sayenews.com

کد خبر : ۷۶۱۰
پ
تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۴
با این حال به تنها یادگار آنها - نیلوفر چهار ساله - دلخوش بودیم، اما پدر داماد مرحوم‌مان با وجود آن‌که در همسایگی‌مان زندگی می‌کند، مانع دیدار ما با نوه‌مان می‌شود. حالا هم دوری از نوه، مشکلات روحی من و همسرم را دوچندان کرده است. بنابراین دلم می‌خواهد حداقل هفته‌ای 72 ساعت نوه دختری‌ام در خانه ما باشد تا گوشه‌ای از جای خالی دخترمان را پر کند. ضمن آن‌که پدر داماد مرحومم 80 ساله است و روحیات نوه کوچولویمان را درک نمی‌کند.
روزنامه ایران نوشت: اختلاف برسر ملاقات هفتگی نوه دو پدر بزرگ را به دادگاه کشید.
بر‌اساس اوراق پرونده، مدتی قبل مردی به دادگاه خانواده تهران رفت و از قاضی شعبه 243 برای ملاقات 72 ساعت در هفته نوه‌اش کمک خواست. وی درباره خواسته‌اش گفت: «نمی‌خواهم با یادآوری آن صحنه وحشتناک، بار دیگر خاطرات تلخ روزهای گذشته را مرور کنم، اما چاره‌ای جز بیان حقیقت ندارم و می‌خواهم پرده از یک حادثه پردرد بردارم تا شاید مرهمی برای عمیق‌ترین زخم دلم باشد.»
مرد با آهی عمیق گفت: دخترم فقط 23 ساله بود، آرزوهای زیادی داشت که متأسفانه همراه شوهرش در یک روز سرد زمستانی بر اثر نشت گاز جان باختند. مرگ دختر جوان و دامادمان، آسیب‌های روحی و عاطفی عمیقی به من و همسرم وارد کرد. با این حال به تنها یادگار آنها - نیلوفر چهار ساله - دلخوش بودیم، اما پدر داماد مرحوم‌مان با وجود آن‌که در همسایگی‌مان زندگی می‌کند، مانع دیدار ما با نوه‌مان می‌شود. حالا هم دوری از نوه، مشکلات روحی من و همسرم را دوچندان کرده است. بنابراین دلم می‌خواهد حداقل هفته‌ای 72 ساعت نوه دختری‌ام در خانه ما باشد تا گوشه‌ای از جای خالی دخترمان را پر کند. ضمن آن‌که پدر داماد مرحومم 80 ساله است و روحیات نوه کوچولویمان را درک نمی‌کند.
قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات مرد میانسال و مشاهده گواهی فوت دخترش، دستور احضار پدر داماد مرحوم را صادر کرد. پیرمرد به دنبال اطلاع از خواسته پدر عروس مرحومش گفت: بر خلاف اظهارات این مرد، من قصد دارم به شهر کوچکی در جنوب کشور نقل‌مکان کنم و اگر آنها می‌خواهند نوه‌شان را ملاقات کنند، باید هر هفته به شهری که اعلام می‌کنم بیایند تا دختر کوچولو را ببینند و...
با این وجود قاضی دادگاه وقتی با سماجت پدربزرگ‌ها برای ملاقات نوه‌شان روبه‌رو شد، چاره‌ای جز صدور حکم قانونی ندید و به جد مادری اجازه داد پنجشنبه و جمعه هر هفته نوه را در نزدیک‌ترین کلانتری به محل سکونت جد پدری ملاقات کند.
پس از صدور این حکم و با اعتراض پدر عروس، پرونده برای رسیدگی در اختیار هیأت قضایی شعبه دوم دادگاه تجدید‌نظر استان تهران - به ریاست قاضی حجت‌الاسلام «سید‌جواد حسینی اراکی» - قرار گرفت. جد پدری همچنان اصرار داشت خانواده عروس هر هفته فرسنگ‌ها راه را برای دیدن «نیلوفر» طی کنند. جد مادری هم خواستار 72 ساعت ملاقات خانگی نوه‌اش بود. در عین حال آنها به خاطر کدورت‌های گذشته حاضر به گذشت نبودند.
پدر داماد می‌گفت: 80 سال از خدا عمر گرفتم و هرگز پایم به دادگاه و پاسگاه کشیده نشد اما حالا که در عزای مرگ پسر جوانم سیاهپوشم، با شکایت پدرزنش به دادگاه آمده‌ام. هرگز هم به دوری از تنها یادگار پسرم راضی نمی‌شوم و تا روزی که زنده‌ام، از او با جان و دل نگهداری خواهم کرد.
پدر عروس نیز گفت: از آنجا که دخترم کار می‌کرد، روزها نگهداری از دختر کوچولویش را به ما می‌سپرد، به همین خاطر به شدت دلبسته نوه‌مان هستیم و به خاطر دوری از او سنگینی مرگ دخترمان بیشتر شده است. وقتی دخترمان زنده بود، جد پدری هیچ‌وقت حاضر به نگهداری از نوه نبود، اما حالا و به یک‌باره همه‌چیز تغییر کرده است.
حجت‌الاسلام «اراکی» پس از ساعاتی گفت‌و‌گو با دو پدربزرگ داغدار، سرانجام آنها را راضی به سازش کرد و جد پدری متعهد شد نوه‌اش را هفته‌ای دو روز به خانه پدر و مادربزرگش بفرستد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه