sayenews.com

کد خبر : ۴۷۹۲
پ
تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۵:۳۲
بودجه دولت مان نفتی است و اگر شش ماه نفت نفروشیم تبدیل به نامیبیا و اتیوپی می شویم ، در همین انتخابات سال 1384 بود كه شعار كاندیدای پیروز" آوردن پول نفت سر سفره مردم " بود.
عصر ایران نوشت: جناب علی آبادی كه سابقه مدیریت ایشان در ورزش كشور برای همه مردم ایران و به ویژه ورزش دوستان مشخص است پس از اینكه اخیرا از سوی رییس جمهوری به عنوان سرپرست وزارت " بی سر و سامان " و " مین گذاری شده " نفت انتخاب شد در پاسخ به انتقادات بی شمار برخی نمایندگان مجلس و دیگر منتقدان ، كه وی را فاقد صلاحیت در امور مربوط به نفت اعلام می كنند گفت كه 35 سال است كه سابقه نفتی دارد و در سال 1354 مخزن نفتی كن را ساخته است .

احمد توكلی رییس مركز پژوهش های مجلس در پاسخ به علی آبادی گفت كه تجربه وی به "درد خودش " می خورد و استدلال وی پوچ است .

البته ما كه مصونیت نمایندگان محترم مجلس را نداریم نمی توانیم با زبان صریح همچون توكلی درباره توجیه علی آبادی اظهار نظر كنیم ولی با عنایت به استدلال شیوای آقای علی آبادی در ادامه این استدلال اعلام می كنیم كه اساسا همه مردم ایران نفتی هستند و از این رو صلاحیت اداره وزارت نفت را دارند و حرف آقای علی آبادی " همچین بی ربط هم نیست ".

اگر باور ندارید مطالب زیر را به دقت بخوانید تا شما هم مثل ما متقاعد شوید كه همه ما نفتی هستیم ، شاید خودمان چون در نفت دست و پا می زنیم برایمان عادی شده و خبر نداریم :

1- اساسا ایران نخستین كشور خاورمیانه بود كه در دوره مظفرالدین شاه ( بیش از 100 سال پیش) نخستین چاه نفت در منطقه مسجد سلیمان به دست كمپانی های نفتی انگلیسی احداث شد از این رو ایرانیان نخستین ملت منطقه هستند كه نفتی شدند.

2- با احداث نخستین چاه نفت در ایران كم كم ماده ای به نام نفت اهمیت پیدا كرد و قیمت خرید و فروش آن برای مردم مهم شد چراغ های نفتی كم كم به بازار آمدند و در تنورها و وسایل گرما زا كم كم به جای چوب و ذغال و فضولات حیوانی از نفت و مشتقات نفتی استفاده شد كم كم همه مردم نفت را شناختند و نفتی شدند.

3- نفت كم كم وارد سیاست های داخلی و خارجی كشور شد و فروش آن كم كم سهمی از درآمدهای دولت را پر كرد . قرار داد 60 ساله دارسی برای استحصال و فروش نفت ایران با كمپانی بریتانیایی رویال داچ شل منعقد شد و البته موضوع تمدید آن در دوره رضا شاه سبب اختلاف بین دولتین ایران وبریتانیا شد و رضا شاه قرار داد مزبور را در شومینه نفتی كاخ گلستان انداخت و انگلیسی ها بعد ها به بهانه جنگ دوم جهانی و حمایت رضا شاه از هیتلر وی را از مسند قدرت برداشتند و فرزند 22 ساله اش را به جای وی نشاندند.

4- قرار داد دارسی به جای خود محترم ماند تا اینكه كم كم دیگر كشورهای منطقه با شركت های آمریكایی تازه وارد منطقه قرار دادهایی بستند كه بسیار منصفانه تر از قرار داد ما با انگلیسی ها بود از این رو" آب دهان ما ایرانی ها راه افتاد" و انگشت حسرت را گزیدیم كه چرا قرار داد دارسی ما این قدر ظالمانه است.

از این رو شروع كردیم به انتقاد از شرایط ظالمانه قرار داد دارسی و كم كم موضوع استیفای حقوق نفتی ( مثل حقوق هسته ای ) ملت ایران در مجلس شورای ملی مطرح شد كه نهایت آن به تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شركت بریتیش پترولیوم و نخست وزیری مرحوم دكتر مصدق انجامید.

5- كار به همین جا ختم نشد و انگلیسی ها راحت ننشستند كم كم توطئه ها آغاز شد و موضوع تحریم خرید نفت ایران از سوی انگلیس و برخی دولت های اروپایی آغاز شد ؛ آمریكا خواست واسطه شود و پیشنهادهایی برای حل موضوع ارایه كرد كه همه آنها به دلیل نادیده گرفتن حقوق نفتی و حق حاكمیت ملی مردم ایران ، از سوی نخست وزیر ملی ( مصدق) رد شد تا اینكه در نهایت در 28 مرداد سال 1332 طرح ریزی بریتانیا و اجرای عملیات سازمان سیا آمریكا به براندازی دولت ملی مصدق و دست نشاندگی دولت زاهدی انجامید.

6- كار نفت به همین جا ختم نشد و ملی شدن نفت ایران كمرنگ شد . این بار در سال 1336 قرار داد كنسرسیوم بین ایران و جمعی از شركت های نفتی غربی منعقد شد كه این قرار داد هر چند به اندازه قرار داد دارسی ظالمانه نبود اما باب طبع ایرانی های وطن دوست هم نبود .
این قرار داد در اواخر صدای محمد رضا شاه را هم در آورد و وی در اواخر سال های سلطنت خود مدام می گفت كه دیگر نمی خواهد به " چشم آبی ها " باج بدهد. البته وی مجالی نیافت كه دیكر باج ندهد و حكومتش دربهمن 1357 به دست انقلاب ساقط شد.

7- نفت از دهه 1340 به بعد جایگاه ویژه تری در زندگی ما ایرانی ها پیدا كرد و آن هنگامی بود كه به دلیل آغاز سیاست های توسعه اقتصادی كشور "رسما و علنا "بابی در بودجه ملی كشور به بحث پیش بینی قیمت فروش نفت و خرج درآمدهای نفتی در بودجه سالیانه دولت اختصاص یافت كه از آن موقع تا كنون این بخش رشدی سرطان وار در بودجه دولتی كشور یافته و كسی هم در 50 سال گذشته ( 1340 تا 1390) پیدا نشده كه ریشه این تومور سرطانی را بدن مریض اقتصاد ایران در آورد .
پس در 50 سال گذشته همه ما ایرانی ها از گدا و پولدار و از نخبه و بی سواد و از مرد و زن و كودك و پیر و خرد و كلان نفتی بوده ایم .

8- قرار دادهای نفتی در دهه های گذشته همواره طبقه آفرین بوده است و قشرهای خاصی از سرمایه داران نفتی ایجاد شده كه با لابی گری و گرفتن كمیسیون های دو سره از كمپانی های نفتی خارجی و مقامات دولتی داخلی به "آلاف و اولوف " رسیده اند و البته اسمشان همواره به عنوان مفسدان اقتصادی در جیب یك عده بوده كه هیچ وجه فاش نشده اند.

9- خلاصه ماجرای نفت خیلی ادامه دار است و مردم نفتی ایران همانند آقای علی آبادی از دوران لقاح اسپرم و تخمك در رحم مادر تا دوران جنینی و دوران تولد و دوران رشد و حیات روی كره خاكی و سپس در دوران مرگ و زیر خاك و پس از میلیون ها سال فسیل های تبدیل شده به نفت و ... چرخه ای بوده اند كه از نفت آمده و به نفت ختم شده اند.

بودجه دولت مان نفتی است و اگر شش ماه نفت نفروشیم تبدیل به نامیبیا و اتیوپی می شویم ، در همین انتخابات سال 1384 بود كه شعار كاندیدای پیروز" آوردن پول نفت سر سفره مردم " بود، همواره یكی از بحث های داغ مجلس هایمان در پایان هر سال پیش بینی دولت از نرخ فروش نفت در بودجه سال آینده بوده است و كارشناسان و نمایندگان مجلس از خوش بینانه یا بدبینانه بودن پیش بینی دولت حرف زده اند ، افزایش قیمت بنزین كه یكی از مشتقات نفت است همواره مهم ترین محرك گرانی ها در كشور ما بوده و اخیرا هم با اجرای طرح هدفمند كردن یارانه ه قیمت هر لیتر بنزین به یكباره از 100 تومان به 700 تومان رسید و البته هیچ اتفاقی هم نیفتاد ( به قول آن آقای ظریف شاخ دو تا گاو هم به هم نخورد.)

و بالاخره حالا باید آقای علی آبادی قضاوت كند كه ساختن یك مخزن نفتی در كن آدم را نفتی می كند یا اینكه اساسا ایشان شكسته نفسی می كنند و این همه سوابق درخشان نفتی را نادیده گرفته و فقط یك بخش بسیار بسیار جزئی از سوابق نفتی خود را به عنوان دلیلی برای ریاست خود بر بزرگ ترین بنگاه تولید درآمد كشور مطرح می نمایند.

با این حساب باید به آقای علی آبادی بگوببم كه برادر ! ما همه نفتی ایم و ملت ایران تنها ملتی در جهان است كه همه 75 میلیون جمعیت آن به دلیل نفتی بودن لیاقت اداره سكان وزارت نفت آن را دارند و البته برای كسانی كه باور نمی كنند باید بگوییم كه اسنادش هم موجود است كه دلمان نمی خواهد رو كنیم ... شایدم روزی رو كردیم ... تاببینیم چه شود!
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه