sayenews.com

کد خبر : ۷۴۸۷
پ
تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۵
سینمای ایران صهیونیستی است، شاید چون به آقای سلحشور پریشب جایزه نرسیده یا دعوتش نكرده اند كه روی سن مورد تشویق و تقدیر سرپایی قرار بگیرد. البته سلحشور فیلم خودش را در خارج از این سینما ساخته چرا كه چندی پیش اثرش را به خدا نسبت داده بود و گفته بود: «كارگردان و نویسنده «یوسف پیامبر» در حقیقت خداست و تنها اسم من به عنوان نویسنده و كارگردان درج شده است.» كه باید با این اوصاف بپرسیم اگر سینمای ایران حوض لجن است و در این حوض لجن نمی توان دنبال سیب و گلابی و انار بود، چگونه چیزی ساخته ای كه گلابی و انار كه هیچ، اثر خود خداست؟!
جشنواره فیلم دینی رویش در حالی دوشنبه شب گذشته با تقدیر از آثاری كه برجسته ترین آنها «یك حبه قند» ساخته ارزشمند رضا میركریمی بود، به پایان رسید كه علی الظاهر فرج الله سلحشور از این موضوع كه نام یوسف پیامبر در میان آثار برگزیده نیست، دلگیر شده و سینمایی كه تا دیروز دستان خدا هم در آن دیده می شد، امروز در دست صهیونیست ها خوانده و در ادعایی خنده دار گفته است: «در این سینما كه در دستان صهیونیست‌ها است نمی شود حرف اسلامی زد و مثل آن است كه به یك دزد بگویی چرا مال حرام می‌خوری، به سینمایی كه ماهیت صهیونیستی دارد نمی‌توان نام اسلامی داد.» تا این پرسش مطرح شود كه چرا آقای كارگردان در این مدت نفهمیده بود در زمین صهیونیست ها بازی می كند؟!

به گزارش آینده؛ «یوسف پیامبر» كه یكی از پرهزینه ترین پروژه های صداوسیما بود، پس از آن كه در هنگام پخش در صداوسیما با نقدهای جدی روبرو شد و ساختارش ضعیف تلقی گشت، راهی سینماها شد. اما علی رغم همه تلاش ها، نسخه سینمایی این فیلم به شهادت آمار فارابی چیزی در حدود یازده میلیون تومان در تهران فروش داشت كه از فروش روزانه برخی فیلم ها در پایتخت نیز كمتر است و به خوبی نشان می دهد سطح این فیلم تا چه حد بالا بوده است و احتمالاً آن قدر كیفیت هنری و مفاهیم فیلم به مخاطب خاص مربوط می شده كه مردم عادی و عوام قدرت درك فیلم سلحشور را نداشته اند و به همین دلیل همچون فیلم های هنری قوی چند لایه دیده نشده و نه به دلیل ضعیف بودن ساختارش!

به هر حال به مدد رسانه های همسو با جریان همراه شمقدری به به و چه چه برای این فیلم كه به اتهام دزدی بودن فیلمنامه اش، از سلحشور رسماً شكایت شده، صورت پذیرفت و تلاش شد این فیلم به عنوان فیلم دینی قوی قالب شود. اما واقعیت این بود كه متاسفانه در این زمینه چندان موفق نبود و با این حال همان جریان و دوستان شمقدری، او را روی دست بالا و پایین انداختند كه یك فیلم قوی مذهبی ساخته شده تا حداقل گفته نشود بودجه های میلیاردی برای چنین اثر كم مخاطبی ضایع شده و جوایز دینی باید به این فیلم تعلق می گرفت.

دوشنبه اما اتفاق دیگری افتاد و در جشنواره فیلم كوتاه دینی رویش، خبری از تقدیر فیلم «یوسف پیامبر» نبود و در عوض از كارگردانان اصیل ایرانی كه سینمای دینی را با مفاهیم عمیق و اخلاقی و نه دیالوگ های خنده دار معرفی كرده اند، تقدیر شد و صحنه حضور مجید مجیدی كارگردان ارزشی و در عین حال قوی و همچنین محلی برای تقدیر از رضا میركریمی كارگردان آتیه دار و خوش ذوق ایران برای فیلم ارزشمند و اثرگذار «یك حبه قند» بود. میركریمی كه پیش از این با «خیلی دور، خیلی نزدیك»، برخی مفاهیم انسانی و فلسفی را به تصویر كشیده بود، این بار نیز اثری ساخته كه در عین حال كه حاوی مفاهیم ملی و مذهبی است اما اغراق آمیز و حال به هم زن نیست و مخاطب می خندد و گریه می كند و ثانیه به ثانیه فیلم را می پذیرد.

با این اوصاف اگر امثال سلحشور پس از مراسم پریشب، ادعا نمی كردند كه: «الان جشنواره فیلم رویش گذاشته‌اند. آقایی بنام «صانعی» و «بیگلری» به صراحت می‌گویند سینمای مذهبی و این مسخره بازی‌ها یعنی چه، سینما سینما است و حرف آن یكی است و سینمای اسلامی را اصلا قبول ندارند آن هم جایی مثل حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی!»، جای سوال داشت. او كه با اظهارنظر جنجالی اش نسبت به بازیگران زن ایران، با انتقادات گسترده اهالی سینما روبرو شد، حال كه جایزه نبرده، عنوان كرده است: «در یك حوض لجن، نمی‌توان دنبال سیب، گلابی و انار تمیز گشت و این یك حماقت است، در یك لجنزاری به نام سینما كه ریزه خوره دستورالعمل‌های صهیونیستی است نمی‌توان حرف اسلام را زد. در این سینما كه در دستان صهیونیست‌ها است نمی‌شود حرف اسلامی زد و مثل آن است كه به یك دزد بگویی چرا مال حرام می‌خوری، به سینمایی كه ماهیت صهیونیستی دارد نمی‌توان نام اسلامی داد.»

با این اوصاف سینمای ایران صهیونیستی است، شاید چون به آقای سلحشور پریشب جایزه نرسیده یا دعوتش نكرده اند كه روی سن مورد تشویق و تقدیر سرپایی قرار بگیرد. البته سلحشور فیلم خودش را در خارج از این سینما ساخته چرا كه چندی پیش در ادعایی وهن آلود، اثرش را به خدا نسبت داده بود و گفته بود: «كارگردان و نویسنده «یوسف پیامبر» در حقیقت خداست و تنها اسم من به عنوان نویسنده و كارگردان درج شده است.» كه باید با این اوصاف همان حرف سلحشور را مقابل خودش بگذاریم كه اگر سینمای ایران حوض لجن است و در این حوض لجن نمی توان دنبال سیب و گلابی و انار بود، چگونه چیزی ساخته ای كه گلابی و انار كه هیچ، اثر خود خداست؟!

برخلاف آنچه عنوان می شود، فیلم های كاملاً مثبت درباره ایران و ایرانی نیز می توانند به جشنواره ها راه یابند. نمونه اش نیز یك حبه قند ساخته میركریمی در اینجا، جشنواره بین المللی فیلم پوسان كره جنوبی

البته جالب اینكه مسئولان جشنواره رویش نیز به هیچ عنوان آنچه سلحشور از او نقل كرده، نگفته اند، بلكه این برداشت سلحشور است كه فكر می كند سینمای دینی یعنی در هر صحنه یك برگ قرآن نشان دادن. رجبی در انتهای جشنواره فیلم دینی رویش در تبیین این جشنواره گفته بود: «سخن گفتن درباره دین شامل سه حوزه شریعت، فضیلت و حقیقت است. اگر در فیلمی حرامی، حلال نشده باشد و واجبی ترك نشده باشد، از حداقل های فیلم دینی از نگاه فقه برخوردار است. اگر فضایل اخلاقی در فیلمی رعایت شده باشد بازهم فیلم دینی است؛ حتی اگر فیلمی متفكرانه باشد و یا زیبایی خداوند شامل زیبایی طبیعت یا زیبایی پدیده ها و اخلاقیات را به تصویر بكشد، عمیقا دینی است.»

مدیرعامل اسبق بنیاد سینمایی فارابی در ادامه 'باشو غریبه كوچك' ساخته بهرام بیضایی را یكی از نمونه های برتر فیلم دینی برشمرد و گفت: «این فیلم نه تنها محرمات را حلال ندانسته و ترك واجبی نكرده، بلكه در نمایش صفات ممتاز فضیلت انسانی بسیار موفق عمل كرده است، اما از نگاه مدیران دولتی به عنوان یك فیلم غیردینی برای چهار سال نمایش آن ممنوع بود.» و همچنین از فیلم 'باران' ساخته مجید مجیدی نیز به عنوان دیگر فیلم دینی یاد كرد و گفت: «در زمان نمایش این فیلم در آلمان بودم. در آن زمان پاپ در این كشور در پیامی به همه كاتولیك های این كشور از آنها خواست این فیلم را حتما ببینند. زیرا این فیلم تمام زیبایی های خداوندی را به نمایش می گذارد. حال آنكه ما در ایران نسبت به این فیلم هیچ گاه چنین رویكردی نه در مجامع دینی و نه در مجامع هنری نداشتیم.»

با این اوصاف طبیعی است امثال سلحشور ترش كنند. اما هنوز دیر نشده و سلحشور كه در حال نگارش سریال حضرت موسی است و لابد بعدش هم برای دیگر پیامبران قوم یهود یك به یك سریال می سازد، می تواند خودش را از سینمای ایران كه به برداشت او لجن زار و در دست صهیونیست هاست، بیرون بكشد و برود بقالی یا ماست بندی یا هر شغلی را انجام دهد كه دست صهیونیست ها نیست. به همین مناسبت به این كارگردان توصیه می شود در عوض اظهارنظرهای تازه و جنجال آفرینی هایی كه وقت اهالی خبره سینما را برای پاسخگویی به امثال این كارگردان(؟!) می گیرد، در زمین صهیونیست ها بازی نكند و برود دنبال كارش! در آخر باید تاسف خورد به حال اشخاصی كه بودجه های بی صاحب میلیاردی را در اختیار چنین اشخاصی قرار می دهند كه ضمیر منفعت طلبشان اگر چیزی به صرفش باشد به خدا نسبتش می دهد و اگر به ضررشان باشد تا انداختن امضای شیطان پای آن اثر پیش می روند.

با این حال شاید بد نباشد از ایشان بابت این قبیل حرف هایش انتقاد نكرد و به حال خودش واگذارش كرد، چرا كه وقتی این كارگردان تصور می كند سریال یوسف را 2 میلیارد نفر دیده اند(!) یا خودش را با استیون اسپیلبرگ برنده صدها جایزه بین المللی و سازنده بسیاری از پرفروش ترین و تاثیرگذارترین آثار تاریخ سینمای جهان، رقیب می پندارد و می گوید: «باید به مسئولان جمهوری اسلامی و صدا و سیما گفت كه اسپیلبرگ هم دارد فیلمی برای حضرت موسی (ع) می‌سازد و این یهودی كه برای صهیونیست‌ها كار می‌كند ماموریت دارد تاثیر سریالی را كه قرار است در ایران ساخته شود كمرنگ كند! مسئولان جمهوری اسلامی اگر به ما امكانات بدهند از این فیلم جلو می‌افتیم و اگر بودجه و امكانات ندهند ممكن است ما شكست بخوریم هرچند اسپیلبرگ از نظر محتوایی نمی تواند موفق باشد!»، بر او حرجی نیست و او همچنان تصور می كند یك كارگردان جهانی است؛ انشاءالله خداوند واقع بینی و سلامتی را از هیچ یك بندگانش دریغ نفرماید!
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه