sayenews.com

کد خبر : ۱۵۳۶
پ
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۵:۴۲
سعادتي يافتم تا سخنان استاد دكتر نصرالله پورجوادي را در نشست چهل و يكمين همايش از شب هاي مجله بخارا كه به مناسبت انتشار كتاب فصوص الحكم ابن عربي با ترجمه برادران موحد برگزار شده بود در شبكه بخوانم. با اين اميد سخنان استاد را خواندم كه در معرفي ابن عربي به طور خلاصه به مباني نظري، اصول عقايد، جنبه هاي نوين و منحصر به فرد وي و يا حداقل به برجستگي هاي كتاب فصوص الحكم اشاره اي كوتاه بنمايند. اما اين كار را نكردند و بدون پرداختن به اين امر مهم كه در نقد يك انديشمند و يك عارف و فيلسوف، بسيار حياتي است و فقط بر اساس چند نكته بي اهميت مستيقما به نقد منفي و بعضا به نكوهش ابن عربي پرداختند.

استاد صرفا از دو جنبه به نقد ابن عربي اهتمام مي ورزند، اول اينكه اشاره مي كنند به ذكر خواب ديدن ابن عربي در مقدمه فصوص مبني بر اينكه پيامبرگرامي اسلام(ص) كتاب فصوص را به او هديه داده است و از اين نظر كه ابن عربي با ذكر اين خواب كار درستي انجام نداده و منظور هايي از ذكر آن داشته چنان به نقد او مي پردازد و وي را نكوهش مي كند كه صداقت و خلوص نيت ابن عربي در خلق و نگارش بزرگترين كتاب عرفاني جهان اسلام مورد شك قرار مي گيرد به گونه ای كه بعد از شنيدن سخنان دكتر، تصوير يكي از بزرگترين عارفان اسلام در جهان در ذهن شنوندگان و خوانندگان مسئله دار و خدشه دار مي گردد و نتيجه نهايي اين مي شود كه كل محتوا و مطالب كتاب، جذابيت خود را براي خوانندگان و شنوندگان از دست داده و بي اعتبار نشان داده مي شود به عبارت ديگر با پرداختن به صحت و كذب يك خواب، يك عارف و يك كتاب بزرگ از نظر صداقت و اعتبار دستخوش شك مي شود كه اينگونه نقد و بررسي و نتيجه گرفتن جاي سوال دارد.

دوم اينكه استاد پور جوادي براي اينكه نتايج نقد خود را در قسمت اول محكم كنند و بيمه نمايند به نقد منابع مورد استفاده ابن عربي در نوشتن فصوص الحكم مي پردازد. براي اينكار در ابتدا گزارشي كوتاه از نتيجه بررسي هايش در زمينه منابع ابن عربي ارائه مي دهد و سپس ثابت مي نمايند كه ابن عربي بعضي از نظرات و اصطلاحات خود را كه در فصوص نقل كرده از نهج الخاص ابو منصور اصفهاني، مقصدالاسني ابو حامد غزالي، قوت القلوب ابو طالب مكي و رساله قشيري اخذ نموده است.

نقد و بررسي ابن عربي از جنبه هاي مشروحه فوق في نفسه بسيار عالي است ولي نه به قصد بي اعتبار كردن و بي ارزش قلمداد نمودن بلكه به منظور نشان دادن غني بودن اثر و عقيده و داشتن پشتوانه نظري آن عارف و انديشمند بزرگ كه اين جنبه ها براي محكوم و بي اعتبار كردن و اخذ نتايج مورد نظر سخنران بسيار ضعيف هستند، نتايجي كه احتمال مي رود از قبل پيش فرض نقاد محترم بوده است.

استاد پور جوادي به واسطه همين نقدها واشاره ها، نتيجه مي گيرند و بيان ميكنند كه : "ابن عربي مطلب زيادي در كتابش نگفته" و "فاقد ابهت و تقدس" است واز آن "بت ساخته اند" و بعضي ازاصطلاحات او در فصوص " بي پايه و من در آوردي" است. و بعضي ديگر را از ديگران اقتباس نموده( كه مترادف سرقت ادبي است) و در آخر هم كتاب فصوص الحكم را تا سطح يك" دفترچه يادداشت " كه كلا از كتاب هاي ديگران رو نويسي شده تقليل مي دهند البته براي اينكه طرفداران ابن عربي و اهل فن هم را آزرده خاطر ننمايد و بي اعتنايي به صدها مقاله و كتاب كه انديشمندان مسلمان و جهان در باب آثار و ارزش ابن عربي نوشته اند، نشده باشد بطور لفظي تعاريفي هم از ابن عربي مي نمايند كه به نظر مي رسد بيشتر تعارف باشد تا تعريف واقعي.

با توجه به موارد فوق جاي سوال است كه اينگونه برخورد وانتخاب اينچنين شيوه نقد و از مهم تر اخذ نتيجه گيري هاي فوق به اين شكل در مقام و شان دكتر پور جوادي است؟

از استاد انتظار مي رفت كه اگر مي خواست اينچنيين احكامي را در مورد ابن عربي صادر نمايند حداقل مباني نظري مكتب ابن عربي، برجستگي ها و اصول عمده وي را در كتاب فصوص شرح داده و پس از مقايسه مستند با ديگر آثار عرفا و فلاسفه، به نقد و بررسي و اظهار نظر مي پرداختند آنوقت احكام سنگين و ناصواب را صادر ميكردند تا حداقل شنوندگان و خوانندگان نتايج او را با استدلال بيشتري بپذيرند نه اينكه به واسطه بحث و جدل در صحت و كذب يك خواب و يا رو كردن چند منبع، كل عقايد، نظرات و جايگاه ابن عربي را در جهان انديشه و عرفان متزلزل نمايند، مطمئنا اين شيوه اعتباري نداشته و صرفا مي تواند نشانگر نقد ها و بر خوردهاي جهت دار با نتايج از قبل تعيين شده باشد كه به نوبه خود آسيب هاي فرهنگي و... بدنبال خواهد داشت.

البته لازم به ذكر است كه بحث از منابع مورد استفاده ابن عربي يك بحث بسيار مهم و جذاب و علمي است كه در نهايت و با در نظر گرفتن عقايد و نظرات او و ديگر عرفا در گستره تاريخ انديشه وتفكر مي توانست نتايجي مفيد داشته باشد كه متاسفانه دكتر پور جوادي در سخنراني شان علاقه اي به این كار نداشته اند و فقط نتايج خاص و مورد نظر خود را گرفته و بيان نمودند.

به عنوان مثال اگر در بررسي هاي مربوط به كانت، اين موضوع را كشف كرديم كه منابع كانت در نگارش كتابهاي عظيم نقد خرد محض و نقد خرد عملي عبارتند از اثار لاك و دكارت و يا اينكه ملا صدرا در نگارش اسفار از كتاب هاي شيخ اشراق و ابن سينا استفاده هايي كرده، آيا مي توانيم نتيجه بگيريم كه كانت و ملا صدرا انديشمندان بزرگي نبوده و از خودشان مطلب چنداني نداشته اند و نظرات و عقايد آنها داراي ارزش و خلاقانه نيست و منكر جايگاه رفيع آنان در تاريخ فكر و انديشه انسان ها بشويم؟ آيا مي توان يك كتاب يا يك نظريه و يك مكتب را به تنهايي و صرفا به اين دليل كه از اصطلاحات و كتب و آثار ديگران استفاده كرده محكوم و بي اعتبار كرد؟

به نظر مي رسد اينگونه برخوردها و انتخاب اينگونه روش ها در بر خورد با انديشمندان و مفاخر جهان بيشتر تحت تاثير گرايش هاي قومي و فكري باشد تا بر گرفته از عادات و روش هاي علمي نقد و بررسي كتب فلاسفه، عرفا و انديشه ها .

لازم به توضيح است كه شيوه هاي مذكور اخيرا مدتي است در مورد تعدادي از بزرگان گذشته مثل مولانا ، سعدي و ... و همچتین انديشمندان معاصر كه شناخته شده اند به كار برده شده كه گاها منجر به مخدوش شدن پيام آنها و و در بعضي از موارد منجر شده به اينكه جايگاه، ميراث و ارزش تعدادي از آنها به نفع كشور هاي بيگانه مصادره شود.

با توجه به موارد فوق و به عنوان ختم كلام لازم است كه بزرگان و دانشمندان معاصر اين مرز وبوم در نحوه بررسي و نقد انديشمندان اسلام و ايران (كه اعتبار، مقام و ارزش آنها وام دار وجود اين عزيزان است) روش هاي علمي، منطقي و مناسبي را انتخاب نمايند كه علاوه بر حفظ حرمت و ارزش و جايگاه، نقاط قوت و ضعف آنها نيز به طور علمي و مستدل روشن گردد .

خسرو قمر
شيراز بهار 1387

* عبارات نقل شده در گيومه عينا عبارات جناب دكتر پور جوادی است كه در سخنراني شان به كار برده اند
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه