sayenews.com

کد خبر : ۱۲۸۸
پ
تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۷
علی مزروعی در یادداشتی تحت عنوان " فقير درماني يا فقر درماني؟" در روزنامه سرمایه نوشت:

اگر انساني از ديدن « فقير» در جامعه دلتنگ و ناراحت نشود به راحتي مي توان گفت از عواطف انساني و نوع دوستي بشري بويي نبرده است و تقريبا كم تر انساني را مي توان يافت كه نسبت به فقرا بي تفاوت باشد و از كنار فقيران بدون تامل بگذرد اما مهم تر از ابراز عواطف و كمك به فقيران اين است كه فكر كنيم چرا با اين پديده دردناك در جامعه روبه رو هستيم؟ بدون شك وجود فقيران ناشي از «فقر» موجود در جامعه است و هرچند شكاف فقير و غني يكي از پديده هاي ديرين تاريخ بشري است و كم و بيش غالب جوامع بشري با آن درگيرند اما تجربه تاريخ معاصر نشان مي دهد كه برخي جوامع با تكيه بر علم اقتصاد و ديگر معارف و دانش ها و فن آوري ها توانسته اند مسير توسعه اي را سامان و سازمان دهند كه حاصل آن «فقر درماني» جامعه و به حداقل رساندن فقيران بوده است. به عبارت ديگر در اين جوامع برنامه «فقر درماني» به جاي «فقير درماني» راهگشا بوده و به طور نسبي منجر به تحقق «عدالت اجتماعي» شده است.در ايران متاسفانه ما با هر دو پديده «فقير» و «فقر» مواجه ايم و با وجود هزينه بالايي كه در بودجه عمومي دولت براي بهبود وضعيت فقيران هر ساله تخصيص مي يابد تاريخ سه دهه گذشته بهبودي را در اين زمينه به نمايش نمي گذارد و جامعه ما هنوز از شكاف فقير و غني در رنج است.

سوال اين است كه چرا به رغم صرف اين هزينه ها و يارانه سنگيني كه دولت براي بهبود وضعيت فقيران متحمل شده است همچنان ما بايد شاهد رقم قابل توجهي از فقيران در جامعه باشيم؟ به نظر نويسنده علت اين رخداد را بايد در نگاه غالب بر نظام تصميم گيري كشور مبني بر «فقير درماني» به جاي «فقر درماني» يافت. در نگاه «فقير درماني» اقدامات حمايتي مستقيم مثل كميته امداد اصالت مي يابد اما در نگاه «فقر رماني» بايد جرياني از «توليد ثروت» در جامعه براه افتد كه نتيجه آن بهبود وضعيت فقيران و كاهش تعداد آنان به مرور زمان باشد.از منظر ديگران تمام هم و غم دولت بايد متوجه «فقر درماني» باشد تا «فقير درماني»، چرا كه به دليل عواطف انساني و نوع دوستي در غالب انسان ها شهروندان خود به وظيفه «فقير درماني» اقدام مي كنند و به ويژه در جوامع اسلامي كه كمك به هم نوع انقاق در راه خدا و عبادت شمرده مي شود دست زدن به اين اقدام خداپسندانه داوطلبان فراوان دارد و حداكثر دولت بايد با به رسميت شناختن نهادهاي خيريه و مدني بستر هموار و مناسب اين كار را فراهم كند.

فراموش نكنيم كه تاسيس كميته امداد در سال هاي ابتداي انقلاب براي تحقق همين هدف بود اما بعدها با وصل شدن اين نهاد به بودجه عمومي به گونه اي نگاه «فقير درماني» به جاي «فقر درماني» در نظام تصميم گيري نشسته است كه امروز اداره امور اقتصادي كشور بدون وجود اين كميته ناممكن به نظر مي رسد، در حالي كه اگر دولت «فقر درماني» را راهنماي عمل خود قرار مي داد بايد فضاي اقتصادي و كسب و كار را روي مردم گشاده مي داشت و مجموعه سياست هايي را در پيش مي گرفت كه حاصل آن تثبيت اقتصاد كلان و ايجاد امنيت و آرامش براي فعالان عرصه اقتصاد و كارآفرينان باشد.
در اقتصادي كه كارفرماي بزرگ آن دولت باشد و دولت با بهره گيري از امتيازات انحصاري راه رقابت را روي ديگران ببندد و با مداخله هر روز در قوانين و مقررات هيچ ثبات و امنيت و آرامشي را براي فعالان بخش خصوصي و مردم باقي نگذارد هرگز «فقر درماني» تحقق نمي يابد و بار عظيم «فقير درماني» همچنان تا اطلاع بعدي بر دوش بودجه عمومي دولت باقي خواهد ماند و البته با اين شيوه توزيع يارانه هاي غيرهدفمند ضمن آن كه روزبه روز بر رقم بودجه مورد نياز افزوده خواهد شد از دامنه فقيران نيز كاسته نخواهد شد. اقتصاد ايران روزهاي سختي را سپري مي كند و بيماري هاي آن در حال ظاهر و حاد شدن است و مساله «فقر» يكي از اين بيماري هاست كه جز با «فقر درماني» نمي توان آن را چاره كرد و البته داروي شفابخش اين بيماري دامن زدن به جريان «توليد ثروت» در كشور با قبول همه مقتضيات مرتبط با آن است. در يك ضرب المثل چيني آمده است كه براي كمك به فقير گرسنه مي توان سه اقدام كرد اول به او ماهي داد، دوم به او ماهيگيري با قلاب آموخت و به او قلاب داد، و سوم به او ماهيگيري با تور و توربافي ياد داد و كمكش كرد تا صيد و توليد كند. روشن است كه در اين ضرب المثل حكيمانه چه عمقي براي رهايي يك جامعه از فقر نهفته است چراكه مي خواهد بگويد اگر اقدام اول در پيش گرفته شود كه همان راهبرد «فقير درماني» است فقير با خوردن ماهي سير مي شود اما همچنان فقير مانده و در وعده ديگر گرسنه و محتاج كمك باقي مي ماند.

اقدام دوم هر چند نوعي راهبرد «فقر درماني» است اما فقط فرد فقير را از فقر مي رهاند ولي اقدام سوم هم فرد را از فقر مي رهاند و هم ابزار توليد براي رهايي ديگران از فقر مي زايد و به «توليد ثروت» در جامعه دامن مي زند. بار سنگين «فقير درماني» را بايد از روي دوش بودجه عمومي برداشت و راه را روي «فقر درماني» گشود، آن گاه مي توان با هدفمندكردن يارانه ها و صرف بودجه ها در مسير توليد افق تازه اي را به روي اقتصاد ايران باز كرد و اين كه چهره خشن و ناميمون فقر از جامعه ما به تدريج رخت بربندد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه