sayenews.com

کد خبر : ۷۱۱۰
پ
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۸
احسان رستگار در وبلاگ منتقد مستقل نوشت:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

جمعه شب 15 مهرماه، در برنامه ی هفتگی 7 روز چنان محمدباقر قالیباف تمسخر شد، كه گویی وی فلان شخصیت كلاه بردار یا بی لیاقت و وصله ای نچسب در نظام شایسته سالار ماست. برنامه «7روز» برنامه ای است كه به صورت هفتگی و معمولاً در یكی از پر مخاطب ترین ساعات جمعه شب ها یعنی حدفاصل اخبار شبانگاهی و برنامه ی سینمایی 7 از شبكه ی 3 سیما پخش می شود. دیشب در بخشی از این برنامه كه به شوخی با افراد مختلف، از داخلی گرفته تا خارجی می پردازد. این بخش كه فتوكاتور نام دارد، با پخش عكس هایی شروع به شوخی با یك شخصیت می كند و بعضاً مكالمه هایی خیالی بین آن شخص با برنامه 7 روز را روایت می كند. دیشب این بخش از 7 روز از شوخی با سردار رویانیان شروع شد كه كاملاً به جا و منطقی به نظر می آمد. این شوخی به استقلالی بودن سردار رویانیان و تصدی سمت مدیریت هیأت رئیسه ی باشگاه پیروزی پرداخت. شوخی آخر این بخش هم با نیش و كنایه هایی كه این روزها در همه ی كشورها از سوژه های دائم است و فراوان به ولادیمیر پوتین زده می شود و این كه او دوباره می خواهد رئیس جمهور شود. اما هیچ اشاره ای به شباهت های آقای احمدی نژاد با پوتین نشد و البته چنین توقعی هم از سیما می رفت. در میان شوخی با این دو شخصیت، فتوكاتور به شوخی با شهردار تهران پرداخت كه هر چه بیشتر این شوخی ادامه پیدا می كرد، بی مناسبت تر و بی موضوعیت تر به نظر می رسید. نهایت گلایه ی نویسنده ی برنامه به قالیباف، ترافیك شهر تهران بود! گویی قالیباف كارخانه ی ماشین سازی داشته و از قبل این كارخانه كلی پول به جیب زده و به این ترتیب در این 6 سال وضعیت ترافیكی شهر تهران این شده است كه می بینیم. حال آن كه بسیاری از كارشناسان مقصر اصلی این ترافیك را رابطه ی صمیمانه ی دولت با ایران خودرو می دانند كه با سوء مدیریت و سوء تدبیر بدون توجه به ظرفیت موجود خیابان ها و فضای پایتخت، خودروها را روانه ی شهر تهران می كنند.قسمت های دیگری از این بخش با نیش و كنایه هایی به تونل توحید ادامه پیدا كرد و به نظر یكی از مشكلات دست اندركاران این برنامه با ظاهر شهردار پایتخت بود. بسیار خنده دار بود كه گوینده ی برنامه آن چنان به قالیباف صفات حسنه ای هم چون خوشتیپ، دكتر، خوش قیافه و امثالهم را نسبت می داد كه گویی گناه است كسی به طور خدادادی از ظاهری آراسته و جذاب برخوردار باشد. گوینده ی برنامه با لحنی تمسخر آمیز ناخواسته چنان قالیباف را خوش تیپ ترین شهردار جهان معرفی كرد كه فكر نكنم حتی خود قالیباف هم به فكرش خطور می كرد كه تا این حد جذاب به نظر رسیده باشد.

اگر بخواهیم از دیدگاه كسانی كه اصولاً از بیخ و بن صدا و سیما را سفارشی و برنامه هایش را بی خاصیت در نظر می گیرند به این برنامه نگاه كنیم، تلاش نگارنده در جهت نقد این برنامه و امثال این برنامه عبث خواهد بود و راهی جز رد تمام و كمال این گونه برنامه ها باقی نمی ماند. پس با دیدگاهی شاید بیش از حد خوش بینانه به نقد این قسمت این برنامه می پردازم.



صدا و سیمایی كه خودش خود را رسانه ی ملی می داند، چرا فقط عده ای را یا جریانی را در تیر رس انتقادات و بعضاً توهین ها و حتی اتهامات خود قرار می دهد؟ چرا اگر بشنویم كه به محمدباقر قالیباف، به علی لاریجانی، به علی مطهری، به آیت الله هاشمی رفسنجانی و بسیاری دیگر -كه ممكن است خیلی با طیف مسئولین ارشد صدا و سیما هم جهت نباشند- فلان بخش خبری توهین كرده یا صفت ناروایی نسبت داده یا به سوژه ی تسمخر خود اختصاصش داده، تعجب نمی كنیم، اما هیچ گاه انتقاد به دولت از سطح اطرافیان پرونده دار رئیس جمهور فراتر نمی رود؟ چرا خوش تیپی قالیباف و ورزشكار بودن او و خلبان بودنش و دكتر بودنش و عینك آفتابی اش و ظاهر آراسته اش می شود عیب و از دیگر سو؛ وقتی پزشكان متخصص زیبایی پس از تحصن خانگی رئیس جمهور می گویند آقای احمدی نژاد صورتش را بوتاكس كرده تا زیباتر و شاداب تر به نظر برسد همه باید زبان به دهان بگیرند و صدا و سیما هم كه گویی این سوژه ی داغ رسانه ای و جنجالی اصلاً محل پرداخت ندارد و باید از كنارش بی تفاوت بگذرد! چرا وقتی آقای احمدی نژاد كاپشنش را كنار گذاشته و كت و شلوار پوش می شود، كسانی كه كاپشن او را حسن تلقی می كردند، به روی خود نمی آورند كه یكی از نمادهای ساده زیستی رئیس جمهورشان را از تنش به در آورده اند. ما كه نه كاپشن بهاره پوشیدن به نظرمان نماد ساده زیستی است و پوشیدنش حسن و نه كت و شلوار زیبا و آراسته پوشیدن به نظرمان رذیله و نماد اشرافی گری است. اما كسانی باید پاسخ گوی این انتقاد ما باشند كه به این خاطر به آقای احمدی نژاد افتخار می كردند كه لباس سوپوری می پوشید، چهره اش خیلی زیبایی خیره كننده ای نداشت، به جای كت كاپشن می پوشید، گاهی اوقات كفش هایش را واكس نمی زد و دلایل مشابه.

تونل توحید را شهردار تهران با آن همه مشقت و سنگ اندازی دولت و عدم تخصیص بودجه دولت جهت احداث و افتتاح این تونل كه به گفته ی كارشناسان معماری و شهرسازی، از شاهكارهای سازه ای است، به تمسخر بكشانیم و از طرف دیگر هر حركت دولت را چه خوب و چه بد، چه حسن و چه عیب، در بوغ و كرنا كرده و به نحوی ملموس به نفع دولت تبلیغ كنیم. به نحوی تبلیغ كنیم كه گویی صدا و سیما بلندگوی دولت است. یعنی دولت و شخص آقای احمدی نژاد باید آن قدر دیده شود كه نه تنها هیچ گاه از دو خبر اول هیچ یك از اخبار تصویر و صدای مباركشان حذف نشود، بلكه باید هفته ای چند بار تحت عناوین مختلف و به بهانه های گوناگون و با برنامه هایی در مورد مسكن مهر، افتتاح فلان طرح استانی و یا بهمان ثمره ی خارق العاده ی هدفمند كردن یارانه ها مردم را وادار به تمجید از دولت كنیم و در صدا و سیما خدمتگزاری و قدرت دولت را بیش از پیش به رخ بكشیم و درماندگی و احتیاج بی مثال مردم به چنین دولتی را فریاد كنیم. از دیگر سو افرادی هم چون شهردار تهران سوژه ی به تسمخر كشیده شدن و فتوكاتور هستند و نه وجودشان منفعت خاصی برای مردم دارد و نه می توان در موردشان برنامه ی خاصی ساخت! البته در این مورد خواسته نه این است كه از شهردار تمجید شود؛ بلكه این بیت حكایت حال خواسته ی ماست: ما را به خیر تو امید نیست صدا و سیما، شر مرسان!

اگر امثال این برنامه ها می خواستند ارزنی عدالت را برقرار كنند، به جای تمسخر افرادی هم چون آقای رویانیان كه از مسئولین رده دوم دولت محسوب می شود، می توانست شخص رئیس دولت یا حلقه ی اول وی را به چالش بكشاند. نكته ای كه نه تنها در برنامه ها، بلكه حتی در مصاحبه های تلویزیونی وی نیز دیده نمی شود.مثلاً این كه احمدی نژاد و مشایی چقدر شبیه پوتین و مدودف هستند یا می توانند باشند، از سوژه هایی است كه اگر صدا و سیما مستقل بود نمی توانست رهایش كند یا حداقل این كه چرا ناخودآگاه وقتی اسم پوتین را می شنویم یاد احمدی نژاد می افتیم هم موضوع جالبی برای چندین و چند برنامه است. یا این كه همان طور كه پوتین صورتش را جراحی زیبایی كرده، رئیس جمهور ما هم دست كمی از او در این زمینه ندارد نیز قابل طرح است ومی تواند مردم را بخنداند یا حتی بگریاند.

این كه برنامه سازی با شخص قالیباف مشكل داشته باشد هیچ جای تعجبی ندارد. این كه برنامه سازانی با قالیباف مشكل شخصی یا جمعی یا خانوادگی یا خصومت خصوصی داشته باشند هم محتمل است. به هر حال شهردار تهران و رئیس سابق نیروی انتظامی جمهوری اسلامی همان طور كه بسیاری را از خود خشنود كرده، ممكن است برخی را نیز رنجانده باشد. اما وقتی همه ی این برنامه سازان در یك جا جمع می شوند و آن جا هم از قضا رسانه ی ملی نام دارد، بحث ما آغاز می شود. علامت سؤال بزرگ ما جایی در ذهنمان نقش می بندد كه یك باید از دولت تعریف كرد. در مواردی كه یكی از اعضای دولت از جهت اقتصادی، فكری و یا هر دو فاسد است، باید با انصاف و احتیاط مضاعف از وی انتقاد كرد اما زمانی كه می خواهیم در موردی گروهی كه از قضا با دولت مخالف یا منتقد آن اند صحبت كنیم، دهان دریدگی و توهین و استهزاء و تهمت امری عادی و در راستای آزادی بیان باید تلقی شود.

با نزدیك تر شدن به انتخابات مجلس و حضور نماینده ی قالیباف و لاریجانی در شورای 7+8 (جبهه متحد اصول گرایان) این شائبه مطرح می شود كه شاید رویكرد كوتاه مدت صدا و سیما تا انتخابات 90 مجلس و نیز رویكرد بلند مدتش تا انتخابات 92 ریاست جمهوری، به گونه ای باشد كه بیش از گذشته نوك پیكان انتقاداتش رابه سمت مخالفین دولت نشانه رود و از دولت و حامیانش جدی تر حمایت كند؛ همان گونه كه تا كنون نیز جز این مسبوق به سابقه نبوده است و به همین دلیل است كه بسیاری صدا و سیما را رسانه ای حزبی می دانند نه ملی.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه