sayenews.com

کد خبر : ۸۰۵۱
پ
تاریخ انتشار : ۲۸ آبان ۱۳۹۰ - ۱۸:۵۹
انفجار، اختلاس و شیث رضایی، برای مردم کدام مهمند؟

در کشوری که شاید هیچ خبری عجیب و غیرمنتظره نباشد، بی تفاوتی روزافزون جامعه نسبت به اخبار وحوادث مهم،آنهم جامعه ای که دارای یکی از سیاسی ترین فضاهای اجتماعی بود، شگفت انگیز است.

یکی از همکاران مطبوعاتی می گفت: "روح پرسشگری وپاسخ خواهی در میان مردم مرده است و جامعه نسبت به اخباری که تا چندی پیش موجب زلزله وتحول بزرگی می شد کاملا بی تفاوت است، وحتی دیگر کسی از مسئولان توضیح وپاسخگویی را انتظار ندارد. هر خبری هرچند مهم تنها برای چند ساعت مورد توجه است وسپس بسرعت در بایگانی افکارعمومی آرشیو می گردد"

حتی شایعه سازی که یکی از عادات رایج میان ایرانیان بود وناشی از حساسیت وعدم دسترسی ایرانیان به منابع مستقل خبری بود نیز فروکش کرده است، عادت به سخره کشیدن موضوعات وبرخورد طنز آمیز با موضوعات جدی وسیاسی که در چند سال اخیر وبا فراگیر شدن تلفن همراه تبدیل به یکی از سرگرمی ها مورد علاقه ایرانیان بود نیز به طرز ملموسی کمرنگ شده است.

حساسیت مردم وافکار عمومی نسبت به پیگیری آخرین تحولات واخبار بشدت کاهش یافته و دیگر برای کسی چندان مهم نیست که فلان شخصیت سیاسی چه موضعی دارد، در فلان پرونده مالی چقدر اختلاس شده است، این گروه برای انتخابات چه برنامه دارد، و برای فرزند آن مسئول چه اتفاقی افتاده است؟

اوایل دهه هفتاد، دوران اوج اصلاحات در سالهای 76 تا 79 ، سالهای نخست دولت احمدی نژاد وحتی در سال 88، با وجود همه نکات منفی وپیامدهای التهابات سیاسی، این حساسیت مردم نسبت به حاکمیت و حضورشان در عرصه های سیاسی واجتماعی سرمایه مهمی برای نظام محسوب می شد که در حال از دست رفتن است.

شاید برخی از مسئولان ، این بی تفاوتی را نه تنها پدیده بدی ندانند، بلکه از اینکه دیگر فتنه گران ! و عوامل استکبار جهانی نمی توانند با تحریک مردم آنها را وادار به اعتراض علیه مسئولان کنند ابراز خرسندی و شادمانی کنند اما واقعیت آن است که برای یک نظام سیاسی هیچ چیز به اندازه بی تفاوتی و قهر مردم با آنچه که بر سرشان می آید خطرناک نیست.

تنها به حوادث امسال نگاهی بیاندازید، برکناری وزیر اطلاعات، قهر وخانه نشینی ده روزه احمدی نژاد، حذف جنجالی چهار وزارتخانه، درگیری وخط ونشان کشیدن سران دولت برای نظام، پرونده های رحیمی ، مشایی وبقایی، ترور شهید رضایی نژاد درتهران توسط موساد، اختلاس سه هزار میلیارد تومانی ، اعلام تمایل دولت به رابطه با آمریکا ، استیضاح وزیر ، انفجار عظیم نظامی، درگذشت فرزند دبیرمجمع تشخیص مصلحت، سوال از رییس جمهور و دهها موضوع دیگر که در فاصله کمتر از 8ماه رخ داده ، و تنها هریک برای مدتی کوتاه ذهن جامعه را به خود مشغول داشته است.

جالبتر آنکه با رخ دادن هر حادثه ای یکی از قضاوتهای رایج در جامعه این بود که "این موضوع را مطرح کرده اند تا مساله مهمتری را تحت الشعاع قرار دهند" و موضوعی نظیر حرکت غیراخلاقی شیث رضایی ونصرتی را نیز در فهرست اتفاقاتی که جامعه به آن واکنشی در حد حوادث فوق نشان داد می توان درج کرد، به بیانی دیگر جامعه برای حوادث وتصمیماتی نظیر رابطه با آمریکا وترور وانفجار اهمیتی بیش از اتفاق بین دو فوتبالیست قائل نیست.

برای نظامی که بویژه در شرایط اخیر با تهدیدات جدی خارجی مواجه است ونیاز به برگزاری پرشور انتخابات مجلس دارد هیچ چیز ضروری تر از اعتماد عمومی وحساسیت وفعال بودن مردم در عرصه های اجتماعی نیست ، شاخصی که الان در پایین ترین وضعیت قرار دارد.

شاید توجه به سرنوشت عراق که بعد از سرکوب انتفاضه سال 1991 ، جامعه دچار بی تفاوتی و کرختی شد که در نهایت زمینه تصرف نظامی بی مانع وبی مقاومت این کشور توسط آمریکا را فراهم کرد این نکته را به ما یادآوری کند که این بی تفاوتی و بی واکنشی در جامعه بهترین زمینه را برای دخالت خارجی در غیاب مردمی که از "وسط میدان" به خانه هایشان رفتند، فراهم کند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه