sayenews.com

کد خبر : ۳۴۳۶
پ
تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۱
پس از چند بار خواستگاري وقتي مطمئن شديم نمي توانيم خانواده منيژه را راضي کنيم، تصميم گرفتيم به دادگاه بياييم و اجازه ازدواج بگيريم.
اعتماد: دختري که فوق تخصص دستگاه گوارش است با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست کرد به او اجازه داده شود با يک مرد مرغ فروش ازدواج کند.

به گزارش خبرنگار ما اين دختر 36ساله که منيژه نام دارد در حالي که به همراه مرد موردعلاقه اش در شعبه 262 دادگاه خانواده به رياست قاضي محمدرضا صداقتي حاضر شده بود، گفت؛ «من وقتي دانشجو بودم از شهرمان ورامين به تهران آمدم و خانه يي اجاره کردم و در آن مدت تنها زندگي مي کردم. در همان دوران بود که با صابر آشنا شدم. او خواهرزاده صاحبخانه ام بود و رفت و آمدهايي که به خانه خاله اش داشت، باعث شد باب آشنايي ما باز شود. پس از مدتي به شناخت کامل از يکديگر رسيديم، هر دو احساس کرديم به هم علاقه مند شده ايم اما آن زمان امکان ازدواج نداشتيم و منتظر مانديم من درسم تمام شود و صابر هم از نظر مالي وضعيت بهتري پيدا کند.»

اين پزشک متخصص ادامه داد؛ «حالا که همه شرايط مهيا شده و من و صابر براي ازدواج آماده هستيم، والدينم بهانه گيري مي کنند و به ما اجازه ازدواج نمي دهند. پدرم استاد دانشگاه و مادرم معلم است. آن دو با اين بهانه که صابر هم سطح ما نيست و من به خاطر داشتن مدرک فوق تخصص بايد با فردي ازدواج کنم که تحصيلات عالي داشته باشد، مي خواهند مانع ما شوند، حال آنکه من و صابر به هم علاقه مند هستيم و هر دو يکديگر را کامل مي شناسيم. معيار من براي ازدواج سطح تحصيلات يا درآمد نيست بلکه مي خواهم با مردي زندگي کنم که دوستش دارم.» در ادامه اين جلسه صابر نيز همين جملات را تکرار کرد و گفت؛ «من چند بار با پدر منيژه صحبت کردم و به او قول دادم دخترش را خوشبخت خواهم کرد. شغل من کار پردرآمدي است و مي توانم زندگي مرفهي براي منيژه فراهم کنم ولي خانواده او به هيچ وجه راضي نمي شوند. هرچند من به دانشگاه نرفته ام و فقط ديپلم دارم امامنيژه را کاملاً درک مي کنم و هيچ اختلاف سليقه و عقيده يي با هم نداريم ولي پدر و مادر او مرا هم شأن خود نمي دانند و علاوه بر مساله تحصيلات، اختلاف سني ما را نيز بهانه مي کنند .من 9 سال از منيژه بزرگ تر هستم و به نظرم اختلاف سني ما زياد و غيرمتعارف نيست.»

وي افزود؛ «پس از چند بار خواستگاري وقتي مطمئن شديم نمي توانيم خانواده منيژه را راضي کنيم، تصميم گرفتيم به دادگاه بياييم و اجازه ازدواج بگيريم. من حاضرم هر تعهدي که لازم است بدهم تا بتوانم اين دختر را به عقد خودم درآورم چون واقعاً او را دوست دارم و زندگي بدون منيژه برايم معنا و مفهومي ندارد.» بنا بر اين گزارش قاضي دادگاه بعد از شنيدن حرف هاي اين دو از آنجا که محل زندگي منيژه شهرستان ورامين است، با صدور قرار عدم صلاحيت پرونده را به دادگستري اين شهرستان ارجاع داد .
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه