sayenews.com

کد خبر : ۷۴۸۶
پ
تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۴
ما یك روز كه داشتیم با هم ناهار می‌خوردیم گفتم: شما دبیر كمیته تحقیق و تفحص هستید؟ گفت: بله گفتم: با چه استنادی؟ گفت: خانم آجرلو جلو خود شما گفتند. گفتم: آمدیم فردا خانم آجرلو گفتند نیستید. ... بعد ایشان گفتند كه یعنی شما می‌فرمایید ایشان زیر حرفش می‌زند. گفتم: به نظر من این اسناد و مدارك همه طبقه‌بندی دارد باید با شما و با یك مجوز رسمی این بررسی‌ها را انجام بدهند. گفت: من با خانم آجرلو رودربایستی دارم. گفتم: خودم از او می‌گیرم. خودم نشستم پشت مانیتور، تایپ كردم جناب آقای عباس پالیزدار به موجب این حكم شما به‌عنوان دبیر كمیته تحقیق و تفحص مجلس در سازمان بازرسی كل كشور منصوب می‌شوید. فاطمه آجرلو نماینده كرج. این را در دو نسخه كپی گرفتم یك ساعت بعد خانم آجرلو آمدند و گفتم: بی‌زحمت این را امضا كنید كه جلو خود من، این را امضا كرد.بعدا پالیزدار رفت كارگزینی و دبیرخانه مجلس این نامه را شماره و تاریخ كرد؛ یعنی این نامه رسمیت پیدا كرد. بعد من را دعا كرد كه تو چقدر لطف بزرگی كردی.
روزنامه «شرق» در مصاحبه با «مصطفی ترك همدانی» وكیل عباس پالیزدار و «پیمان حاج محمود عطار» مشاور حقوقی وی نوشت:

*پالیزدار از رزمندگان هم‌رزم برادران شهید آجرلو در سپاه كرج بوده. خانم آجرلو از سال‌ها قبل با ایشان از طریق برادرانش ارتباط داشته و با هم كار سیاسی‌ می‌كردند و او عضو ستاد خانم آجرلو بوده است. بعد از اینكه تحقیق و تفحص از قوه‌قضاییه تصویب شد خانم آ‌جرلو به جهت اعتمادی كه به آقای پالیزدار داشت ایشان را به‌عنوان دبیر كمیته تحقیق و تفحص انتخاب كرد.

*‌[درباره تحصیلات پالیزدار] این‌طور كه به من گفته از دانشگاه راجویل آمریكا فوق‌لیسانس و دكترایش را گرفته در مدیریت اقتصاد و مدیریت بازرگانی.

*بعد از گذشت مدتی از فعالیت اعضای كمیته تحقیق و تفحص از طریق آقای محمدعلی رامین به خانم آجرلو برای مشاورت حقوقی این كمیته معرفی شدم. ..آقای رامین از بستگان ما یعنی داماد دایی‌ام هستند. عید نوروز 86 كه به منزل دایی‌ام رفته بودم، در آنجا من درباره مفاسد اقتصادی بعضی سازمان‌های دولتی و اینكه متاسفانه بعضی از قضات رسیدگی‌های درستی در این مورد نكردند، صحبت می‌كردم و از آقای رامین خواستم با توجه به ارتباطاتی كه دارند این را به اطلاع مسوولان عالی‌رتبه كشور برسانند....متاسفانه استقبال زیادی از من نكرد. اما خانم ایشان كه دختر دایی من است گفت اگر شما مستنداتی برای این ادعاها دارید در اختیار ما بگذارید. من نیز اطلاعاتم را در اختیار خانم آجرلو و خانم پروین احمدی‌نژاد كه آن موقع هنوز عضو شورای شهر نشده بود گذاشتم.20 روز بعد خانم آجرلو و خانم پروین احمدی‌نژاد به منزل دختر دایی من آمدند. دختردایی‌ام با من تماس گرفت و گفت كه مستنداتی را كه درخصوص آن صحبت كردی بیاور.

* خانم احمدی‌نژاد از فسادی كه گفتم خیلی ناراحت شد و گفت همین الان به اخوی زنگ می‌زنم و می‌گویم با فلان مسوول برخورد كنند. اما من خواهش كردم كه بگذارید از مبادی قانونی‌اش مراحل طی شود. اعلام كرد كه شما را به برادر داوود كه در آن موقع بازرس ریاست‌جمهوری بود معرفی می‌كنم. سپس خانم آجرلو گفتند كه اگر واقعا شما آنقدر برای بیت‌المال دلسوز هستید ما كمیته‌ای را در مجلس تشكیل داده‌ایم كه آقای دكتر عباس پالیزدار دبیر آن كمیته هستند و دنبال یك مشاور حقوقی می‌گردند. من هم گفتم مگر آقای پالیزدار تحصیلات‌شان چیست كه گفتند تحصیلات ایشان اقتصاد است.

*من استقبال كردم و خانم آجرلو نیز گفتند شما به صورت آزمایشی با كمیته همكاری می‌كنید و اگر طرفین بر ادامه كارشان توافق داشتند با شما قرارداد می‌بندیم. جلسه بعد به خردادماه موكول شد. خانم آجرلو از طریق دختردایی‌ام به من پیغام دادند كه فلان روز به سازمان بازرسی بروم. من طبق همان قرار به طبقه چهارم سازمان بازرسی رفتم. به اتفاق خانم آجرلو به اتاقی رفتیم كه آقای پالیزدار در آنجا بود.

* دفتر رییس سازمان بازرسی رفتم. خانم آجرلو با تاخیر آمدند. .. آقای نیازی رو كردند به خانم آجرلو و گفتند: حاج‌خانم، این پرونده‌هایی كه شما بررسی می‌كنید خوب است، اما یك‌سری پرونده‌ها را من در اختیارتان قرار می‌دهم كه اگر واقعا كمیته می‌خواهد از عملكرد قوه‌قضاییه تحقیق و تفحص بكند و سیاسی‌كاری نیست و می‌خواهید واقعا به مردم خدمت كنید، به دنبال تحقیق و تفحص از این پرونده‌ها بروید. ..خانم آجرلو گفتند ما هم دنبال همین پرونده‌ها هستیم. آقای نیازی نیز گفتند من نگران هستم. ..آقای نیازی می‌گفت در دوره‌های مختلف مجلس از این تحقیق و تفحص‌ها زیاد تصویب شده ولی نتیجه‌ای نداشته. نگران هستم كه این یكی نیز به سرنوشت قبلی‌ها دچار شود. خانم آجرلو گفت ما این موضوع را تا آخرش ادامه می‌دهیم. دولت و آقای احمدی‌نژاد با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی رأی آورد و خوشبختانه، قوه مجریه و مقننه همه هم‌صدا هستیم و شما هم باید با ما همكاری كنید. آقای نیازی هم گفتند اگر این‌طور است من در خدمت‌تان هستم و بعد دكمه‌ای را فشار داد كه یك‌سری پرونده را داخل آوردند. این پرونده‌ها آنقدر قطور بودند كه كارگران آنها را به‌سختی در دست گرفته بودند.آقای نیازی به آقای پالیزدار گفت لطفا اینها را بشمارید. شمردند و گفتند 124 پرونده است. ..فضا خیلی عرفانی و معنوی شده بود. آقای نیازی گفتند خانم آجرلو نیت تقرب بكنید به نیت 124 هزار پیامبر و اینها را بدهید كمیته‌تان بررسی كند. ..وقتی از طرف خانم آجرلو و آقای پالیزدار اعلام آمادگی شد، دوباره آقای نیازی دفتردارشان را صدا كردند - كه بعدها فهمیدم آقای قائمی‌نسب هستند ایشان هم یك‌ماه حبس برای همین پرونده داشتند - به ایشان گفتند این پرونده‌ها را صورت‌جلسه كنید و تحویل آقای دكتر عباس پالیزدار بدهید.

* یكی از پرونده‌ها را به‌عنوان نمونه به من دادند دیدم، پرونده لاستیك دنا بود. یك موسسه خیریه با وزارت صنایع مكاتبه كرده بود كه لاستیك دنا را به ما بفروشید...اوایل دهه 70 بود؛ زمان ریاست‌جمهوری آقای هاشمی، بعد ارجاع شده بود به كارشناس و كارشناس یك رقمی گذاشته بود. موسسه گفته بود این رقم خیلی بالاست و معقول نیست و دوباره كارشناسی شود. گفته بودند كه شما دستمزد كارشناس را بدهید، اما آنها می‌گویند ما نداریم بدهیم كه خودشان دادند و در كارشناسی بعدی رقم خیلی افت كرد. وزارتخانه می‌گوید پس ما یك قراردادی با شما می‌بندیم اما شما باید به ما چك بدهید، آنها می‌گویند ما چك هم نداریم، گفتند سفته بدهید، می‌گویند پول خرید سفته را هم نداریم. سفته‌ها را هم از جیب دولت می‌خرند و دو نفر از اعضای هیات‌مدیره پشت سفته‌ها را امضا می‌كنند و بعد اسناد نقل و انتقال صورت می‌گیرد.

*كارخانه به تملك موسسه خیریه درآمد و سفته‌ها هم وصول نشد. در نتیجه سازمان بازرسی ورود كرده و اعلام جرم شده بود. روزهای بعد پرونده یك معدن سنگ را خواندم. گفتم آقای پالیزدار اینها را می‌خواهید چه كار كنید؟ این پرونده‌ها در همان مقطع سازمان بازرسی مختومه شده بود.

*ما یك روز كه داشتیم با هم ناهار می‌خوردیم گفتم: شما دبیر كمیته تحقیق و تفحص هستید؟ گفت: بله گفتم: با چه استنادی؟ گفت: خانم آجرلو جلو خود شما گفتند. گفتم: آمدیم فردا خانم آجرلو گفتند نیستید. ... بعد ایشان گفتند كه یعنی شما می‌فرمایید ایشان زیر حرفش می‌زند. گفتم: به نظر من این اسناد و مدارك همه طبقه‌بندی دارد باید با شما و با یك مجوز رسمی این بررسی‌ها را انجام بدهند. گفت: من با خانم آجرلو رودربایستی دارم. گفتم: خودم از او می‌گیرم. خودم نشستم پشت مانیتور، تایپ كردم جناب آقای عباس پالیزدار به موجب این حكم شما به‌عنوان دبیر كمیته تحقیق و تفحص مجلس در سازمان بازرسی كل كشور منصوب می‌شوید. فاطمه آجرلو نماینده كرج. این را در دو نسخه كپی گرفتم یك ساعت بعد خانم آجرلو آمدند و گفتم: بی‌زحمت این را امضا كنید كه جلو خود من، این را امضا كرد.بعدا پالیزدار رفت كارگزینی و دبیرخانه مجلس این نامه را شماره و تاریخ كرد؛ یعنی این نامه رسمیت پیدا كرد. بعد من را دعا كرد كه تو چقدر لطف بزرگی كردی.

* من متوجه شدم كه آقای پالیزدار پرونده‌ها را می‌گذارد در صندوق عقب ماشین و می‌برد بیرون. گفتم آقای پالیزدار اگر جلو در بگردند چه می‌كنید؟ گفت ما اینها را هماهنگ كردیم كه ببریم از اینها اسكن بكنیم. بعد از مدتی به حراست جلو در گفته شد كه اینها را راه ندهید.

* یكی هم قضیه داروهایی بود كه وارد شده بود اما بعد از مدتی آنها را در بیابان‌های ورامین دفن كرده بودند. بعدها در جلسات بازجویی فهمیدم داستان از این قرار بوده كه بعد از اینكه من از مجموعه خارج شدم اینها مهندس كامپیوتری را آوردند كه الان به دوسال حبس محكوم شده و با ایشان قرارداد بستند برای اسكن پرونده‌ها..این‌طور كه من بعدها متوجه شدم، این بود كه اینها را دی‌وی‌دی كردند و این دی‌وی‌دی‌ها را در اختیار خانم آجرلو و سایر اعضا قرار دادند.

*پالیزدار 150 صفحه‌ گزارش را به خانم آجرلو می‌دهد. خانم آجرلو و سایر دوستان امضایش می‌كنند می‌دهند به رییس مجلس. آقای پالیزدار از همان دی‌ماه 86 به جاهای مختلف می‌رود و شروع می‌كند به سخنرانی كردن.از دی‌ماه 86 تا خرداد 87 به مدت شش ماه این‌طور كه پالیزدار می‌گوید در هشت مركز سخنرانی‌ كردند. در 14/2/87 ایشان در دانشگاه بوعلی همدان آن سخنرانی را كرد كه با یك موبایل از ایشان ضبط شد.

* من به ایشان زنگ زدم و گفتم یادتان هست گفته بودم این كار شما اشتباه است كه رفتی دانشگاه سخنرانی كردی. ‌پالیزدار گفت شما ترسو هستید و من هنوز همان نیت جهاد فی‌سبیل‌الله را دارم و فردا هم می‌خواهم بروم دانشگاه صنعتی اصفهان سخنرانی كنم، پس فردا هم دانشگاه شیراز، بعد فلان جا و فلان جا. یك برنامه زمان‌بندی‌شده را وزارت علوم در اختیار من گذاشتند و باید مردم و دانشجویان و قشر فرهیخته ما از این چیزها آگاه شوند. [وزارت علوم ] یك كاغذی را داده بودند كه بعدا در دادگاه این را تایید كرد كه فلان روز فلان‌جا و فلان‌روز بهمان جا برود و هر دانشگاهی هم كه رفته به او تقدیر نامه دادند. مثلا در همین دانشگاه بوعلی همدان به پالیزدار تقدیرنامه دادند. همه تقدیرنامه‌هایش در پرونده هست.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه