sayenews.com

کد خبر : ۱۰۲۰۰
پ
تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۰
گزارش اتاق خبر 24 از مواضع و آرای اصحاب فتنه/
به گزارش سایه، مروری بر اظهارات اصحاب فتنه، جهت های فکری و خواسته های آشکار و پنهان آنها بهانه ای است برای هوشیاری بیشتر در این راستا که این جریان دست از مواضع و تلاشهای خود برنداشته و شاید روزی در لباسی دیگر در مقطعی دیگر سر برآورد.

محسن کدیور، یکی از افرادی است که وی را باید نمونه جریان بیمار روشنفکر دینی معرفی کرد که در کسوت روحانیت، شیفته زندگی زیست و زندگی غربی بوده و در دیدگاه های خود نیز جایگاه برتر را به غرب و غرب اندیشان می دهد و هر جا که بتواند بر سنت و اصالت روحانیون و متفکران این سوی جهان می تازد.

وی از دو نظر نسبت به اغلب فتنه گران متمایز است، یکی اینکه در کسوت روحانیت خود را مجاز به ورود به عرصه های تخصصی اسلامی می داند و در همین راستا به تحلیل و اظهار نظرات خاص و انحرافی در مسائل و موضوعات مختلف می پردازد و دوم اینکه سیر تفکر و موضع گیری وی از دست کم اوایل هشتاد و به گفته خودش 1368 در تضاد با ولایت فقیه و جمهوری اسلامی قرار گرفت.

زندگینامه مختصری از محسن کدیور

محسن كديور در سال 1338 در شهر فسا متولد شد. پس از طي تحصيلات ابتدايي و متوسطه در شيراز، در سال 1356 تحصيل در رشته مهندسي برق و الكترونيك دانشگاه شيراز را آغاز كرد اما آن را نيمه تمام گذاشت و در سال 1359 تحت تأثير جو آن روزگار به تحصيل علوم ديني روي آورد و پس از يك سال تحصيل در حوزه علميه شيراز به قم مهاجرت كرد و چند سال را به فراگيري فقه، اصول، فلسفه و كلام گذراند و مهمترين استاد وي منتظري بود. در سال 1376 گواهي اجتهاد دريافت كرد. او تحصيلات عالي دانشگاهي خود را در رشته فلسفه و كلام اسلامي (با گرايش حكمت متعاليه) با اخذ مدرك دكترا از دانشگاه تربيت مدرس در سال 1378 به پايان برد. وي از سال 1370 تا 1377 در دانشگاه‌هاي امام صادق(ع)، مفيد، شهيد بهشتي و تربيت مدرس به تدريس فلسفه و كلام اسلامي، فلسفه يونان، انديشه سياسي و حقوق عمومي در اسلام اشتغال داشته است

کدیور در سالهای قبل از انقلاب، فعالیت مبارزاتی قابل ذکری ندارد، بعد از انقلاب هم تا سال 1368، یعنی رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، فعالیت بارزی نداشت اما در زمره حلقه شاگردان منتظری بود و احتمال آن می رود با توجه به پیش بینی اولیه جریان اطراف منتظری، مترصد روزی بود که با قرارگرفتن او در راس نظام، به مقامی بالا دست یابد هر چند که از ارتباط احتمالی وی با باند مهدی هاشمی معدوم نیز نباید غافل بود.

در پی تحولات بعدی و خطاهای محرز منتظری که منجر به عزل وی از سوی امام خمینی( ره) شد، امیدهای اطرافیان او هم بر باد رفت ولی با توجه به حضور امام( ره) توان و امکان ابراز منویات خود را نمییافتند و از سوی دیگر امیدوار بودند با رحلت حضرت امام خمینی( ره) موقعیتی ایجاد شود که زمینه ساز قدرت گرفتن آنها باشد. با رحلت حضرت امام ( ره) و آغاز رهبری حضرت آیت الله خامنه ای  (مدظله العالی) این جریان به شدت سرخورده شده و خود را از دست یافتن به مرکزیت نظام ناتوان دید و به همین دلیل به شدت علیه رهبری جدید نظام موضع گرفته و فراتر از آن به مخالفت با اصل ولایت فقیه مبادرت کرد.

در نوشته ها و اظهارات کدیور به این موضوع برمی خوریم که وی مدعی میشود که قانون اساسی جمهوری اسلامی در ابتدا فاقد اصل ولایت فقیه بود و بدون وجود این اصل به تأیید امام خمینی( ره) و مراجع دیگر رسیده بود و دو سه ماه بعد این اصل به آن افزوده شد. وی حتی ادعا می کند از همان زمان نسبت به این قانون اساسی به دلیل وجود همین اصل موضع پیدا کرده و آن را دچار تناقض می دیده است!

تشکیک در آموزه های دینی

اما توضیح نمیدهد که چرا مخالفت خود را تا نزدیک به ده دوازده سال بعد آشکار نکرد.

 به هر حال، وی بعد از سال 1368 به تدریج مواضع خود را علیه اسلام اصیل و انقلابی در قالب مقالاتی حاوی مضامین فکری و فلسفی و کلامی ابراز کرد و هر چه به مقطع خرداد 76 نزدیک شد بر موضع گیری علیه ولایت فقیه نیز شدت بخشید و تلاش کرد آن را زیر سؤال برده و مشروعیت آن را از جنبه های مختلف به چالش بکشد. این رفتار وی هماهنگ و همزمان با فعالیت حلقه کیان با محوریت عبدالکریم سروش بود که از آن حلقه بعدها کسانی مانند اکبر گنجی و آرش نراقی تولید شده و به انکار ضروریات دین و برداشت های بسیار انحرافی از قرآن معروف شدند.

حلقه کیان چه بود؟

 وظيفه اصلي و عمده اين حلقه، نظريه‌پردازي عليه ولايت فقيه در نظام جمهوري اسلامي است و جالب اينكه به همان ترتيبي كه در ميان شخصيت‌هاي انقلابي در پي استفاده از يك شخصيت عليه شخصيت‌هاي ديگر بودند، در دنياي نظريه نيز براي نفي يك بخش از نظريه حكومتي امام(ره) سعي مي‌كردند از بخش ديگر آن استفاده كنند. لذا تمام بحث‌هايي كه در طول سال‌هاي دهه هفتاد و هشتاد شمسي دامن زده شد در اين خصوص كه جمهوريت نظام در مقابل اسلاميت آن قرار دارد، همگي بر اساس همان حركت تفرقه‌افكن براي تهي كردن نظام از انديشه ولايت فقيه و اسلام بود چرا كه جمهوري اسلامي بدون اسلام يك نظام غربي است و بدون ولايت فقيه يك نظام سست و بي‌سرانجام. حلقه كيان، براي پيشبرد پروژه خود، در همان دهه هفتاد اقدام به يارگيري و ارتباط‌گيري با افرادي كرد كه زمينه و گرايش به چنين موضوعاتي را داشتند و به همين جهت بود كه روي شخصي به نام محسن كديور متمركز شدند.

جالب آنکه کدیور هم بعداً و هنگامی که از ایران خارج شد مواضعی نزدیک به آنان در خصوص قرآن کریم و نبوت و امامت اتخاذ کرد و به نفی کلام الله بودن قرآن تصریح نمود و عصمت پیامبر( صلواتالله علیه) و ائمه ( سلامالله علیهم) را نیز منکر شد.

وی همچنین در روزهای میانی اسفند ماه سال 84 در مراسمی نیمه خصوصی، زیارت جامعه كبیره را هم از نظر سند و هم از دیدگاه دلالت فاقد هر گونه اعتبار معرفی كرد.

تشكيك وی در آموزه‌هاي ديني، ضديت با جمهوري اسلامي و همراهي با دشمنان ايران تا بدانجا پيش رفت كه حتي حکم امام خميني(ره) درباره ارتداد سلمان رشدي را نيز زير سوال برد و در ادعايي مضحک، آن را «ترور» توصيف کرد. وی در نامهاي به حجتالاسلام محمد جواد فاضل لنکراني، حمايت مرحوم آيت الله فاضل لنکراني از مجازات يک ملحد و هتاک به پيامبر اسلام که اهل جمهوري آذربايجان است را مردود دانست.

اما بهتر است بدانید فعالیت های تبلیغی وی علیه اسلام و نظام جمهوری اسلامی و اندیشه های امام خمینی(ره) و همگامی و همراهی وی با اتهامات غرب علیه ایران به ویژه در زمینه حقوق بشر تا سال 1377 از سوی نظام تحمل شد و وی در ابراز عقایدش آزاد ماند. اما در این سال به دلیل موضع گیری های تند با هدف زمینه سازی برای ناامن کردن جامعه و به ویژه تحریک دانشجویان به نفی اسلامیت نظام، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی به حکم دادگاه ویژه روحانیت 18 ماه زندانی شد و در 26 تیر 79 آزاد شد. علی رغم این محکومیت وی همچنان به تدریس در دانشگاه ادامه داد.

ادامه مواضع ضد نظامی کدیور در نهاد غیردولتی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات

کدیور در سال 1360 ازدواج کرده، صاحب چهار فرزند و از 1376 ساکن تهران بود. از سال 1370 به مدت هشت سال معاونت اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک را به عهده داشت.

وی از بدو تأسیس نهاد غیردولتی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ( 1378 ) ریاست آن را بر عهده گرفت و مواضع ضد نظام و ضد ایران او در این انجمن هم ادامه پیدا کرد.

خروج از کشور و مهاجرت به آمریکا

کدیور پس از خرداد 84 از ایران خارج شد و به آمریکا رفت و از آنجا علیه دولت نهم به ابراز موضع و ارائه تحلیل پرداخت و مواضع تندی علیه رهبر معظم انقلاب مطرح کرد. به ویژه در جریان فتنه 88 و پس از آن به فعالیت گستردهای در خارج کشور دست زد تا از یک سو زمینه های اعمال فشار هرچه سنگین تر از سوی کشورهای غربی بر ایران فراهم شود و از سوی دیگر اغتشاشات داخلی تداوم یابد.

وی هنگامی که ابتر بودن این اغتشاشات را دید، ناامیدانه و هتاکانه مدعی شد که « این حکومت الهی شکست خورده است»!

 وی حتی متعرض همپیالگی ها و بستگان خود هم شد و هنگامی که آنان ناگزیر از اقرار به حقانیت رهبری معظم انقلاب شدند، با عصبانیت کلیت نظام و کشور و مردم ایران را « فاسد » توصیف کرد.

این روحانی نمایِ ضد انقلاب که روزگاری لباس روحانیت را برای خودش افتخار می دانست و امروز به دلیل اینکه معاند نظام و انقلاب اسلامی ایران  دیگر نیازی به آن نمی بیند که حتی لقب روحانی نمای ضد انقلاب را یدک بکشد بنابراین دیگر از این لباس استفاده نمی کند و با چهره ای مدرینیته در محافل حاضر می شود چنانچه حتی در سایت شخصی خود نیز تصاویر موجود در لباس روحانیت را حذف کرده و ترجیح داده است تا در لباس هایی به سبک و سیاق اروپایی ظاهر شود.

 

محسن کدیور

 

جالب است بدانید پیش تر از این تصويري كه كديور از خود در دو صفحه انگلیسی و فارسی وب سایتش به نمايش گذاشته بود، با يكديگر تفاوت داشت چنانچه در صفحه مربوط به زبان فارسي که عمدتا براي مخاطبين فارسي زبان در داخل کشور طراحي شده بود، تصویری با لباس روحانيت و در صفحه زبان انگليسي كه اختصاص به كاربران غير ايراني دارد، كديور تصويري با كت و شلوار كه نماد يك انسان علمي و آكادميك بوده، از خود به نمايش گذاشته بود.

 

محسن کدیور

وبسایت فارسی زبان کدیور (قبل)

محسن کدیور

وبسایت انگلیسی زبان کدیور (جدید)

 

جریانی با هدف دستیابی به قدرت

مرور مواضع و رفتارهای محسن کدیور دقیقاً نشان دهندة جریانی است که از ابتدای انقلاب تنها با هدف دستیابی به قدرت تلاش کرد خود را به کانون های احتمالی قدرت در آینده نزدیک کند.

اینکه وی با وجود اشتغال به تحصیل در دانشگاه در رشته مهندسی برق و الکترونیک دانشگاه شیراز، در اوایل انقلاب و زمانی که روحانیت و روحانی بودن بعد از مدتها تبدیل به ارزش شده بود، ترجیح داد به تحصیلات حوزوی روی بیاورد و نفوذ او به حلقه اطرافیان منتظری، و به ویژه همان طور که در سطور پیشین اشاره شد عدم مخالفت وی در آن سالها با ولایت فقیه و ابراز این مخالفت از هنگام عزل منتظری و سپس تشدید آن در زمان رهبری حضرت آیت الله خامنه ای( مدظله العالی)، نشانه هایی غیرقابل انکار بر برنامه ریزی این جریان برای تسلط بر مصادر تصمیم گیری در کشور است.

تولیدات فکری کدیور

مجموعۀ تولیدات فکری محسن کدیور را میتوان در سه گروه دسته بندی کرد: فلسفه، کلام و سیاست. فصل مشترک این سه دسته تولیدات فکری، تقابل با نظام حاکم است که به نظر میرسد از موضع اپوزیسیونی روشنفکرمآبانه اتخاذ شده است. مشخصۀ آثار وی در این سه حوزه آن است که به نفی اصالت و هویت ملی و دینی و استقلال سیاسی کشور در سالهای بعد از پیروزی انقلاب معطوف است و در آنها به نحوی رد پای تفکرات غربی و دین زدایانه از عرصه های سیاسی و اجتماعی و تأکید بر وجوه فردی دینداری مشاهده می شود. اگرچه در عرصه فلسفه کمتر میتوان چنین مواضعی را دید، اما بعضاً شیفتگی او به فلسفه غربی و برخورد تحقیرآمیز با فلسفه شرقی - که از قضا- تخصص اصلی اوست مشهود است.

تخالف و تضاد با نظام در حوزه کلام

در زمینه کلام، مطالب منتشرة منتسب به کدیور صبغۀ سیاسی نسبتاً پررنگی داشته و در آنها رگه های قوی تخالف و تضاد با نظام و دستگاه فکری ولایت فقیه مشهودتر است.

به طور کلی میتوان گفت، وی خواستار انطباق احکام اسلام بر موازین جهانی نظیر حقوق بشر است تا از این طریق روشن شود که اسلام دین خوبی است. این همان تفکری است که برخاسته از غرب بوده و در واقع، عدول از احکام دینی و قوانین وضع شده الهی و تن دادن به رویکردها و قوانینی وضع شده انسانی را خواهان است و توصیه می کند.

وی با یافتن نقطه تلاقی میان مباحث سیاسی و مباحث فقهی به دنبال آن است نشان دهد در نظام اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه، حکم ولی فقیه شرعی نیست. به عبارت دیگر، کدیور با این استدلال می خواهد موجودیت این نظریه در قانون اساسی و الزامات آن را نادیده بگیرد.

بخش دیگری از مواضع فکری کدیور، تفسیرها و تحلیل های او در خصوص مباحثی است که نافی فرابشری و الهی بودن دین است. در چهارچوب فکری کدیور هر آنچه با سنت در ارتباط و پیوند است باید نفی شود و به جای آن رویکرد نو به مقولات و موضوعات بنشیند ، که در واقع همان رویکرد منطبق بر مدرنیته غربی است.

بخش دیگری از محتوای فکری کدیور، دست اندازی به گفتمان تابناک شیعه است. وی و جریان سکولار از آنجا که می دانند پایبندی مردم به مبانی تشیع و پیروی از آموزه ها و الگوهای آن تا چه اندازه مانع تسلیم در برابر غیر حق و حقیقتاند، راه نفوذ دادن اندیشه های مخرب غربی و غلبه دادن تعقل بر تعبد را، نه در انکار بلکه در تحریف آن آموزه ها و الگوها و تهی کردن آنها از مفاهیم اصیل و اصلیشان یافته اند. از این رو از هر فرصتی برای پیش بردن این سیاست استفاده کرده اند.

مواضع سیاسی با رنگ و بوی شاگردی منتظری

در حوزه سیاست، آراء و نظرات کدیور محل بحث و تأمل بوده است و در واقع مطرح شدن وی در فضای فکری و فرهنگی کشور به واسطۀ دیدگاه ها و مواضع سیاسی اش بوده است.

نظرات و مواضع سیاسی وی رنگ و بو گرفته از شاگردی منتظری و مخالفت و تضاد با نظریه ولایت فقیه و تا اندازه‌ای نسبت خویشی با مهاجرانی و انتساب به اصلاح‌طلبان است. شاه بیت دیدگاه‌های سیاسی کدیور رد نظریه ولایت فقیه است که آمیخته به تاریخ و کلام و فلسفه ارائه می‌شود.

رویکرد سیاسی او را میتوان در سه مقطع بازشناخت: یکی تا پیش از رحلت امام خمینی( ره) که وی از ابراز منویات و گرایش های خود ابا داشته و با پنهان کردن گرایش سیاسی خود بر احتمال دست یافتن به قدرت از طریق کسی همچون منتظری و یا باند هاشمی معدوم می افزود.

 مقطع بعدی، بعد از رحلت امام خمینی( ره) است تا سال 88 که در این دوره حدوداً بیست ساله وی به تدریج و طی یک روند صعودی به تضاد با حاکمیت در تمام جنبه ها و سطوح سوق پیدا کرد و به نوعی، هر آنچه را در مقطع اول در دورنش مخفی کرده بود با شدت بیشتری بیرون ریخت. مقطع سوم، از زمان فتنه 88 به بعد است که وی در خارج از کشور به نفی بسیاری از مبانی دینی و اخلاقی مبادرت کرد و همسو و هماهنگ با کشورهای معاند جمهوری اسلامی به منظور حصول نتیجه مطلوب غرب از اغتشاشات خیابانی به فعالیت عملی و تبلیغی دامنه داری دست یازید. این برخورد و رفتار او چنان بود که حتی کسی مانند عزت الله سحابی اقدام به ارسال نامه ای برای او و چند تن دیگر از این طیف کرد و آنان را به خودداری از عصبانیت و شخصی کردن مواضعشان توصیه کرد.

سرانجام

کدیور هم اکنون در آمریکا به سر می برد و از محل کمکهای دولت آمریکا در قالب جوایز و نیز برخی فعالیت های دیگر روزگار می گذراند. وی همانند یوسفی اشکوری و هادی قابل و امثالهم، نمونه ای از انحراف گسترده در اعتقاد به مبانی اسلام و تشیع است. وی که بارها مدعیات پوچی را درباره مسئولین ارشد نظام مطرح کرده، خود هیچ گاه حاضر به توضیح در خصوص منابع مالی خود برای زندگی در اروپا و آمریکا نشده است. گذشته از این، روابط او با برخی عناصر نظریه پرداز آمریکایی و یهودی نیز هیچ گاه از جانب وی توضیح داده نشده است.

آنچه به روشنی میتوان دید این است که کدیور و امثال او آنچه میگویند و به عنوان جعلی « اندیشه و اجتهاد » مطرح می کنند چیزی نیست جز همان مواضع و روش های تخریبی که در طول تاریخ رویارویی یهودیت با اسلام و در دهه های اخیر در مواجهه صهیونیسم بین الملل و بهایی گری علیه اسلام مطرح شده و به روشهای گوناگون در سطح جهان و به ویژه در دانشگاهها و مراکز تحقیقی تبلیغ و نفوذ داده شده است. بی دلیل و از سر دلسوزی نیست که به این گونه افراد در دانشگاهها و مراکز مطالعاتی غرب، که وابستگی آشکاری به محافل اطلاعاتی و مالی یهود دارند فرصتهای مطالعاتی و امکاناتی داده می شود که بعضاً حتی به شهروندان غربی داده نمی شود.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه