sayenews.com

کد خبر : ۴۰۴
پ
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۹:۵۱
آيت الله ميرزا جوادآقا ملكی تبريزی
احمد لقمانی
 
روزهاي زندگاني انسان ايام هجرت او از « عالم قدس » است تا در كلاس تربيت و خود سازي شركت كند و در مدرسه آفرينش حضور يابد و پس از چندي به ابديت رجعت كرده در ديار قرب قرار گيرد.
از طلوع خورشيد حيات تاكنون چهره هايي تابناك اين كلاس را با بهترين امتياز پشت سر گذاشته و با دستيابي به قله قدس و معرفت « مقام آدميت » را كسب كرده اند.
عارف فرزانه و عالم وارسته « حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي » از جمله انسانهاي هوشمندي بود كه سرمايه عمر خويش را با خداي خود سودا نمود و بر لحظه لحظه آن ديده بصيرت آميز و ژرف نگر گشود. مدتي به « تحصيل » پرداخت و زماني « تدريس » را پيشه خود ساخت و عمري را به « تهذيب » خود و ديگران گذراند. و سرانجام با نفس مسيحايي خويش « روح الله » پروريد و « چلچراغ هدايت و رستگاري » در شبستان حوزه آويخت .
اينك نسيم لطف الهي فرصت بهار گونه برايمان پديد آورده است با هم گذري شتابان و سيري سريع برزندگاني آن فرهيخته والاگوهر مي نماييم تا از آبشار معرفت وي زلال انديشه و جرعه هاي ناب از آن خود سازيم .
ميلاد ميرزا
خورشيد قرن سيزدهم هجري روبه افول بود كه تبريز لبريز از شادي و سرور شد. « لطف » الهي پسري زيبا به خاندان « حاج ميرزا شفيع » داد كه « جواد » ش نام نهادند. گلخنده هاي شادي و شور بر چهره اهل خانه نشسته بود و همگان بوسه سپاس در درگاه الهي مي زدند. پدر طفل به پاس اين نعمت چندين روز مردم شهر را از « سفره نعمت » خود بهره مند ساخت .
« جواد » در دامان مادري مهربان و پدري صالح مراحل رشد و ترقي را پيمود و سالهاي كودكي هر يك دفتري نوبر ديدگان وي مي گشود.
شيرين جرعه هاي معرفت
پاي همت به مدرسه نهاد و با كمال ادب و فروتني زانوي تعلم در مقابل استاد بر زمين زد. صرف نحو منطق معاني بيان و دروس مقدماتي ديگر را در تبريز فراگرفت و پس از مدتي « سطح » را به پايان رساند. روشني باران نور در سرزمين وجودش وي را راهي ديار يار ساخت و به سوي نجف اشرف هدايت نمود.
بسان عبدي ذليل و مريدي فقير پاي ارادت بر صحن مولاي خود نهاد و با قدمهاي همراه با محبت خويش به سوي « ضريح ولايت » شتافت و از آن حضرت استمداد « تحصيل و تهذيب » نمود.
چندي از ورود او به نجف اشرف نگذشته بود كه عشق ولايت كاري كارستان كرد و شعله هاي هدايت يكي پس از ديگري رخ نشان داد. دست تقدير پاي او را به درس محدث محقق ميرزا حسين نوري كشاند و انديشه باشكوه وي را از انبوه دانش و بينش فقيه وارسته آيه الله حاج آقا رضا همداني بارورتر ساخت . ثمرآفرين خوشه هاي فكر و انديشه ميرزا جواد آقا با حضور در درس آخوند ملا محمد كاظم خراساني چشمگيرتر شد و تابناكي چهره وجود او با آشنايي با آخوند ملا حسينقلي همداني افزون گرديد هم او كه بسان اكسيري ميرزا جواد آقا از ملك به ملكوت رسانيد كسي كه نسيم نگاهش غبار رذايل را از صفحه جان انسانها مي شست و تاثيري ژرف در كلامش ديده مي شد.
چلچراغ بيداري
سالهاي هجرت و روزهاي تشرف در نجف با انبوه بكرات همراه بود و تلاش بسيار در راه تحصيل و تهذيب رهاوردهاي مباركي در پي داشت . تا اينكه ميرزا جواد آقا در سال 1321 قمري 270 ش . آهنگ رجعت به ايران كرد و به زادگاهش تبريز وارد شد.
جاذبه معنوي او روشن ضميران پاك را بسان پروانه هايي عاشق گرداگردش به پرواز درآورد و از محضر پرفيض وي آنان را سيراب ساخت . دانش پژوهان از بارش دانش وي بهره مي بردند و مردم نيز با قلبي مطمئن و روحي پرشور اطراف او حلقه مي زدند. در اين سالها بود كه واقعه مشروطه پديد آمد و ارتش روسيه بخشي از آذربايجان را اشغال كرد مردم بي پناه آن خطه به خاك و خون كشيده شدند و شهر تبريز محاصره گرديد. راهي غير از ترك ديار باقي نماند. از اين رو حاج ميرزا جواد آقا به دور از چشم متجاوزان روبه سوي تهران گذارد و از آنجا به زيارت حضرت عبدالعظيم (ع ) شتافت . سپس به قم مهاجرت كرد و اين شهر را وطن دوم خويش قرار داد.
ارمغان ارزشمند دوران تحصيل و تدريس حاج ميرزا جواد آقا ژرف نگري و انديشمندي بسيار نسبت به اوضاع جهان بود. وي صاحب سيرتي سياسي شده بود و هماره حوادث را با ديده بصيرت و بينش مينگريست . حكومت زمان خود را مردود مي دانست و صاحب منصبان را افرادي ناپاك و غاصب مي شمرد. هيچ گاه روي خوش به آنان نشان نمي داد و با زبان دعا ناخرسندي خويش را نسبت به اوضاع ابراز مي نمود.
افرادي كه براي مشورت به حضورش مي شتافتند از قبول كارهاي دولتي منصرف مي ساخت و سردمداران حكومت را همچون ستمگران بني اميه و بني عباس قلمداد مي كرد.

تدريس و تهذيب در قم
سال 1329 ق . قم پذيراي وجود حاج ميرزا جواد آقا شد . در آن ايام اين شهر از حداقل امكانات محروم بود جمعيتي اندك داشت و هنوز حوزه علميه مقدس و پر بركتشان تاسيس نشده بود.
اين عارف فرزانه اندكي پس از ورود به در خواست برخي از افراد پارسا جلسات درس و محافل اخلاق بپا كرد.
درس « فقه » كه متن آن مفاتيح فيض كاشاني بود و در پي آن درس » اخلاق و عرفان » براي عموم مردم كه در مدرسه فيضيه تشكيل مي شد. درس ديگري براي بعضي از خواص در منزل حاج ميرزا برقرار مي شد كه اخلاق و عرفان موضوع آن بود. علاوه بر اين نماز جماعت در مسجد بالا سر حرم مطهر حضرت معصومه (س ) نيز از سوي ايشان اقامه مي گرديد كه امام خميني و آيه الله بهاالديني از جمله افرادي بودند كه در نماز حاج ميرزا جواد آقا شركت مي كردند.
تابناكي سالهاي حضور اين شخصيت علمي عرفاني زمينه ساز هجرت بسياري از علما و بزرگان به سوي اين خطه گرديد. در آن ايام عوام و خواص از سرو سبز وجود ايشان بهره هاي وافر مي بردند و منزل وي دارالشفاي روان مردم زجر ديده و مصيبت زده بود. لطافت سخنان اين فرزانه سخت كوش در مناسبتهاي مختلف امواج مردم را لبريز از شادي و نشاط در ايام عيد و سرور معصومين (ع ) مي نمود و جرعه هاي معرفت بسياري در ايام رحلت و عزا در كام وجود آنان سرازير مي كرد.
گويا تقدير چنين بود كه پاكي و قداست در حوزه علميه قم به دست چنين وارسته اي پاك پي ريزي شود تا دهه اي بعد پاي همت و تلاش به وسيله حاج شيخ عبدالكريم حائري به ميان گذارده شده و حوزه علميه قم قامت سبز خود را برافرازد.
آنان كه با حالات ملكوتي و عبادي اين فرزانه عارف آشنا بودند ايشان را از بكائون مي شمردند. عبدي صالح كه سه ماه رجب شعبان و رمضان را پي در پي روزه مي گرفت و در قنوت نمازهاي نافله اين بيت حافظ را مكرر مي خواند.
ما را ز جام باده گلگون خراب كن
زان پيشتر كه عالم فاني شود خراب
شاگردان درس اخلاق
حوزه درسي حاج ميرزا جواد آقا سرچشمه نوري بود كه حسينيه دلهاي شيفتگان را روشن و آفتابي مي نمود. پلكان ملكوت براي ره پويان وارستگي محسوب مي شد. تاثير كلام ژرف آن استاد خود ساخته بذر صلاح و اصلاح در گستره دلها مي افشاند به طوري كه هر يك از شاگردان خود پرچمدار صلاح و سداد شدند و جمع بسياري را به سرمنزل مقصود رهنمود ساختند.
برخي از شاگردان مرحوم ملكي (ره ) عبارتند از :
1 ـ امام خميني ـ قدس سره الشريف ـ
نفس مسيحايي حاج ميرزا جواد آقا صميم جان خميني عزيز را چنان تاثير بخشيد كه » روح الله » گرديد و بيرق انقلابي سترگ را به دست خويش گرفت .از اين رو امام راحل (ره ) در كتاب « معراج السالكين » چون سخن از عرفان مي شود استاد خود را « شيخ جليل القدر » لقب داده و « عارف بالله » ميخواند و علاقه مندان به تهذيب و وارستگي را به مطالعه كتابهاي ايشان راهنمايي مي نمايد.
و در كتاب « چهل حديث » بيدار دلان را به « رساله لقاالله » آن بزرگوار رهنمون مي شود.
آن فرزانه كبير در جاي ديگر كه از قم و قبرستان شيخان سخن به ميان ميآيد خطاب به استاد شهيد مطهري مي فرمايد :
در قبرستان قم يك مرد خوابيده است و او حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي است . »
2 ـ حاج آقا حسين فاطمي قمي
دانشمندي الهي و پر مهر كه ساليان بسيار خوشه چين گستره دانش استاد خود بود و تدريس اخلاق و تربيت نفوس بسيار را به عهده داشت .
3 ـ آخوند ملا علي همداني
عالم رباني و فرزانه اي شايسته كه از همدان به قم هجرت كرد و طوباي وجود خود را با انبوه معارف الهي از حاج ميرزا جواد آقا بركت بخشيد و تاثيري جاودان در روح خود ايجاد كرد.
4 ـ حاج شيخ عباس تهراني
5 ـ سيد محمد مدرسي
6 ـ حجه الاسلام سيد محمود يزدي
7 ـ محمود مجتهدي
8 ـ شيخ اسماعيل بن حسين « نائب »
9 ـ حاج ميرزا عبدالله شالچي
گنجينه هاي نور
« عالم » بسان نخلي بلند از بركات است كه بايد چشم انتظار بر « قامت سخاوت » او داشت تا عنايت كند و دامن نياز انسان را پر از « گوهر معرفت » نمايد. با سيره سبز خود و روح باراني خويش هماره نزول لطف و محبت داشته باشد و گاهي با بيان مبين خويش و زماني با قلم تابناك خود صفحه دلها را نورافشان نمايد.
در اين مقال چشم اطاعت بر هم مي گذاريم با گوش جان سخن امام راحل خميني عزيز را پذيرا ميشويم كه فرمود : « ...از علماي معاصر كتب شيخ جليل القدر عارف بالله حاج ميرزا جوادآقاي ملكي تبريزي را مطالعه كن » . و با هم كتب ايشان را مرور مي نماييم :
1 ـ اسرار الصلاه » كتابي كه حاوي هزار نكته از اسرار نماز است و بسان استان اخلاق براي انسانهاي آماده خودسازي محسوب ميشود. برخي از اسرار طهارت و عبرت و تفكر را گوشزد مي كند و به معاوني وسوسه و الهام مي پردازد.بابحث از گناهان كبيره اشاره اي به توبه نموده و حضور قلب و حالات ملكوتي آدمي را توضيح مي دهد.
2 ـ « المراقبات » يا « اعمال السنه » در اين اثر پربها مقدمه اي كوتاه پيرامون دعا و راز و نياز به چشم ميخورد و سپس با قلمي زيبا و گويا اعمال ماههاي مختلف آثار و بركات روحي و معنوي آنها توضيح داده شده است .
3 ـ « رساله لقاالله » كتابي لبريز از نورانيت و معنويت كه ره پويان راه تهذيب و وارستگي را به قله قداست و طهارت روح مي رساند. معناي « لقا الله » و آيات مربوط به آن را توضيح داده از اسم اعظم گفتگو مي كند و سپس راه موفقيت الهي را براي سالكين بيان مي نمايد.
4 ـ كتابي در فقه
5 ـ رساله اي در حج
6 ـ حاشيه فارسي بر « غايه القصوي »
تكبير پرواز
... سرانجام آخرين آفتاب از خورشيد حيات و زندگاني انديشمند عارف حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي نمايان شد و روز يازدهم ذيحجه سال 1343 قمري قرصت ديدار و هنگام لقا رخ نشان داد .
چگونگي حضور آن عارف فرهيخته را در ملكوت از زبان فرزانه وارسته حاج آقا حسين فاطمي آگاه مي شويم :
روز پنجشنبه عيد قربان بود. خبر دادند كه حاج ميرزا جواد آقا جوياي احوال شما شده اند. چون از كسالت وي اطلاع داشتم بدون هيچ معطلي به خدمتشان رفتم ايشان به حمام رفته خضاب بسته و پاك و مطهر در بستر نشسته بودند.در ظاهر منتظر اذان بودند اما انتظار بيش از اين مقدار بود. چون ظهر فرارسيد در بستر شروع به اذان و اقامه كردند.با گفتن هر جمله اي بهجت بيشتر و آرامش فراوان تري سراغ او مي آمد. پس از اذان دعاي تكبيرات افتتاحيه را ترنم كردند. سپس دو دست را بالا برده تا تكبيرالاحرام بگويند كه گويي درهاي آسمان براي ورود او گشوده شد لبهايش حركت كرد و دستها به لرزش افتاد و با آخرين كلام اولين ديدار حاصل شد « الله اكبر »
مرغ روحش از بدن پاكش به سوي عالم قدس پرواز كرد و به سوي يار و محبوب ديرينه خويش پركشيد.
والسلام
پاورقي :
كيهان انديشه ش 8 ص 76 و .77 (با اندكي تغيير)
2 ـ تاريخ علمي و اجتماعي اصفهان در دو قرن اخير سيدمصلح الدين مهدوي ج 2 ص 11 و .17
3 ـ به نقل از مجموعه گلشن ابرار ج 2 ص .513
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه