sayenews.com

کد خبر : ۲۱۹۹
پ
تاریخ انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۸۷ - ۱۹:۳۱
احترام گذاشتن به مردم، فقط شعار نيست كه با جملات دلفريبي مثل «تماشاگران، سرمايه هاي اصلي ورزش هستند» بشود سر و ته قضيه را هم آورد. محترم شمردن مردم، در عمل خودش را نشان مي دهد كه متأسفانه در فوتبال ما اثري از آثارش نيست!
1) عليرضا نيكبخت واحدي در كميته انضباطي فدراسيون فوتبال حاضر مي شود تا در مورد فرار شبانه اش از همراهي تيم ملي توضيحاتي به قاضي شريفي بدهد.

حرفهاي نيكبخت به اندازه اي جالب و خواندني است كه مي توان سناريوي يك فيلم كمدي و فانتزي را از دل آن استخراج كرد و البته از فروش آن مطمئن بود!

«پاسپورتم توي داشبورد بود، اما تاريخش گذشته بود. چهار صبح رفتم باشگاه پرسپوليس كه تعطيل بود. صداي زنگ گوشي ام را آنقدر نشنيدم كه شارژ آن تمام شد و شما فكر كرديد موبايلم را خاموش كرده ام!»

واقعاً كه سخنان آقاي واحدي هر فيلسوفي را قانع مي كند! آدم تحت تأثير تلاشهاي اين بچه براي خدمت به تيم ملي قرار مي گيرد، اما افسوس كه امكانات نيست!

2) اتفاقات ديدني برنامه نود اين هفته جالب بود، آن از لحن قهرماني و توجيهاتش و اين هم از سرهنگ ياوري كه دست كمي در توجيه كردن ندارد.

سرمربي پا به سن گذاشته راه آهن كه احتمالاً مرعوب تهديد مسي ها به شكايت شده است، جمله جنجالي اش مربوط به رفاقت قهرماني و مظلومي را با دقت تمام ماله كشي مي كند! «من كه حرفي نزدم. خب من هم با آقاي صفيري رفيق بودم. رفاقت كه مسأله اي ندارد!» ياوري البته سخنان آتشين و معنادارش در مورد بنيه مالي داوران را هم به حال خود رها نمي كند: «نه، اين يك مسأله جداست. آن خبرنگار يك سؤال ديگر پرسيد كه من هم جواب دادم، اما مسايل را با هم قاطي كردند!» واقعاً دوشنبه گذشته در تاريخ فوتبال ما يك نقطه عطف بود. چقدر همه ما اشتباه مي كرديم كه فكر مي كرديم ياوري به داور بازي با راه آهن اتهام زده است...!

3) اپيدي ماله كشيدن البته به امپراتور هم سرايت كرده است. بوي گند ماجراي دي كارمو، به خود برزيل هم رسيده، اما افشين خان قطبي كوتاه نمي آيد: «نگذاشتيد دي كارمو خودش را نشان بدهد. به شما بابت اخراج او تبريك مي گويم. او را از لحاظ رواني به اندازه اي تخريب كرديد كه خودش نتوانست با جو كنار بيايد و از تيم كناره گيري كرد.»

واقعاً كه خبرنگاران چه موجودات بي رحمي هستند. مگر دي كارمو چه كرده بود؟ فقط هزار تا موقعيت گل را خراب كرد! فكرش را بكنيد، اگر روح و روانش تخريب نمي شد، حتماً روي كريس رونالدو را هم كم مي كرد!

4) فوتبال ما تا خرخره در باتلاق توجيه فرو رفته است. آنچه نزد آقايان محلي از اعراب ندارد، شعور مردم است. اين تونيستي كه مي فهمي نيكبخت تيم ملي را دو دره كرده است، اين تو نيستي كه مي فهمي قهرماني افتادن سايه دو بازيكن روي هم را پنالتي تشخيص داده است. اين تو نيستي كه مي فهمي ياوري به داوران انگ زده است و اين باز تو نيستي كه از لابه لاي اخبار مي تواني به اخراج دي كارمو پي ببري. اين همه توجيه بي منطق، چه فرقي با توهين دارد؟ مگر نه اين است كه مردم داراي قدرت تشخيص و منطق هستند و مي توانند دوغ را از دوشاب تميز بدهند؟ پس اين همه عوام فريبي چه معنايي غير از ناديده گرفتن شعور توده دارد؟

5) احترام گذاشتن به مردم، فقط شعار نيست كه با جملات دلفريبي مثل «تماشاگران، سرمايه هاي اصلي ورزش هستند» بشود سر و ته قضيه را هم آورد. محترم شمردن مردم، در عمل خودش را نشان مي دهد كه متأسفانه در فوتبال ما اثري از آثارش نيست!

* رسول بهروش
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه