sayenews.com

کد خبر : ۷۷۶۸
پ
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۸
خبردار شدیم‌ در همان ساعت‌های اولیه اشغال سفارت افراد زیادی بعنوان نگرانی ویا اعتراض به دفتر امام زنگ زدند وحتی به خود ما زنگ زدند از جمله آیت‌الله مهدوی‌کنی که رییس کمیته‌های انقلاب بود، خیلی بر‌آشفته شده بودند که شما به چه حق رفته‌اید و سفارت آمریکا را گرفته‌اید؟! یا دولتمردان که طبیعتا این کار را خلاف عرف دیپلماتیک و مصالح دولت میدانستند .
ابراهیم اصغرزاده از دانشجویان مسلمان پیروخط امام در گفت وگو با سایت جماران، دیدگاه خود را درباره مرحوم مهندس بازرگان و مسائل اشغال لانه جاسوسی و نیز رفتار دیپلماتیک احمدی نژاد بیان کرده است.

بخشی از اظهارات وی را می خوانید:
*خیلی‌ها می‌خواهند تصرف سفارت آمریکا را مخالفت نیرو‌های خط امامی با نیرو‌های لیبرال و دولت موقت بدانند. دولت موقت چندین بار خودش استعفا داده بود. من باشخصیت اجتماعی و مذهبی ایشان از قبل از انقلاب آشنا بودم؛ او از روشنفکران مذهبی بود .تفسیر روز‌پسند و جوان پسند و نسبتا علمی از اسلام ارائه می داد. جنبه‌های سیاسی و مبارزاتی ایشان در ذهن‌مان نبود، بیشتر جنبه‌های تأثیر گذارش در فضای مذهبی دانشگاه‌ها بود که برایش احترام قائل بودیم. روز‌های اول انقلاب ما‌ها با آقای مهندس بازرگان رفت‌و آمد داشتیم. آقای مهندس بازرگان را شخصیت راستگو، راست‌کردار می‌دانستیم که نظیر خیلی از سیاست‌مداران نان به نرخ روز خور نیست و منحصر‌به‌فرد است اماسر موضوعاتی با امام لج میکرد. اعتبار ملی ایشان برخاسته از امام و انقلاب بود .بارها در جلسات می‌گفت که من فولکس‌واگن و امام بولدزر است! یا می‌گفت ما باران می‌خواستیم سیل آمد! بخشی از دلسردیها تقصیر ساده‌اندیشی ایشان بود. آقای مهندس بازرگان اگر در مقابل امام لج‌ نمی‌کرد وخود را در مقابل انتظارات و خواسته های توده‌ مردم پاسخگو می دانست و قوی‌تر عمل میکرد مسیر انقلاب تغییر می کرد. دولت موقت در خیلی از مسائل از انتظار انقلابیون ومردم عقب افتاده بود. اصلاً وزیر کشاورزی ایشان یک فئودال وزمین دار کله گنده بود. دولتش از یک طبقه تحصیل کرده که در خارج از کشور تحصیل کرده تشکیل می شد که بیشتر به دنبال تحکیم وحفظ قدرت و منافع طبقه ی متدین ممتاز و بالای جامعه بودند. هنوز هم به احترام او کلاه از سر برمی‌دارم ولی در مورد رفتار سیاسی و منش سیاسی او برایم قابل هضم نبود. انتخاب بنی ‌صدر به ریاست جمهوری که خودش مظهر لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی بودطی ماههای بعد از ماجرای سفارت مدعای تصفیه حساب با لیبرالهای مذهبی را ابطال میکند .
*خبردار شدیم‌ در همان ساعت‌های اولیه اشغال سفارت افراد زیادی بعنوان نگرانی ویا اعتراض به دفتر امام زنگ زدند وحتی به خود ما زنگ زدند از جمله آیت‌الله مهدوی‌کنی که رییس کمیته‌های انقلاب بود، خیلی بر‌آشفته شده بودند که شما به چه حق رفته‌اید و سفارت آمریکا را گرفته‌اید؟! یا دولتمردان که طبیعتا این کار را خلاف عرف دیپلماتیک و مصالح دولت میدانستند .
*با گفتن بعضی از حرف‌های غیر ضروری در فضای بین‌المللی، بی‌خودی فرصت‌ها را تبدیل به تهدید برای خودمان می‌کردیم؛ مثلا سفر‌های آقای احمدی‌نژاد به سازمان ملل متحد و فرمایشات ایشان در آنجاکه دستاورد‌های زیادی برای ما نداشت بماند، فرصت‌هایی را از ما گرفت و افکار عمومی کشور‌های منطقه را بیشتر به نوعی ایران هراسی سوق داد و بازار فروش اسلحه ی آمریکا را داغ کرد. مثلا فرضیه‌هایی که ایشان در مورد 11 سپتامبر دارد شاید بهتر بود در محافل خصوصی و محیط های تحقیقاتی مطرح می شد تا تریبون سازمان ملل یا قضیه هلوکاست ونظایر آن که تهدیدات جدیدی برای منافع ملی ما خلق کرد در حالیکه با ارائه اسناد دخالت امریکا در امور داخلی ایران و منطقه و بویژه شهادت دانشمندان هسته ای ایران میتوانست همدلی جهانی را بر انگیزاند .
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه