sayenews.com

کد خبر : ۷۷۰۴
پ
تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۱
سمانه گفت: ما هیچ‌پولی نداشتیم و سعید شوهرم هم معتاد بود، پول کمی را که به دست می‌آورد خرج اعتیادش می‌کرد. وقتی دیدم چاره‌ای نداریم، پیشنهادی را که سعید داده بود قبول کردم. او به من گفت که سر راه مردان بی‌اخلاق بایستم و آنها را به خانه بکشانم طبق نقشه قرار بود هنگام حضور ما در منزل، شوهرم سر برسد و از طعمه‌مان باج‌گیری کند.
روزنامه شرق- خانواده مردی به نام «امید» 19مرداد سال 84 به پلیس کرج خبر دادند او گم شده‌است. همزمان با این اتفاق ماموران باخبرشدند جسد مردی ملحفه پیچ‌ کنار جاده‌ای پیدا شده‌است زمانی که خانواده امید به پزشکی قانونی رفتند به با دیدن صورت مقتول تایید کردند که جسد متعلق به امید است. آن‌طور که در گزارش پزشکی قانونی آمده این مرد با شلیک دو گلوله به سینه‌اش کشته‌ شده بود.
سه سال بعد در حالی‌که پرونده قتل امید بین پرونده‌های راکد اداره آگاهی کرج جای گرفته‌بود، زنی به نام سمانه بازداشت شد. این زن که به جرم فحشا و سرقت دستگیر شده بود. همچنین خانه این زن مورد بازرسی قرار گرفت و ماموران کیف‌پول و چند تکه از وسایل امید را در منزل سمانه پیدا کردند و مشخص شد این زن از قتل امید باخبر است. این بار سمانه به اتهام قتل از سوی ماموران مورد بازجویی قرار گرفت. این در حالی بود که شوهر او هم بازداشت شده‌بود. سمانه دو روز بعد از آغاز بازجویی‌ها گفت: من با کلت به او شلیک کردم.
سمانه گفت: ما هیچ‌پولی نداشتیم و سعید شوهرم هم معتاد بود، پول کمی را که به دست می‌آورد خرج اعتیادش می‌کرد. وقتی دیدم چاره‌ای نداریم، پیشنهادی را که سعید داده بود قبول کردم. او به من گفت که سر راه مردان بی‌اخلاق بایستم و آنها را به خانه بکشانم طبق نقشه قرار بود هنگام حضور ما در منزل، شوهرم سر برسد و از طعمه‌مان باج‌گیری کند.
سمانه در مورد قتل امید گفت: روزی که سوار ماشین امید شدم، قرار بود با هم به خانه برویم و بعد من به شوهرم خبر بدهم و او سر فرصت بیاید، اما در خانه با امید درگیر شدم او متوجه شد قصد ما اخاذی است و عصبانی شد و داد و فریاد کرد من هم از ترس اینکه همسایه‌ها متوجه نشوند کلت را برداشتم و به او شلیک کردم. بعد بلافاصله با شوهرم تماس گرفتم و او را به خانه کشاندم . سعید جسد را لای یک ملحفه پیچید و آن را با ماشین مقتول به کنار جاده منتقل کردیم. چون امید ما را نمی‌شناخت فکر نمی‌کردم بازداشت شویم. در ادامه شوهر سمانه مورد بازجویی‌ قرار گرفت. او گفت: من در قتل امید نقشی نداشتم و وقتی در جریان قرار گرفتم فقط به او کمک کردم جسد را مخفی کنیم.
زمانی که بازپرس قصد داشت قرار مجرمیت متهم را صادر کند سمانه اتهامش را انکار کرد و مدعی شد شوهرش دست به این قتل زده ‌است. با این‌ حال کیفرخواست علیه سمانه صادر و او برای محاکمه به شعبه 80 دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده ‌شد. در حالی‌که اولیای ‌دم امید درخواست قصاص کرده ‌بودند سمانه در جلسه محاکمه قتل را منکر شد و گفت: وقتی من و سعید بازداشت شدیم، سعید از من خواست اتهام قتل را قبول کنم. او گفت: تو به پلیس بگو مرتکب قتل شدی من هم می‌گویم که من مرتکب قتل شدم. پلیس نمی‌تواند تشخیص دهد قتل کار که بوده و آن‌وقت هر دو ما آزاد می‌شویم. این در حالی بود که سعید حرف‌های زنش را انکار کرد و گفت: سمانه از مرگ می‌ترسد و به همین دلیل من را متهم می‌کند. او دروغ می‌گوید من از این ماجرا اصلا خبر ندارم.
بعد از پایان جلسه محاکمه هیات قضات شعبه 80 سمانه را به قصاص و به خاطر سرقت به پنج سال حبس محکوم کردند. این رای مورد اعتراض متهم و وکیل مدافعش قرار گرفت و پرونده برای رسیدگی به شعبه 11 دیوان‌عالی کشور فرستاده شد و رأی قصاص و حبس سمانه مورد تایید قرار گرفت.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه