال خیلی وقت‌ها با استدلال و گفتمان با هم كنار می‌آمدیم.

گفته می‌شود یكی از دلایل خروج شما از دولت، اختلافی بود كه با آقای علی احمدی داشتید كه آن زمان‌ایشان ریاست دانشگاه پیام‌نور را بر عهده داشتند.‌ ایشان برای به حاشیه راندن دانشگاه آزاد، طرحی تهیه كرده بودند كه بر مبنای آن قرار بود دانشگاه پیام‌نور جایگزین دانشگاه آزاد شود. ظاهرا‌ ایشان درخواست مجوز استخدام 2800 نفر و افزایش بودجه دانشگاه را تا سقف 340 میلیارد تومان مطرح كرده بودند و شما به شدت مخالفت كرده بودید.‌این روایت درست است؟
از‌این موارد زیاد بود. آقای احمدی‌ كه الان وزیر آموزش و پرورش هستند، در جلسه‌ای كه وزیر علوم هم حضور داشت، درخواست 318 میلیارد تومان بودجه و استخدام 3 هزار عضو را مطرح كرد. من با‌ ایشان صحبت كردم و قانع شدند كه امكان‌پذیر نیست. از‌این دست خواست‌ها زیاد مطرح می‌شد. روزی یك درخواست.

جریان نگارش‌نامه استعفای شما چه بود؟
قرار نبود نامه منتشر شود. نامه خداحافظی بود.

پس از استعفای سحرآمیزی كه داشتید، كسی فكر نمی‌كرد دوباره به دولت برگردید اما دیدیم كه برگشتید و‌این بار در كسوت رئیس دانشگاه، ردای دولتی به تن كردید. چرا‌این مسوولیت را پذیرفتید؟
اگر به جز دانشگاه تهران بود هیچ پیشنهاد دیگری را نمی‌پذیرفتم. دانشگاه خانه من است و اگر توفیق داشته باشم، برنامه‌های خوبی برای اداره آن دارم.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۱
TrevorOi
|
Ukraine
|
۰۱:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۷
0
0

What type of camera was used? That is a decent top quality.


my website - http://journal-cinema.org/
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
0
1
درودبر روح پاک مرد بزرگ شهید علی اسلامی ولعنت خدا و محمد و آلش بر کسانی که به این بزرگوار تهمت خودکشی زدند
پنجره
ویژه های سایه
آخرین اخبار