sayenews.com

کد خبر : ۷۷۰۸
پ
تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۲
چگونه یک مجری محبوب می شود؟

بسیاری از کسانی که با فعالیت رسانه ای آشنا هستند، بخوبی می دانند که ممکن است خروجی یک رسانه با محتوای واقعی آن کاملا متفاوت باشد و بعبارتی دیگر خودسانسوری در یک رسانه به حدی برسد که دست اندرکارن یک رسانه یا برنامه تصویری متفاوت از واقعیت نظرات خود را به مخاطب ارائه دهند، این تفاوت ممکن است بدلیل ملاحظات اقتصادی، سیاستهای مالکیتی و یا محدودیتهای خاص اعمال گردد، اما نتیجه آن یکی است تفاوت وبعضا تناقض میان آنچه که یک فعال رسانه ای هست و آنچه که وی می نماید، از یکسو فشار درونی را بروی وارد می کند و از سوی دیگر واکنشهای مخاطب نیز وی را با یک فشار بیرونی مواجه می کند.

نمونه بارز از این موضوع وضعیت مجریان صداوسیماست، اگر بخواهیم چهار مجری شاخص و با سابقه را در صداوسیما نام ببریم قطعا نام عادل فردوسی پور، محمدرضا شهیدی فر،فریدون جیرانی ومرتضی حیدری از گزینه های اصلی خواهند بود اما در این میان محبوبیت واعتبار عادل فردوسی پور غیر قابل مقایسه با دیگران است اما براستی چرا؟

ویژگی عادل فردوسی پور آن است که حاضر به ارائه تصویری متفاوت از خود به مخاطب نیست ،حاضر نیست فرامین صادره از پشت گوشی را بدون چون وچرا اجرا کند، بارها فشارهای وارد شده به خود را بروز داده ، در برابر دستورها گردنگشی کرده ، از مردم ومخاطبان خود استمداد کرده ودر برابر صاحبان نفوذ و قدرت جریان سازی کرده است ، هرچند که شاید این گوش بفرمان نبودن موجب شده باشد برآورد برنامه پرهزینه وی کمتر از بسیاری از برنامه های کم هزینه تر باشد اما برای مدیران صداوسیما، برکناری وی بسیار پرهزینه بوده وبهمین دلیل واعتماد وهمراهی مخاطب با وی بیش از دهسال است که تقریبا همیشه عنوان پربیننده ترین برنامه تلویزیونی در نوع خود را حفظ کرده است.

شهیدی فر، جیرانی و حیدری نیز همانند فردوسی پور با مدیران صداوسیما، سروکار دارند، وبا توجه به سوابق کاری و شناختی که از آنها موجود است در حیطه تخصصی خود اگر از فردوسی پور دارای تخصص وتسلط بیشتری نباشند، کم تجربه تر نیستند، اما چرا هیچ یک از این افراد یکدهم محبوبیت فردوسی پور را دارا نیستند، وحتی چهره ای نظیر مرتضی حیدری که انصافا از نظر تسلط بر موضوعات اقتصادی و مهارت در گفتگوی کارشناسی یکی از زبده ترین مجریهای فعلی صداوسیماست نسبت به چهره ای نظیر شهیدی فر نیز محبوبیت بسیار کمتری دارد در حالیکه اجمالا این چهار نفر از نظر تفکرات سایسی، اقتصادی و فرهنگی نزدیکی زیادی به یکدیگر دارند و دست کم در حوزه نظرات شخصی تناقض جدی با یکدگر ندارند.

پاسخ این پرسش را باید در سطور بالا جستجو کرد، به هرمیزان که تصویر ارائه شده از این افراد با شخصیت واقعشان تفاوت و فاصله داشته باشد ، اعتماد وهمراهی مخاطب با آنها کاهش می یابد.

مرتضی حیدری چندی پیش در مصاحبه ای گفته بود در زمان اجرای برنامه وگفتگو با مسئولان به خود اجازه نمی دهم که نظرات شخصیم را به زبان بیاورم ومجری سیاستها و خواننده سوالات سازمان هستم . عنادی، همکار وی نیز از این موضوع پرده برداشته بود که محورهای سوالاتی که در گفتگوهای تلویزیونی با رییس جمهور مطرح می شود قبلا با نهاد ریاست جمهوری هماهنگ می شود،در نتیجه نظراتی که حیدری بیرون از استودیوی تلویزونی وآنتن زنده صداوسیما بر زبان می آورد فاصله بسیاری با تصویری که از وی مخاطب در ذهن مخاطب نقش بسته است دارد ، یا عملکرد فریدون جیرانی در برنامه 7 ، در موضوعات خاص و حساس برای مسئولان صداوسیما وارشاد و برخی نهادها، تابع سیاستهایی متفاوت با نظرات وی است وهمچینین عملکرد شهیدی فر در پارک ملت، در برابر مسعود دهنمکی وحسین شریعتمداری قطعا با نظرات شخصی وی تفاوت زیادی دارد و بنابراین این سه نفر به همان اندازه که در زیرپا گذاشتن نظرات شخصی واطاعت از سیاستهای مسئولان همکاری بیشتری نشان دهند، به همان اندازه باید شاهد افت محبوبیت واعتبار واعتماد مخاطب باشد.

اینکه آیا زیرپاگذاشتن نظرات شخصی وکارشناسی یک مجری و سرتکان دادن وسکوت در برابر سخنانی که وی آنان را نادرست می داند اما به نشانه تایید و همراهی باید سرتکان دهد، آیا روشی حرفه ای است و یا آنکه حفظ استقلال در عملکرد و بعبارتی دیگر استقلال سردبیری شیوه ای حرفه ای است نیاز به بحثی مجزا دارد اما قطعا برای مخاطب وجود احساس تناقض در رفتار ونظرات یک فعال رسانه ای منجر به کاهش اعتماد و محبوبیت خواهد شد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه