sayenews.com

کد خبر : ۵۵۱
پ
تاریخ انتشار : ۰۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۳:۵۳
من پسر مرد سیاهپوستی از کنیا و زن سفیدپوستی از کانزاس هستم و اقوامی را از همه رنگها و نژادها در 3 قاره جهان دارم و در این یک سال نیز مشاهده کردیم که ملت ما چقدر تشنه چنین پیامی هستند و به رغم تلاشهایی که برای نشان دادن نامزدی من با لنزی نژادی شده بود، ما بزرگترین پیروزیهایمان را در ایالاتی بدست آوردیم که جمعیت سفید بیشتری دارند.
باراک اوباما حتی اگر رییس جمهور آمریکا یا نامزد دموکراتها هم نشود،قطعا پدیده این دور از انتخابات ایالات متحده است. اما این که باراک اوبامای سیه چرده چگونه با جامعه آمریکا ارتباط برقرار می کند، مساله ای است که باید مورد بررسی قرار گیرد.

او هفته گذشته در یکی از تاثیرگذارترین سخنرانی هایش با جامعه آمریکا سخن گفت و از برخی شکافهای عمیق جامعه پرسروصدای آمریکا پرده برداشت.

این سخنرانی اوباما از نظر سیاسی یک سخنرانی مقتدرانه و از نظر معنوی تاثیرگذار و نافذ بود و این در حالیست که واکنشهای کلیسای سیاهان هم نشان می دهد که افرادی مانند جرمی رایت از منتقدان اوباما از جریان اصلی اجتماعی در آمریکا فاصله گرفته اند و با تصویری که اوباما ارائه داده است، یک دنیا فاصله دارد.

متن سخنرانی باراک اوباما در رقابتهای انتخاباتی در فیلادلفیا، پنسیلوانیا در 18 مارس این گونه است:

«مردم آمریکا برای ساختن اتحادی کاملتر»

200 سال پیش گروهی از مردان آمریکایی تجربه بی نظیر کشور ما در اجرای دموکراسی را به اجرا درآوردند. کشاورزان و دانشجویان دولتمردان و وطن پرستان سرانجام اعلامیه استقلال امریکا را در کنوانسیون فیلادلفیا به تصویب رساندند که از سال 1787 تا به حال پا بر جا مانده است.

سندی که در آن زمان تهیه شده بود، امضا شد. اما هنوز هم کاملا اجرا نشده است. یکی از مهمترین لکه های ننگ این سند موضوع گناه بردگی بود که باعث اختلاف میان ایالات آمریکا شده و این کنوانسیون را به نوعی به حالت تعلیق درآورد تا زمانیکه که بنیانگذاران آمریکا تصمیم به مجاز شمردن تجارت برده تا حدود 20 سال بعد از تصویب سند پرداخته و راه حل نهایی را موکول به تصمیم نسلهای آینده کردند؛اگرچه پاسخ به سئوال بردگی در قانون اساسی ما که در هسته مرکزی خود ایده تابعیت و شهروندی برابر تحت قانون و وعده آزادی مردم و عدالت و اتحادیه ای را داده بود که باید در طول زمان کامل می شد، همچنان مبهم مانده بود.

امروزه هنوز هم متون قانونی ما به اندازه کافی برای تضمین رهایی بردگان از قیود موجود و یا تضمین حقوق و تکالیف برابر برای مردان و زنان با رنگهای متفاوت قدرت کافی را دارا نیستند. کاری نیز که نسلهای قبلی ما از طریق مبارزات حقوقی و خیابانی انجام می داده اند، تلاش برای کاهش خلأ بین ایده آلهای موجود در قانون و واقعیات زمان آنها بوده است.

این یکی از مهمترین اهداف ما در آغاز رقابتهای انتخاباتی بود. ادامه دادن تلاشهای پیشینیان برای دستیابی به تساوی و آزادی بیشتر و آمریکایی کاملتر و من به این علت نامزد ریاست جمهوری شدم که معتقدم در این برهه از ز مان، می توانیم با «با هم بودن» این مشکلات را حل کنیم.

من پسر مرد سیاهپوستی از کنیا و زن سفیدپوستی از کانزاس هستم و اقوامی را از همه رنگها و نژادها در 3 قاره جهان دارم و در جریان یک سال تبلیغات نیز مشاهده کردیم که ملت ما چقدر تشنه چنین پیامی هستند و به رغم تلاشهایی که برای نشان دادن نامزدی من با لنزی نژادی شده بود، ما بزرگترین پیروزیهایمان را در ایالاتی بدست آوردیم که جمعیت سفید بیشتری دارند.

موضع گیریهای اخیر افرادی مانند رورند رایت به عنوان یک رهبر مذهبی تنها ارائه کننده اختلافاتی میان ایالات و مردم ما و ترویج کننده نوعی نژادپرستی سفیدپوستان است. این صحبتهای تفرقه انگیز در زمانی مطرح می شود که ما بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیاز داریم و در زمانی با اتهامات نژادی روبرو هستیم که می بینیم درگیر دو جنگ بوده و تهدیدات تروریستی و سقوط اقتصادی، بحران بهداشتی و تاثیرات بالقوه و نابودکننده تغییرات آب و هوایی که همگی آنها نه سفید هستند و نه سیاه و نه لاتین و نه آمریکایی، کشور ما را تهدید می کند.

به هر حال مسئله نژاد چیزی است که من نمی توانم نادیده گرفتن آن در شرایط کنونی کشورمان را تایید کنم و باید هوشیار باشیم که اشتباهات دیگران را هم اکنون دوباره تکرار نکنیم.

واقعیت این است که موضع گیریهای چند هفته اخیر در داخل آمریکا بر علیه مسئله نژاد نشان دهنده پیچیدگی این مسئله در کشور ماست. کاری که باید آن را در این کشور تکمیل کنیم و اگر هم اکنون از آن عقب نشینی کنیم، دیگر هیچگاه نمی توانیم دور هم جمع شده و مسایلی مانند بهداشت یا آموزش و پرورش و یا نیاز به یافتن شغلهای خوب برای هر تبعه آمریکا را حل کنیم.

فهم این واقعیت نیازمند بازگشت به گذشته و دنبال کردن مسیری است که به وصعیت کنونی منجر شده است. همانطور که ویلیام فالکنر هم می گوید:« گذشته نمرده و دفن نشده است. در واقع حتی نمی توان نام آن را گذشته گذاشت.»
مدارس و سیستم آموزشی تبعیض آمیز و نبود فرصتهای اقتصادی برای سیاهپوستان، بی عدالتیهای اجتماعی و قانونی نسبت به آنان برای تملک زمین و گرفتن وام و ... از گذشته های دور و یا ممنوعیت سیاهپوستان از ایجاد حزب و گروه و یا استخدام در نیروی پلیس و ... نمونه هایی از این تبعیضها بوده اند.

ما هم اکنون به یک بن بست نژادی رسیده ایم که رسیدن به آن سالها به طول انجامیده است. بر خلاف گفته های منتقدان سیاه و سفیدپوست، من اعتقاد دارم که نمی توانیم با یک چرخه انتخاباتی صرف همه این مشکلات نژادی را حل کنیم، اما اعتقاد قوی دارم که با همکاری با هم می توانیم بسیاری از زخمهای نژادی کهنه خود را خوب کنیم که این اعتقاد من نیز ریشه در باور من به خدا و مردم آمریکا دارد.

باید متوجه بود که تفکر تبعیض نژادی علیه سیاهان از نظر سفیدپوستان تنها زاده ذهن آنها نیست بلکه مشروعیت تبعیض و وقایع کنونی، اتفاقاتی واقعی هستند که باید با سرمایه گذاری در مدارس و جامعه و اجرای قوانین حقوق مدنی و تضمین عدالت در سیستم کیفری برای نسل جدید نردبانی از ترقی را ایجاد کنیم که در اختیار نسلهای قبلی نبوده است؛ فراهم آوردن شانسهای مساوی برای همه رنگها، نژادها و اقوام که به داشتن یک اتحادیه واقعی و تکامل یافته کمک می کند و سرانجام به آموزه ای که در همه ادیان بزرگ دنیا تکرار شده خواهیم رسید که آنچنان با سایرین رفتار می کنیم که دوست داریم دیگران نیز با ما رفتار کنند.

نژاد برای ما تنها نمونه و نماد مبارزات ما برای ایجاد تساوی خواهد بود، همانگونه که در دادگاه او جی یا پس از طوفان کاترینا شاهد آن بودیم. این دیدگاه می تواند در همه کانالهای زندگی مردم آمریکا در جریان باشد.

باید این بار متفاوت باشیم و به فکر مدارسی باشیم که آینده کودکان سیاه و سفید و آسیایی و لاتین و بومی آمریکا را می سازدند. این بچه ها فرزندان آمریکا نیستند. فرزندان ما هستند و ما اجازه نخواهیم داد که آنها از اقتصاد قرن بیستم عقب بیفتند. این بار نه.

این بار ما از مردمی صحبت می کنیم که از هر رنگ و هر نژادی در کنار همدیگر در خدمات اضطراری در کشور می درخشند و از مردان و زنانی با رنگها و نژادهای مختلف صحبت می کنیم که همراه یکدیگر زیر یک پرچم جنگیده و خون خود را فدا می کنند. ما در این مورد کار می کنیم که چگونه آنها را از جنگی باز گردانیم که هیچ گاه نباید اجازه آن داده می شد و وطن پرستی را با توجه به آنان و خانواده هایشان و جبران واقعی زحمات آنها اثبات خواهیم کرد.

اگر من با تمام وجودم اعتقاد نداشتم که این چیزی است که اکثریت مردم آمریکا خواهان آن هستند نامزد ریاست جمهوری نمی شدم.

در همین حال واشنگتن پست در تحلیلی بر سخنرانی باراک اوباما در آستانه یک عید مذهبی مسیحی نوشت که یک هفته پس از این سخنرانی در فیلادلفیا هم اکنون اکثر سیاستمداران و روزنامه نگاران به این نتیجه رسیده اند که «یک اتحاد تکامل یافته» که عنوان این سخنرانی او نیز بوده است، محور و مهمترین بحث تبلیغات انتخاباتی باراک اوباما از سال 2004 تا کنون در جبهه دموکراتها بوده است.
اما این سخنرانی اوباما از نظر سیاسی که یک سخنرانی مقتدرانه و از نظر معنوی تاثیرگذار و نافذ بود و این در حالیست که واکنشهای کلیسای سیاهان هم نشان می دهد که افرادی مانند جرمی رایت از منتقدان اوباما از جریان اصلی اجتماعی در آمریکا فاصله گرفته اند و با تصویری که اوباما ارائه داده است، یک دنیا فاصله دارد.

رایت کسی بود که بنیاد متعلق به او برای اولین بار مسایل مربوط به «حسین»، نام میانی اوباما را مطرح کرد و اوباما با این سخنرانی تا حدی موفق شد پاسخ این انتقادات او را بدهد.

هدف دوم اوباما هم شبیه سازی فضایی برای گفتگوی سالم میان آمریکاییها بود و می توان تمام سخنرانیهای قبلی او را تنها شعارهای انتخاباتی دانست اما خط مشی سخنرانی فیلادلفیا را می توان یک جریان برای رئیس جمهور واقعی آمریکا دانست.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه