sayenews.com

کد خبر : ۴۱۷
پ
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ - ۲۰:۴۰
نخستين امتياز رسمي براي اکتشاف و استخراج معادن و از جمله نفت در تاريخ 25 ژوئن 1872به يک عامل انگليسي به نام Barun Julius de Reuter (موسس خبرگزاري رويتر) از طرف ناصرالدين شاه و در زمان صدارت ميرزا حسين خان سپهسالار به مدت 70 سال واگذار شد.
پنجاه و هفتمين سال‌روز ملي شدن صنعت نفت يادآور روزهاي شيريني براي ايرانيان است، چرا كه استدلال رهبران و سياستگذاران نهضت ملي شدن اين صنعت، اين بود كه تا زماني كه نفت در دست بيگانگان است، آزادي و استقلال و رهايي از استبداد داخلي ميسر نيست.

به گزارش ايسنا، از زمان كشف نفت در صد سال پيش در مسجد سليمان، دولت‌هاي انگلستان و روسيه، بيش از پيش وارد صحنه سياسي ايران شده و هر يك تلاش كردند تا از منابع نفتي كشور سهمي بيشتر داشته باشند اما، دولت بريتانيا كه بيش از هر كشور ديگري به اهميت اين صنعت پي برده بود از رقبا پيشي گرفت و به زودي جاي پاي خود را در ايران محكم كرد. وقوع جنگ جهاني اول سبب با اهميت شدن نفت به عنوان نيرو محرکه ماشين هاي جنگي شد.

سابقه قراردادهاي نفتي ايران به سال 1250 باز مي گردد. در آن زمان ناصر‌الدين شاه امتياز بهره‌برداري از معادن نفت را به "بارون جوليوس دو رويتر" واگذار كرد. در ماده يازدهم قرارداد، «پترول» نيز كه در آن زمان به نفت اطلاق مي‌شد، در رديف واگذاري زغال‌سنگ، آهن، مس و سرب قرار گرفته بود.

نخستين امتياز رسمي براي اکتشاف و استخراج معادن و از جمله نفت در تاريخ 25 ژوئن 1872به يک عامل انگليسي به نام Barun Julius de Reuter (موسس خبرگزاري رويتر) از طرف ناصرالدين شاه و در زمان صدارت ميرزا حسين خان سپهسالار به مدت 70 سال واگذار شد.

درسال 1281 مظفرالدين شاه (شاه وقت ايران) امتياز اكتشاف، استخراج، بهره‌برداري و فروش نفت در سراسر کشور به جز پنج ايالت شمالي آذربايجان، گيلان، مازندران، گرگان و خراسان را به مدت 60 سال به ويليام ناكس دارسي، انگليسي واگذار کرد. اين قرارداد در 28 مه 1901 بين دولت ايران و الفرد ماريوت از طرف شرکت دارسي به امضاء رسيد.

بر اساس ماده 10 قرارداد دارسي که حاکم بر روابط شرکت نفت و دولت مرکزي ايران بود، شرکت ايران و انگليس بايد حدود 16 درصد از منافع خالص نفت را به عنوان حق امتياز به دولت ايران پرداخت مي کرد اما، انگيلسي ها حتي حاضر به پرداخت اين مبلغ ناچيز هم نشدند و از ابتداي فعاليت شرکت نفت انگليس و ايران، همواره کشمکش بر سر محاسبه سود خالص و حق امتياز وجود داشت. اين موضوع بيشتر به شفاف نبودن حساب‌ها و ناتواني ماموران دولتي ايران از فهم اطلاعات مالي شرکت ناشي مي‌شد.

پس از اشغال ايران توسط انگليس و شوروي و پس از آن، آمريكا در جنگ جهاني دوم، رقابت استعمارگران بر سر منافع، خصوصا نفت، تشديد شد اما دولت انگلستان به منظور حفظ سلطه‌اش بر نفت جنوب و جلوگيري از استيفاي حقوق ملت ايران با مقامات وقت كشورمان وارد مذاكره شد تا قراردادي را به تصويب برساند كه در اين راستا قرارداد 1933 را مورد تاييد و تاكيد قرار داد. در پي الحاق به قرارداد 1933 كه به قرارداد "گس- گلشاييان" مشهور شد، مخالفت‌ها و اعتراض‌هاي شديدي از سوي برخي از نمايندگان، سران و افراد آگاه اجتماع را در پي داشت. به طوري كه آيت الله كاشاني نيز اعلاميه شديد اللحني عليه شركت نفت صادر كرد و در آن خواستار لغو امتياز اين شرکت در ايران شد.

مجلس شانزدهم در20 بهمن 1328 آغاز به كار كرد و دولت وقت آن زمان به دليل عدم راي اعتماد در 27 اسفند ماه همين سال ساقط شد و علي منصور به خواست سفارت انگليس بر شاه تحميل و مامور تشكيل كابينه شد.

پس از به وجود آمدن زمزمه‌هايي در مجلس درمورد ملي شدن صنعت نفت، رزم آرا - نخست وزير وقت يران - در جلسه خصوصي مجلس شركت كرد و به شدت عليه ملي شدن نفت، سخن گفت و ملي كردن صنعت نفت را خيانتي بزرگ دانست.

در آن زمان نهضت مردمي و جبهه ملي به همراه برخي از نمايندگان مجلس و فداييان اسلام براي ملي شدن نفت تلاش كردند. در نهايت رزم آرا توسط فداييان اسلام از بين رفت و از طرف ديگر، نتيجه‌ كميسيون نفت اين ‌شد كه قرارداد الحاقي گس گلشاييان باطل شود و نتيجه پيشنهاد جايگزين آن در روز 29 اسفند ماه سال 1329 كه به تصويب مجلس رسيد، اين شد كه صنعت نفت در سراسر ايران ملي اعلام شود.

پس از به نخست وزيري رسيدن مصدق در ارديبهشت 1330، اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه دولت قرار گرفت. با تصويب اين قانون شرکت سابق نفت ايران و انگليس خلع يد و صنعت نفت ايران ملي اعلام شد.

دولت بريتانيا آبروي خود را در خطر ديد. پس از آن که تمام تلاش‌ها و ابتکارات سياسي و ديپلماتيک ناکام ماند، لندن به اين نتيجه رسيد که تنها چاره کار خارج شدن مصدق از صحنه است. دولت بريتانيا توانست دوايت آيزنهاور - رييس جمهور آمريکا - و دولت او را هم قانع کند که اگر دولت مصدق سرنگون نشود، ايران به مركز کمونيزم تبديل خواهد شد.

کودتايي توسط دفتر مرکزي اطلاعات آمريکا (سي.آي.اي) و همتاي بريتانيايي اش (MI6) طرح‌ريزي شد

اولين طرح کودتا شکست خورد و شاه ايران را ترک کرد اما، روز بيست و هشتم مرداد دولت مصدق ساقط شد و شاه تاج و تخت خود را باز يافت.

متعاقب کودتاي ننگين 28 مرداد 1332 و انعقاد قرارداد تحميلي 1333 با کنسرسيومي متشکل از 16 شرکت نفت اروپايي و آمريکايي، صدور نفت توسط آن شرکت‌ها آغاز و عملاً قانون ملي شدن صنعت نفت ناديده گرفته شد. پس از اين واقعه باز مردم ايران حضور خواهران نفتي شامل (بريتيش پتروليوم كمپاني ليميتد، شل پتروليوم ان.وي، گلف اويل كورپوريشن، موبيل اويل كورپوريشن، استاندارد اويل كمپاني اوكاليفرنيا، تكزاكو اين كورپوريتد، كمپاني فرانسزد پترول) و تشكيل كنسرسيومي جديد را در تاريخ هفتم آبان ماه 1333 شاهد بودند. شركت‌هاي گروه ايريكن نيز در نهم ارديبهشت 1344 به كنسرسيوم ملحق شدند. شركت‌هاي عضو كنسرسيوم نفت ايران دو شركت به نام‌هاي "شركت سهامي اكتشاف و توليد نفت ايران " و "شركت سهامي تصفيه نفت ايران" تشكيل دادند كه در کل " شركت‌هاي عامل نفت ايران " ناميده ‌شدند.

بر اساس اين گزارش، هرچند كه 57 سال از ملي شدن صنعت نفت مي گذرد اما، به اعتقاد بسياري صاحب نظران اين حوزه تنها وقتي مي‌توان گفت صنعت نفت ملي شده است كه عمده تجهيزات و دانش اين صنعت در داخل تامين شود. در اين زمينه دکتر شادي‌زاده - عضو هيات علمي دانشگاه نفت - معتقد است، ملي شدن صنعت نفت از نظر لفظي به معناي تعلق سرمايه تمام مخازن نفت و گاز به مردم است. زماني كه يك صنعت در كشوري ملي است، اكثر مردم آن كشور دانش‌هاي مرتبط با آن صنعت را دارند اما، متاسفانه دانش صنعت نفت در ايران فراگير نبوده و نفت تنها در بعد درآمدي براي مردم ملي شده است.

به هر حال وجود منابع عظيم نفت و گاز در كشور، لزوم توسعه و توجه به اين صنعت در كشور را بيشتر كرده، چرا كه در كشور نيز استعدادهاي زيادي موجود است كه پتانسيل لازم جهت رشد و توسعه‌ي اين صنعت را بيش از پيش فراهم مي‌كند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه