sayenews.com

کد خبر : ۴۷۵۲
پ
تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۰
پدیدار شدن نشانه های فرونشست زمین در استان اردبیل، یورش به دیرینه ترین باغ گیاه شناسی ایران در نوشهر و نابودی ۱۱۲۹۵ اصله درخت در كمتر از ۷۰ دقیقه، سوختن ۴۰ هزار هكتار از رویشگاه های جنگلی ایران، مجوز احداث جاده در تالاب میانكاله، ركوردشكنی آلودگی هوا در تهران و چند كلانشهر دیگر و در مورد اخیر دفن بی خردانه زباله های كلاردشت در جنگل های رنگین و منحصر به فرد جهان در عباس آباد...
«ایران یكی از ۱۰ كشور اصلی تخریب كننده محیط زیست در جهان است»؛ این اعتراف كسی نیست جز آقای «محمد جواد محمدی زاده»، ریاست سازمان حفاظت محیط زیست كه این جمله را در همان آغازین روزهای صدارتش بر سبزترین صندلی كابینه دهم انجام داد. البته بعدها خبری از قول وی منتشر شد مبنی بر این كه «موفقیت های سازمان در دوره ریاست او رشدی سه برابری داشته است»!!

به گزارش تابناك، شواهد بسیاری گویای این واقعیت است كه محیط زیست ایران زمین با وجود پتانسیل های شگفت انگیز و منحصر به فرد جهانی، هم اكنون با روندی شتابان رو به نابودی و قهقراست.

با وجود این ادعا امروز شاید كمتر ناظر بی طرفی را بتوان پیدا كرد كه عنوان سیاه ترین سال محیط زیست ایران را مناسب سال ۱۳۸۹ نداند؛ سالی كه بیش از ۲۰۰ هزار هكتار از محدوده طبیعی دریاچه ارومیه به نمكزار تبدیل شد؛ دریاچه پریشان با عنوان بزرگ ترین دریاچه آب شیرین داخلی كشور، كاملاً خشك شد و بسیاری دیگر از تالاب ها و دریاچه های دیگر كشور هم بدترین وضعیت خود را تجربه كردند كه از آن میان باید به تالاب بختگان، انزلی، گاوخونی، میقان، طشك، كم جان، هامون، مهارلو، میانكاله، گندمان، شادگان، هورالهویزه، هورالعظیم و … اشاره كرد.

این سیاهه، هنگامی نگران كننده تر می شود كه بدانیم وضعیت اغلب رودخانه های دایمی كشور هم در این سال، بسیار ناگوار بوده است كه از آن جمله باید به كاهش شدید آب رودخانه كارون ـ كه زمانی پرآب ترین رود ایران بود ـ اشاره شود؛ وضعیتی كه سبب شده تا حدود یك میلیون نفر از نخل های پایاب این رودخانه در خرمشهر و اروندكنار در اثر شوری و خیز معكوس آب از خلیج فارس تلف شوند. همین گونه خشك شدن رودخانه زاینده رود به عنوان تنها شریان حیاتی مركز ایران فاجعه ای بود كه كمتر مسوول و رسانه ای آن را جدی گرفته باشد.

اما همه خبرهای بد تنها به خشكسالی و اثرات متأثر كننده آن محدود نمی شود، چه، اگر با وجود مخالفت بسیاری از متخصصان محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست مجوز صدور و اكتشاف نفت در پارك ملی كویر و توسعه تأسیسات نفتی عسلویه در مجاورت منطقه حفاظت شده «مند» را می دهد؛ اگر پارك ملی نایبند در برابر چشمان ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، پرپر می شود؛ اگر بیش از یك ماه، ارزشمندترین پارك ملی كشور در گلستان می سوزد؛ اگر به بهانه انتقال لوله گاز بیش از هزاران درخت بلوط در دنا و با مجوز سازمان حفاظت محیط زیست قطع می شود؛ اگر شتاب سدسازی و طرح های انتقال آب، كماكان وضعیت پایاب اغلب رودخانه ها و جلگه های حاصلخیز كشور را بحرانی تر می كند؛ اگر وزارت راه با نگاه صرف عمرانی و ضد محیط زیستی خود بدون درك ارزش افزوده اكولوژیك محیط زیست جنگل ابر بر احداث جاده در دل این زیباترین جنگل پای می فشارد، همه و همه نشانه آن است كه سازمان حفاظت محیط زیست نه تنها نتوانسته از شیب منفی تخریب طبیعت ایران بكاهد؛ بلكه در سالیان اخیر، بر شتاب این شیب هم شوربختانه افزوده گردید.

پدیدار شدن نشانه های فرونشست زمین در استان اردبیل، یورش به دیرینه ترین باغ گیاه شناسی ایران در نوشهر و نابودی ۱۱۲۹۵ اصله درخت در كمتر از ۷۰ دقیقه، سوختن ۴۰ هزار هكتار از رویشگاه های جنگلی ایران، مجوز احداث جاده در تالاب میانكاله، سقوط ۱۴ پله ای ایران در جدول شاخص عملكرد مقابله با تغییرات اقلیمی، پناه بردن پلنگ ها به دكل های برق فشار قوی، ركوردشكنی آلودگی هوا در تهران و چند كلانشهر دیگر ایران و در مورد اخیر دفن بی خردانه زباله های كلاردشت در جنگل های رنگین و منحصر به فرد جهان در عباس آباد… از معضل كاهش سطح آب های زیرزمینی تا نابودی حیات وحش و تخریب مناطق حفاظت شده؛ از عدم تحمل نقد و تضعیف فرصت ها برای سازمان های مردم نهاد تا ضعف های ساختاری و مدیریتی و ناكارآمدی دستگاه های اجرایی مربوط به محیط زیست و بالاخره ضعف اعتقاد برخی از مسوولان و صاحب منصبان به موضوع محیط زیست و عدم پرداخت جدی به معضلاتی كه روز به روز در شكل پیچیده تری نمایان می شود در حالی به وقوع می پیوندد كه مدیریت صحیح محیط زیست یكی از مولفه های مهم حكمرانی مطلوب به شمار می رود. در این خصوص البته از دستگاه های قانون گذاری و نظارتی مانند مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه نیز انتظار می رود هر یك رسالت خویش را ایفا نمایند.

آمارها نشان می دهد مساحت كل جنگل های ایران (طبیعی و دست كاشت) در حدود 2/14 میلیون هكتار است كه البته در گذشته ‌نه چندان دور، این میزان به 18میلیون هكتار می رسید اما در اثر افزایش جمعیت، توسعه‌ شهرها و اراضی كشاورزی، ایجاد تاسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز و در نهایت بی توجهی مسئولان میزان آن كاهش قابل توجهی یافته است. تخریب جنگل ها و شكار گونه های نادر وحشی در حالی ادامه دارد كه سازمان حفاظت محیط زیست و دستگاه های مسئول با وجود اطلاع از چنین تخریب های وحشتناكی دست به اقدام جدی نزده اند.

از سوی دیگر معضل آلودگی هوا امروز به یك تهدید جدی در شهرهای بزرگ تبدیل شده و هر ساله جان بسیاری از انسان ها را می گیرد، به گونه ای كه امروز آلودگی ناشی از گرد و غبار، ترافیك سنگین، وجود خودروهای قدیمی گازوئیل ‌سوز (اتوبوس های دولتی)، فقدان شبكه حمل و نقل عمومی مناسب و استفاده زیاد از خودروهای شخصی، وجود پالایشگاه ها در داخل و حاشیه شهر، استقرار كارخانه‌ها و صنایع آلوده در حوالی شهرهای بزرگ از جمله علل اصلی افزایش آلاینده ها در هوای كلان شهرها به شمار می آید.

از سوی دیگر برخی كارشناسان محیط زیست معتقدند كه طی سال های اخیر روند منقرض شدن برخی گونه ها همچون قوچ ایرانی در مناطق خوش ییلاق بسیار مشاهده شده و این امر از سوی سازمان حفاظت محیط زیست مورد توجه قرار نگرفته است.

كارشناسان كمبود امكانات و تجهیزات و غیر مسلح بودن و عدم اجازه شلیك محیط بانان در مناطق حفاظت شده را یكی از علل ناتوانی محیط بانان در مقابله با شكارچیان غیر مجاز می دانند و معتقدند در اغلب مناطق حفاظت شده محیط بانان تجهیزات لازم برخورد با شكارچیان غیر مجاز را ندارند، لذا برای مقابله با آنان همواره با مشكلات عدیده ای مواجه هستند و این امر حتی انگیزه آنان را برای مقابله با شكارچیان از دست داده است.

با وجود این كه رییس سازمان حفاظت محیط زیست از ابتدای تصدی مسوولیت در این سازمان بر رفع مشكلات محیط بانان تاكید كرده بود و وعده تامین تجهیزات و امكانات آنان را داده بود اما كماكان محیط بانان از وضعیت معیشتی و تجهیزات خود گله مند هستند و جان باختن چند تن از آنان در مناطق حفاظت شده توسط شكارچیان سودجو، گواه این امر است.

تجهیزات در اختیار محیط بانان، حتی جوابگوی حفاظت از خودشان هم نیست و این امر باعث شده تا هر از چند گاهی از كشته شدن آنان به دست قاچاقچیان باشیم. محیط بانانی كه به رغم نداشتن تجهیزات دفاعی مجبورند حتی مدت زمان طولانی در مناطق حفاظت شده بسر برند و این در حالی است كه هیچ گاه اعتراض آنان به جایی نرسیده است.

مسوولانی كه حفاظت از محیط زیست كشور وظیفه اصلی آنان است، چرا در مقابل چنین حوادثی كه خود مسبب اصلی آن هستند سكوت می كنند و به كاستی ها و بی توجهی های خود اعتراف نمی كنند؟!

براساس گزارش بانك جهانی، میزان خسارت سالانه آلودگی هوا در كشور، ۱۴ هزار و ۴۲۰ میلیارد ریال است كه این رقم معادل ۶/۱ درصد تولید ناخالص داخلی است. آمارهای دیگر این بانك نشان می دهد مرگ و میر ناشی از آلودگی هوای شهر در تهران، سالانه ۱۰۰ میلیارد ریال یعنی ۵۷ درصد از تولید ناخالص ملی به اقتصاد ایران خسارت وارد می كند.

همچنین خسارت ناشی از ابتلای افراد به بیماری های مرتبط با آلودگی هوا، هر ساله معادل ۲ هزار و ۱۰۰ میلیارد ریال و خسارت مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا هزار و ۶۰۰ میلیارد ریال برآورد شده است.

آلودگی هوا، افزون بر بروز تبعات منفی در حوزه اقتصادی، ضریب سلامت و بهداشت شهروندان را شدیدا در معرض خطر جدی قرار می دهد. سالانه در حدود ۴۰ هزار شهروند تهرانی به دلیل مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا كه چهاربرابر بیشتر از نرخ مرگ و میر ناشی از بیماری ایدز است می میرند.

همچنین این رقم ۶/۲ برابر نرخ ناشی از سرطان خون و ۵/۱ برابر تلفات ناشی از تصادفات رانندگی برآورد شده است. هر تهرانی روزانه به طور متوسط ۶۰۰ گرم از انواع آلاینده را استنشاق می كند. این در حالی است كه به دلیل بالابودن میزان هیدوركربن های حلقوی در هوا، میزان بیماری سرطان در تهران هم افزایش یافته و شهروندان در معرض ابتلا به بیماری مرگبار قرار گرفته اند.

در همین زمینه توجه به این آمارگیری قابل توجه است: سالانه ۴۱ میلیون تن گازهای گلخانه ای و روزانه ۱۶ تن ذرات پلاستیك و هفت تن آزبست لنت ترمز در هوای شهر تهران منتشر می شود كه تهدیدی جدی برای سلامت شهروندان است.

تاكید می شود؛ آلودگی هوا كه عمدتا ناشی از تردد حدود ۵/۳ میلیون خودرو و ۵/۲ میلیون موتورسیكلت می باشد، مسوول بیماری های گوناگونی است و روی افراد مختلفی تاثیر می گذارد.

آلودگی هوا بر روی افرادی كه بیماری های حاد برونشیت، آسم، چشم و قلب دارند، شدیدتر است. سقط مكرر جنین، نازایی، ناباروری، وجود خشونت و رفتارهای خصمانه بین مردم و... همگی ناشی از همین آلودگی هواست.

این گزارش می افزاید: یكی از نهاد های اجرایی كه عملكرد آن در كشور ما كاملا در تضاد با محیط زیست قرار دارد بخش عمران و راه و ترابری است. عملكرد غیر مسوولانه تخریب پارك ملی گلستان با احداث بزرگراه گرگان مشهد با عرض 150 متر در آن كه همراه با تخریب جدی محیط زیست منطقه بوده است، نابودی حیات وحش نادر موجود در پارك، جداسازی اكولوژیك گونه ها، نابودی بستر رودخانه های موجود جهت به كارگیری در زیر سازی این راه، نابودی و ریشه كن كردن گونه های منحصر به فرد درختان كهنسال این پارك كه از مهم ترین پیامد های آن وقوع سیلاب های مرگ آفرین سال های اخیر بوده است، تنها و تنها برای كوتاه تر كردن 5 كیلومتری مسیری بوده كه می توانست با عبور از بخش خارجی شمال پارك از صدمه به این پارك با ارزش جهانی جلوگیری نماید.

پافشاری غیر مسوولانه مدیران راه و ترابری استان سمنان بر احداث جاده در میان جنگل ابر به رغم وجود یك جاده عبوری در كنار آن جدای از شائبه سود جویی های آتی و دلال كاری زمین های اطراف جاده در آینده گویای این واقعیت است كه مسوولان عمران و راه سازی كشور از كمترین اطلاعات و آگاهی های ارزش های فرابخشی و بلند مدت محیط زیستی بی بهره هستند و ارزش های هنگفت اكولوژیك محیط زیست را فدای معیار شخصی و كوتاه مدت ارزش گذاری سرمایه و زمین می كنند. همین نگاه عمومی ضد محیط زیستی است كه به جای راه كوتاه تر و غیر مضر برای محیط زیست تهران ـ لار ـ بلده ـ نور كه بخشی از آن سال ها است وجود دارد به ساخت آزاد راه تهران شمال (تهران-چالوس) می انجامد تا با تخریب بخش عمده ای از ذخایر با ارزش اكولوژیك منطقه البرز مركزی عده ای سود جو را در خرید و فروش زمین های مسیر آزاد راه به نان و نوایی برساند.

اوج نگاه ضد محیط زیستی كه شاید ناشی از عدم آگاهی رسانی محیط زییت در تمام سطوح جامعه باشد در سخنان آقای دكتر بهبهانی وزیر سابق راه و ترابری قابل مشاهده است، آن جا كه ایشان در دفاع از نابودی جنگل ابر با احداث جاده در دل این جنگل منحصر به فرد در جهان گفته است: «اگر جاده در دل جنگل ابر احداث شود مهار آتش جنگل با حضور ماشین های آتش نشانی ممكن می شود!!» جالب این كه در قوانین موجود در رشته های عمران و راه سازی نه تنها كوچك ترین اشاره ای به اهمیت محیط طبیعی و حفظ آن نشده بلكه در بخش هایی از آن تاكید شده عوارض طبیعی (از جمله جنگل ها، مراتع، رودخانه ها و...) به عنوان مانع به هر طریق ممكن باید از سر راه برداشته شوند تا ساخت راه مورد نظر به انجام برسد. نكته دیگر این كه در هنگام صدور پروانه ساختمان همه چیز به شدت كنترل می شود غیر از ضرورت كاشت درخت و توسعه فضای سبز و معمولا از هیچ متقاضی خواسته نمی شود كه در زمینی كه می خواهد در آن بنایی بسازد درختی نیز بكارد.

سالهاست كه طرفداران و فعالان محیط زیست در ایران به شنیدن خبرهای تخریب، آتش سوزی، شكار غیرقانونی، انقراض گونه های اندمیك، خشك شدن تالاب ها و دریاچه ها و آلوده شدن شتابان آب، هوا و خاك وطن عادت كرده اند. ولی پرسش این است كه چرا این روند هنوز متوقف نشده است؟ بی گمان اگر مردم هر كشوری، ضرورت دفاع و پاسداری از محیط زیست را درك كنند باعث خواهند شد كه دولتمردان به سمت حفاظت از این مواهب طبیعی سوق یابند.

یكی از مهم ترین مشكلات محیط زیست ایران فقر فرهنگی است؛ فقری همراه با فقر اقتصادی. در كشوری كه مطابق آمار رسمی دست كم 15 میلیون نفر زیر خط فقر مطلق اقتصادی زندگی می كنند و آمار غیر رسمی این رقم را تا 35 میلیون نفر اعلام می كند از نقشی عمده در نابودی محیط زیست ایران بر خوردار است.

ما در كشوری زندگی می كنیم كه مردمش برای قلیان و سیگار كشیدن و خوردن شبه غذاهای مضر همچون پفك نمكی و سوسیس و كالباس و همبرگر، نسبت به مسائل فرهنگی هم وقت بیشتری می گذارند و هم پول بیشتری خرج می كنند.

متاسفانه از آنجا كه دغدغه های محیط زیستی از وزن سیاسی در خور در جامعه ما برخوردار نیست، دولتمردان به حمایت از مولفه های زیست محیطی توجه نمی كنند و به همین ترتیب رسانه های گروهی و رادیو تلوزیون هم خودشان را مجاب نمی كنند كه حتی بخشی كوچك از فعالیت های خود را به مسائل محیط زیستی اختصاص دهند و همه این مسائل دست به دست هم داده تا وضعیت كشور ما با این جا كه اكنون هست، رسیده است.

اما یادآوری بخش هایی از مشكلات مدیریتی سازمان حفاظت محیط زیست نیز ضروری به نظر می رسد:

1 ـ در حالی كه در اثر مسدود كردن جریان آب رود هیرمند به دریاچه آب شیرین هامون كه توسط دولت افغانستان صورت پذیرفته این دریاچه مهم تاریخی و اكولوژیكی ایران كاملا خشك شده و فاجعه محیط زیستی در آن سامان صورت پذیرفته و با نابودی اكوسیستم طبیعی منطقه و هزاران هكتار زمین كشاورزی، روستاییان زمین های نمك سود خود را رها كرده و به دیگر مناطق مهاجرت كرده اند و علاوه بر آن زیستگاه زمستان گذرانی هزاران هزار پرنده مهاجر نیز به نابودی كشیده شده، با وجود اختصاص مبلغ 500000000 (پانصد میلیون) دلار از سوی ایران برای بازسازی افغانستان (در برابر 400000000، چهارصد میلیون دلار اختصاص یافته از سوی 27 كشور اتحادیه اروپا) چه اقدام هماهنگ مقامات سیاسی دیپلماتیك و محیط زیستی ایران برای ملزم كردن دولت افغانستان برای بازكردن حقابه 20 درصدی ایران از رود هیرمند (كه در توافقنامه 1350 شمسی افغانستان با دولت ایران آن را امضا كرده اند) انجام پذیرفته است؟

2 ـ آیا برای پیش گیری از هجوم ریز گردها كه سلامتی بسیاری از ایرانیان را در معرض خطر قرار داده است چه همكاری بین سازمان محیط زیست و وزارت خارجه به انجام رسیده است؟ آیا در حالی كه دولت عراق همواره از پرداخت 1000 میلیارد دلار خسارت جنگ تحمیلی به ملت ایران به بهانه های مختلف شانه خالی می كند این پذیرفتنی است كه هزینه اقدامات غیر مسوولانه و بی توجهی دولت های عربی برای توسعه ریز گردها از جیب ملت ایران پرداخت شود؟ چرا به جای این كار از پتانسیل كمك های مالی سازمان های بین المللی محیط زیستی برای رفع معضلات محیط زیستی عراق و عربستان استفاده نمی شود.

3 ـ چه اقدامی برای برآورد ارزش اقتصاد منابع طبیعی و محیط زیست ایران انجام پذیرفته، آیا اصولا ارزش گذاری اقتصادی محیط زیست طبیعی ایران جایگاهی در برنامه های بلند مدت سازمان محیط زیست دارد؟ آیا سازمان حفاظت محیط زیست هنوز به این نتیجه نرسیده كه با مدیریت صحیح محیط زیست ایران به ویژه با توسعه صنعت پول ساز اكوتوریسم (محیط زیست گردی)، طبیعت بینی (Nature Watching) و پرنده بینی (Bird Watching) و... جوامع محلی و بومی به جای تخریب ناگزیر برای تامین نیاز های حداقلی اقتصادی خود، برای بهره مندی اقتصادی خود هم كه شده به حامی و حافظ محیط زیست از جمله جنگل های ناب و منحصر به فرد شمال ایران و حیات وحش در معرض خطر انقراض و طبیعت در معرض تهدید مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست تبدیل شوند؟

4 ـ اقدام سازمان حفاظت محیط زیست در برابر اقدام یك طرفه و بی سر و صدای امارات برای تغییر اكوسیستم طبیعی خلیج فارس و خشك كردن بخش های مختلف این دریا برای پروژه های بلند پروازانه و عظیم نخیل چه بوده است؟ فراموش نكنیم كه خشك كردن و ایجاد شهر های مصنوعی درون خلیج فارس از نظر سیاسی و جغرافیایی نیز می تواند توسعه طلبی ارضی و تجاوز به حریم مرز های دریایی ایران در خلیج فارس را تو سط امارات در آینده توجیه كند. آیا چه اقدام هماهنگی بین سازمان محیط زیست و نهاد های مربوط از جمله وزارت خارجه در این مهم انجام گرفته؟ آیا سازمان حفاظت محیط زیست برای ممانعت و جلوگیری از تخریب سنگ های صخره ای كوه های خراسان و فارس و كرمان و انتقال قاچاق این منابع طبیعی ایران زمین به امارات و به كارگیری آن ها جهت خشك كردن خلیج فارس و ایجاد شهرهای جدید توسط عرب ها هیچ اقدامی صورت داده است؟ در همین راستا دوست داران محیط زیست منتظرند ببینند بیلان اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست در برابر صید مخفیانه و غیر مجاز و قاچاق حیات وحش نادر و در معرض انقراض ایران از جمله شاهین و هماو هوبره و دلیجه و عقاب و... به شیخ نشین های خلیج فارس كه هر روز ابعاد وسیع تری می یابد چه بوده است؟!

5 ـ عملكرد سازمان حفاظت محیط زیست برای نجات سیزدهمین دریاچه دنیا (ارومیه) چه بوده است؟ در اثر ایجاد سدهای متعدد بر روی رودخانه های تامین كننده آب این دریاچه، میزان شوری دریاچه ارومیه از 70 میلی گرم در لیتر به 300 میلی گرم در لیتر رسیده كه عملا زندگی مردم همجوار منطقه، كشاورزی روستاییان و حیات تنها موجود زنده آبی این منطقه یعنی آرتمیا و نیز زندگی پرندگان بومی و مهاجر دریاچه ارومیه را در معرض تهدید جدی قرار داده است. آیا بهتر نیست به جای كمك گرفتن سازمان حفاظت محیط زیست از روسیه برای بارور كردن ابرها بر فراز ارومیه!! (كه برای ایرانیان همواره بسیار پرهزینه بوده است) با همكاری سازمان محیط زیست با سازمان های مرتبط با مدیریت منابع آب با مهار و انتقال منابع آبی و رودخانه های مرزی كه از كردستان ایران بی استفاده به عراق می رود و آب دجله را تامین می كند احیای دریاچه ارومیه به انجام برسد؟

6 ـ عملكرد سازمان محیط زیست با مشكل آلودگی هوای تهران چه بوده است؟ بر اساس برآوردها روزانه در حدود ۳ هزار تن منواكسید كربن، ۴۵ تن هیدروكربن سوخته، ۱۳۰ تن اكسید ازت، ۳۰ تن اكسید گوگرد، ۳۰ تن ذرات معلق، ۲ تن سرب در تهران تولید و به هوا متصاعد مى شود. ۸۰ درصد این آلودگى ها در شهر تهران، ناشى از وسایل نقلیه موتورى است. به طورى كه گفته مى شود، آلودگى هاى تهران ۲‎/۸ برابر استاندارد جهانى است. آلودگى هایى كه منجر به مشكلات تنفسى، روحى، گوارشى و حتى مرگ مى شود. در این رابطه، آمارها حاكى است حدود ۷ هزار نفر در سال بر اثر آلودگى هوا جان خود را از دست مى دهند.

7 ـ با توجه به گسترش روز افزون مواد غذایی غیر بهداشتی، بطری های پت برای انواع نوشیدنی ها و ظروف یك بار مصرف پلاستیكی كه علاوه بر بیماری زا بودن و افزایش احتمال سرطان برای مردم به شدت آلاینده محیط زیست هم است چه هماهنگی هایی بین سازمان محیط زیست و وزارت خانه های بهداشت و صنایع صورت گرفته است؟ و...

بدیهی است بیان این نكات به معنای این نیست كه افكار عمومی و رسانه ها به عنوان چشم بیدار مردم، انتظار حل تمامی این مشكلات را در یك دوره مدیریت داشته باشند، بلكه مسئله اینجاست كه دستگاه های مسئول در این رابطه چه اقداماتی انجام داده و چه تلاش هایی كرده اند؟ قطعا توقع زیادی نیست اگر افكار عمومی به روشنی از فعالیت های مسئولین مطلع شده و از كم كاری های آنان گله مند باشند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه