sayenews.com

کد خبر : ۸۶۰
پ
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۰
وهابيون تندرو؛ متهم شماره يك انفجار شیراز
کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز به عنوان بزرگترین کانون مردمی کشور از ریاست محترم جمهور و مقامات اطلاعاتی و سیاسی نظام انتظار دارد جلوی شبهه افکنی ها و اشاعه دروغ و توهین به پیامبران الهی و ادیان آسمانی توسط این گروه مرتد رو به انقراض را که به شهادت تاریخ هیچ گونه حرفی برای گفتن نداشته و ندارند بگیرند و اجازه ندهند احساسات ملت مسلمان ایران بیش از پیش جریحه دار گردد
منابع امنيتی، وهابيون تندرو را متهم شماره يك انفجار شیراز دانسته اند. بخش عمده اي از فعاليت هاي اين كانون فرهنگي بر شناخت و نقد بهائيت و وهابيت متمركز بود.

به گزارش سایه نیوز، جمعي از بهاييان شيراز در نامه اي كه به صورت گسترده در سطح شهر و رسانه هاي ضدانقلاب پخش كرده بودند، خطاب به رئيس جمهور از آنچه كه آن را ظلم 161 ساله بر خود مي خواندند، گلايه كرده بودند. متن كامل پاسخ كانون رهپويان به اين نامه در ادامه آمده است:



جامعه محترم ایرانیان بهائی و سران غیر محترم بهائی به اصطلاح ایرانی:

با سلام:

نامه سرگشاده شما به ریاست محترم جمهور، اگرچه بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و پیش از آنکه به دست سران تهران برسد در همه شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ ایران زمین توزیع گردیده بود، که جای بسی تاسف و دلسوزی است، اما به هر حال بهانه ای شد تا ملت ایران نیز سکوت 161 ساله خویش را بشکنند و قصه ناگفته خویش را به گوش جماعت بهائی ایرانی برسانند:

در حدود دویست سال پیش همزمان با دست درازی های متعدد استعمار انگلیس و روسیه در پروژه های مختلف اقتصادی و سرقت منابع مالی و اراضی حاصلخیز سرزمین پهناورمان ایران و در زمان اوج بی کفایتی شاهان خوش گذران آن روزگاران، نهضتی در میان هم میهنانمان بوجود آمد که آنرا بیداری اسلامی نام نهادند. وقتی اوج فضاحت قراردادهای ترکمانچای و گلستان و قراردادهای مشابه بر علما و جمیع ملت واضح گردید، فتوای تاریخی میرزای شیرازی مبنی بر تحریم توتون و تنباکو ارکان حکومت شاهانه ایران آن زمان را لرزاند و استعمارگران کهنه کار انگلیسی را نیز به عقب نشینی پر خسارتی واداشت که نمونه آن تا آنزمان برای هیچ استعمارگری در تاریخ جهان اتفاق نیفتاده بود.

بر همگان آشکار است که سازمان های اطلاعاتی بریتانیای کبیر از این عقب نشینی اگرچه غافلگیر شده بودند اما همین ضربه را نردبان ترقی خویش قرار داده و با تمام قوا به تجدید نیرو و جبران مافات برآمدند و به قکر اجرای نقشه ای نوین و سیاستی تازه برای مقابله با این نهضت بیداری که تهدید کننده منافع آنان بود افتادند. اینجا بود که دست به دامن تمام استعمارگران جهان شدند تا فکری نو بیاندیشند که اگر این نهضت همه گیر میشد بی شک منافع کلیه استعمارگران جهان در سطح جهانی را مورد تهدید قرار میداد. سیستمهای نظامی و اطلاعاتی غرب به حرکت درآمدند و به مطالعات گسترده ای در انگیزه ها و محرکهای آغاز این نهضت در سطح بین المللی دست زدند. اگرچه روشهای منحوس کسب اطلاعات و بحران سازی و جاسوسی و نتایج مذاکرات پنهانی سازمانهای اطلاعاتی غرب و شرق آن زمان به گواه تاریخ بر سران غیر محترم جامعه محترم شما پوشیده نبوده و نیست لیکن جهت اطلاع عموم بهائیان در جلسه نهایی این مذاکرات این نتایج حاصل گردید:

1- نهضت بوجود آمده از مبانی اسلام شیعی نشات گرفته است.

2- مبانی مذکور با استناد به کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) و با نفوذ معنوی مراجع تقلید در اقشار ملت اجرا گردیده اند.

3- این نهضت با نهضت امام سوم شیعیان ( امام حسین) آبیاری شده و با امید به حکومت جهانی امام غائب آنان (امام زمان) تقویت گردیده است.

4- مرکزیت این نهضت کشور ایران است و کشورهای همسایه ایران و نیز سوریه و لبنان و فلسطین و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مراکزی هستند که احتمال تاٍثیر پذیری ملل و دولتهای آنها از این نهضت بسیار زیاد است.

جهت مزید اطلاع دوستان محترم در این جلسه پس از اعلام نتایج فوق تصمیمات زیر نیز اتخاذ گردید:

1- در یک برنامه بلند مدت، سازمانهای امضا کننده به نمایندگی از دولتهایشان موظف به ایجاد شبهات متعدد در مبانی دین اسلام و بخصوص مذهب شیعه گردیدند.

2- تمامی دستگاههای اطلاعاتی غرب و شرق موظف به ایجاد، حمایت، تبلیغ، سرمایه گذاری و کمکهای مالی و غیر مالی جهت ایجاد فرقه های تحریف شده در اسلام به منظور حذف یا کمرنگ جلوه دادن مبانی اصیل: "مبارزه با ظلم، مبارزه با فقر، مبارزه با استعمار و استثمار، تشکیل حکومت اسلامی، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در تصمیمات حکومتی" از دین اسلام و جایگزین کردن آنها با پرداختن صرف به ظواهر دین با طرح گسترده ضرورت " نماز، روزه، تلاش برای روزی، تلاوت قرآن، خواندن ادعیه، مراسم سنتی مذهبی، دوری از سیاسیات، ریاضات مستحب، زیارت، حج و ..." گردیدند.

3- تمامی دستگاههای اطلاعاتی غرب و شرق موظف به کمرنگ کردن ابهت قیام امام حسین و نا امید کردن شیعیان از ظهور امام دوازدهم به هر طریق ممکن شدند.

ایرانیان عزیزی که با حضور چشمگیر در رقابتهای مختلف علمی جهان در طول سالیان دراز هوش و زکاوت و تواناییهای خود را به رخ جهانیان کشیده اند امروزه براحتی میفهمند که اوجگیری پیدایش قارچ گونه فرق مختلف صوفیه و تقویت و تبلیغ فرق منقرض آنها که همگی در شعار جدایی دین از سیاست و کناره گیری از نظارت و دخالت در کار دولتهای ایران زمین در آن دورانی که شیعیان ایران بیش از پیش به همبستگی و ادامه مبارزه با ظلم و فساد شاهان بی لیاقت و دفاع از آب و خاک خویش احتیاج داشتند مرهون اجرای کدام سیاستگذاریها و کدام جلسات در کدام کشورها بوده و خواهد بود! صوفیه اگرچه با استعانت بر امدادهای غیبی دول کریمه بریتانیا و روسیه و حمایتهای مالی و تبلیغاتی سایر استعمارگران توانسته بود با نامها و رنگهای مختلف گروه گروه از هسته متمرکز شیعی ایران زمین پراکنده کرده و با اجرای مو به موی بندهای اول و دوم تصمیمات جلسه مزبور راه را برای چپاولگریهای مجدد اربابان استعمارگر هموارتر نماید ولی هنوز با آن خوش خدمتی ای که لایق نام کبیر بریتانیا باشد راه بسیار بود.

مردم ایران با شنیدن نام حسین ابن علی (ع) از خود بیخود میشوند و با خواندن زیارت عاشورا زمین و زمان را به لرزه در می آورند و کاخ ظالمان را در هر جای دنیا که باشد بر سرشان ویران میکنند. ایرانیان با نام ابا الفضل (ع) یکپارچه غیرت میشوند و به بیگانه اجازه نگاه بد به ناموس ملی شان را که همان سرزمین پاک و مقدس ایران و منابع زمینی و زیر زمینی آنهاست نخواهند داد. این مردم با نام علی ابن ابیطالب (ع) قله های پیش روی خود را بدون توجه به بلندی آنها فتح می کنند و صحن مطهر امام رضا (ع) را چون قطعه ای از بهشت موعود خود دوست دارند. اینان مرگ با عزت را از زندگی با ذلت عزیزتر می دارند و با آرزوی ظهور، قیام و انقلاب جهانی امام دوازدهمشان حضرت مهدی (ع) از هیچ ابرقدرت گرگ صفت و زیاده خواهی هراس به دل راه نمی دهند.

آری! آنچه نهضت بیداری اسلامی را براه انداخته و کاخ زورمندان زورمدار را به لرزه در آورده بود همه ارکان دین یکتا پرستی اسلام بود و ضرورت ظهوری که بتواند تمامی مظاهر اسلامی را خلع نموده و کلیه مقدسات و احکام آنرا نسخ نماید چیزی نبود که دشمنان این سرزمین و ملت حتی یک لحظه از آن غافل باشند. پیر روباه مکار بدکاره این بار آبستن نطفه حرامی شد که به برکت تعدد و گسترش نسبی فرق صوفیه اوضاع نسبتا مساعدی برای تولد آن در ایران زمین فراهم شده است تا به گواه همان تاریخی که خودتان نگاشته اید در غالب آئینی نو ظهور با هدف اجرای تمامی بندهای توافقنامه فوق الذکر و با مرکزیت قرار دادن حمله به انقلاب حسین (ع) و انتظار ظهور منجی جهانیان متولد شود. این همان آئین آبا و اجدادی بهائیت شماست که همواره بر آن نام مقدس نهاده اید و در کنار شعارهای ملی گرایانه و افتخار به سرزمین باستانی ایران قرار داده اید، آیا واقعا باور کرده اید که این آئین منافع ملی ایرانیان و سرزمین مقدس و باستانی ایران را تضمین نموده است؟

آئین جدید ابتدا و برای اولین بار توسط رژیم غاصب صهیونیستی به رسمیت شناخته میشود! رژیمی که صرفنظر از بدنامی بین المللی بدبین ترین انسانها نسبت به ادیان الهی به شمار میرود. بهائیان در اراضی این رژیم از پرداخت مالیات معاف میشوند و علی رقم جنایات روز افزون این رژیم بر ضد بشریت و محکومیتهای متعدد بین المللی در طول دهها سال گذشته، حتی یکبار به طور غیر مستقیم نیز این جنایات را محکوم نمینمایند و شان خود را بالاتر از دخالت در امور داخلی دولتها میدانند! بگذریم از آنکه نوبت به ایران که میرسد با ولع تمام مایل به دخالت در تمام ارکان حکومتی میشوند و اعدام قانونی سارق مسلح را نماد نقض حقوق بشر در ایران معرفی مینمایند. برای دهها هزار زندانی بی گناه تحت شکنجه های فجیعی که در زندانهای رژیم صهیونیستی (به اذعان سازمان ملل) هر روز با فلاکت میمیرند، یک کلمه لب به سخن نمیگشایند و برای دو ساعت بازداشت قانونی (یا غیر قانونی) فلان روزنامه نگار ایرانی دویست هزار اعتراضنامه جمع میکنند!! سران شما بقدری بازیچه دست سیاستمداران اسرائیلی قرار میگیرند که شوقی افندی در دستور العملی که صادر میکند خواستار " تلاش کشورها برای برقراری رابطه با دولت اسرائیل" میشود. جای بسی تاسف است که جامعه بهائیان ایران بدون کوچکترین تاملی در وقایع تاریخی و سیاسی اطرافش خواسته و ناخواسته به اجرای کورکورانه دستوراتی میپردازد که در دفاتر موساد اتخاذ گردیده است و سرانش دست دوستی به سوی رژیمی بلند کرده اند که حتی در شعارهایش هم با شعارهای عوام فریبانه جهان وطنی و صلح جهانی بهائیت هیچگونه همخوانی ندارد!! زیارت عاشورا دوباره توسط پیغمبر جدید بازنویسی شد و طبیعی است که جملات اصلی و محرک و انگیزه دهنده آن مبنی بر نفی ظلم و مبارزه با ظالم و پی گیری راه ابا عبد الله جای خود را به جملات احساسی صرف و بی خطر برای دشمنان داد. ظهور منجی تا هزار سال آینده رد شد و اسلام و تمامی دستورات اساسی آن منسوخ گردید!! یک دین مبتنی بر تساهل و تسامح و کاملا واکسینه شده ظهور کرد که حد اقل تا هزار سال دست ظالمین برای ظلم و جنایت در جهان باز گردیده و راه چپاول ملتها کاملا هموار و اجازه دفاع از مظلوم و اعتراض او به ظلم از وی سلب گردید و یکی از خنده دارترین و در عین حال تاسف بارترین برگه ها را برای تاریخ این سرزمین رقم زد.

بهت و تعجب ما از نامه سرانتان به رئیس جمهور زمانی به اوج خود میرسد که آنان از 161 سال تحمل درد و رنج و تبعیضات سخن میرانند، و در جایی از نامه خود از قتل و اعدام و حبس بی حساب و کتاب بی گناهانشان پس از انقلاب پرده دری میکنند!! شاید گذشت بیش از 26 سال از انقلاب اسلامی ایران باعث فراموشی قسمتی از حقایق دوران ستمشاهی برای نسل جدید و جوان جامعه ایرانیان بهائی شده باشد ولی تعجب ما از آن است که این کلمات از زبانهایی شنیده میشود که نامشان در تاریخ ثبت شده و گویا تاریخ زندگانی خود را هم به فراموشی سپرده اند!! ملت ایران هنوز جنایات بهائی معروف سپهبد صنیعی، آچودان مخصوص شاه و وزیر جنگ وی را در قتل عام مسلمانان در تهران و شهرهای دیگر ایران فراموش نکرده اند. امیر عباس هویدا، نخست وزیر بهائی رژیم سلطنتی که مدت زمامداریش در دوران طاغوت از همه نخست وزیران دیگر طولانیتر بود لکه ننگ دیگری در تاریخ ماندگار ایران بود. شما سرلشگر ایادی پزشک مخصوص شاه، هوشنگ نهاوندی رئیس دانشگاههای تهران و شیراز، فرخرو پارسا وزیر آموزش و پرورش، شاهقلی وزیر بهداری، مهتدی مسوول دفتر هویدا و صدها مقام سیاسی و نظامی دیگر این رژیم را که همگی متدین به دیانت بهائی بودند فراموش کرده اید؟ هرگز! این ملت فراموش نمیکنند که مقامات بهائی از دبستان تا دانشگاه (وزیر آموزش و پرورش تا رئیس دانشگاه) برای تغییر عقاید حقه این مردمان برنامه ریزی کرده بودند و با تمام قوای نظامی رژیم پهلوی (از آجودان مخصوص شاه تا وزیر جنگ) به جان و مال و ناموس این مردمان تجاوز کرده بودند، طوریکه سرلشکر فردوست، رئیس ساواک رژیم نیز در کتاب مشهور خاطراتش مینویسد: " بهائیانی را که من دیدم واقعا احساس ایرانیت نداشتند و این کاملا محسوس بود و طبعا این افراد جاسوس بالفطره هستند." با همه اینها آیا باز هم مردم ایران حق نداشتند این جانیان بالفطره را به مجازات خیانتها و جنایتهایشان برسانند؟! گرچه اکثر غریب به اتفاق آنان در اواخر حکومت ستمشاهی به همراه میلیاردها میلیارد اموال و دارائیهای ملت مظلوم ایران به دامان اربابان آمریکائی و انگلیسی و اسرائیلی خود پناه برده و فراری شدند. چه بسیار هزینه های کلان جنایات بزرگ بشری علیه ملل مظلوم عراق و فلسطین که توسط متمولین بهائی پرداخت میگردند تا شاید چند صباحی دیگر آنان را به رسمیت شناخته و از حقوق این مظلومان معصوم حمایت بعمل آید!

با تمام این حرفها، صاحبان این سرزمین زیبا و مردمان والا مقام و پر شور و نشاط و پر استعداد این مرز و بوم پس از ایجاد انقلابشان با تمام توان به سوی اهداف متعالی اسلام مبنی بر نفی ظلم و جنایت در جهان و حمایت از مظلومان عالم ادامه میدهند و با پیروی از امامان معصوم و استعانت از مهدی موعودشان محمد ابن حسن عسکری (ع) و حمایت از دستورات ولی و رهبر حاضر و فرامین کتاب مقدس قرآن به تلاش روز افزون خود در کسب علم و دانش و ارتقای علمی و اخلاقی و نظامی در تمام عرصه ها ادامه خواهند داد، و علی رقم اصرار ابرقدرتها بر دخالت در کار آنها، از ابرقدرتها میخواهند که آنان را به حال خود وا گذارند و درکار آنها دخالت نکنند. اینان هیچ اعتقاد و احتیاجی به ظهور خدایان زندانی بهائی و پیغمبران اعدامی آنان نداشته و ندارند. اینان به حکم آیه شریفه: "کلکم راع" همگی اولیاء و مسوولان خود هستند و شما به حکم جمله کتابتان:" انتم اغنام الله" گوسفندانی برای سرانتان هستید. ببینید که با حمایت کورکورانه شما از بیت العدل، در گسترش تبلیغات علیه نظام ایران، اکنون ملت جمهوری اسلامی را که راه خود را برای کسب علم و پیشرفت در علوم جدید و مخصوصا انرژی هسته ای هموار کرده بود، در فشارهای بین المللی برای دست کشیدن از این تکنولوژی قرار دادید. علمی که به اعتراف دانشمندان جهان میتوانست مقام ایران را تا 5 کشور برتر علمی جهان بالا بیاورد. سر و صداهای اخیر و مخصوصا نامه مضحکی که در تمام ایران و جهان توزیع گردید فشارهای سیاسی بر ایران را دو چندان کرده طوریکه همگام با این نامه نخست وزیر و وزیر خارجه کشور انگلستان اعلام کردند که باید پرونده حقوق بشر ایران بررسی شود، و اسرائیل ایران را به حمله نظامی تهدید نمود و آمریکا فشارهای تبلیغاتی خود را بر مساله انرژی هسته ای ایران افزایش داد. البته واضح و مبرهن است که همه اینها از قبل طراحی و برنامه ریزی شده بود و نامه مزبور نیز بخشی از سناریوی استکبار و استعمار جهانی بود و بیت العدل نیز بار دیگر به وظیفه وجودی خود عمل نمود و گوشت قربانی رژیم اشغالگر قدس گردید.

بهر تقدیر بیش از دو دهه از تحمل حضور شما در جامعه پاک و روشنفکر ایران توسط این ملت رنج کشیده میگذرد که نشانه اوج تحمل مردمان این سرزمین است ولی بدانید که کاسه صبر ایرانیان نیز رو به لبریزی است و توده های این مردم برای حفظ منافع ملی و سرزمینی بلند مدت خود دیگر تاب تحمل این کارشکنی ها و زبان درازی ها را ندارند و در صورت تجاوز مجدد و هر گونه تعدی به حریم منافع اسلامی و ملی خود مشت محکمی بر دهان متجاوزان خواهند زد و در این راه از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهند نمود، و در عین حال آمادگی مجدد خود را برای انجام هر گونه مناظره رسمی و غیر رسمی در مورد ادعاهای واهی این فرقه اعلام می دارد، تا به این طریق پرونده این تاریخ ننگین برای همیشه بسته گردد. در خاتمه کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز به عنوان بزرگترین کانون مردمی کشور از ریاست محترم جمهور و مقامات اطلاعاتی و سیاسی نظام انتظار دارد جلوی شبهه افکنی ها و اشاعه دروغ و توهین به پیامبران الهی و ادیان آسمانی توسط این گروه مرتد رو به انقراض را که به شهادت تاریخ هیچ گونه حرفی برای گفتن نداشته و ندارند بگیرند و اجازه ندهند احساسات ملت مسلمان ایران بیش از پیش جریحه دار گردد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه