sayenews.com

کد خبر : ۸۶۸
پ
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۳
در اين حال پسرم از صداى فرياد همسرم بيدار شده بود، گريه مى كرد. با عجله به سراغش رفتم. او را در آغوش گرفتم تا شايد آرام شود. اما گريه اش تمام نمى شد. مى خواستم همانجا رهايش كنم و از خانه بيرون بروم اما ترسيدم همسايه ها از صداى گريه بچه موضوع را بفهمند بنابراين او را هم كشتم.
مظنون شماره يك جنايت در شهرك صدف، سرانجام ۵ روز پس از دستگيرى در اعتراف هاى هولناك پرده از راز قتل همسر و فرزند ۴ ماهه اش برداشت.

به گزارش سایه نیوز به نقل از ایران، متهم -۲۲ ساله- صبح ديروز در جلسه بازجويى دو ساعته در حضور بازپرس جنايى تهران به تشريح جزئيات اين ماجراى تلخ پرداخت.محمدجواد كه از شامگاه چهارشنبه همزمان با كشف پيكرهاى بى جان همسرش «نجمه» -۲۴ ساله- و فرزند ۴ ماهه اش «پارسا» از سوى بازپرس اصغرزاده بازداشت شده بود با اظهارات ضد و نقيض سعى در گمراه كردن مسير تحقيقات و رفع اتهام از خود داشت تا اين كه ناچار به بيان حقيقت شد.

وى گفت: ۴ سال قبل پس از آشنايى با «نجمه» به خواستگارى اش رفتم. چند سالى با هم نامزد بوديم تا اين كه حدود ۱۸ ماه قبل ازدواج كرديم. اما از همان ابتداى زندگى مشترك مشكلات زيادى با هم داشتيم كه بيشتر آنها به دليل بيكارى من بود. به همين خاطر يك بار هم تا مرز طلاق پيش رفتيم. اما ناگهان متوجه شديم «نجمه» باردار است. همين موضوع هم اختلاف ما را شديدتر كرد. پس از مدتى به خاطر ناراحتى هاى اعصاب به قرص هاى آرام بخش مختلف پناه بردم. با اين حال وقتى پسرمان به دنيا آمد همچنان اختلاف و مشكلات مان ادامه داشت تا اين كه حدود ۲ ماه قبل مشغول به كار شدم اما به علت ناراحتى اعصاب همچنان قرص مصرف مى كردم.

شب حادثه كه مصادف با تولدم بود بر سر موضوعى با همسرم درگير شدم به همين خاطر تا نيمه شب بيدار بوديم. بعد هم همسرم به اتاق رفت و خوابيد. وقتى همسرم خواب بود او را با كارد به قتل رساندم. در اين حال پسرم از صداى فرياد همسرم بيدار شده بود، گريه مى كرد. با عجله به سراغش رفتم. او را در آغوش گرفتم تا شايد آرام شود. اما گريه اش تمام نمى شد. مى خواستم همانجا رهايش كنم و از خانه بيرون بروم اما ترسيدم همسايه ها از صداى گريه بچه موضوع را بفهمند بنابراين او را هم كشتم.سپس به حمام رفته و پس از عوض كردن لباس هايم، آنها را داخل يك كيسه پلاستيكى گذاشتم تا از خانه خارج شوم. اما قبل از رفتن آثار خراشيدگى هاى روى دستم كه در جريان درگيرى با همسرم به وجود آمده بود را با سيگار تغيير دادم تا همه تصور كنند به علت زمين خوردن دستم زخم شده است.

حدود ساعت ۶ صبح از خانه بيرون آمدم. لباس ها را در خرابه اى انداختم و به محل كارم رفتم. سپس مرخصى گرفته و به خانه مادرم رفته و تا غروب همانجا ماندم. هوا تاريك شده بود كه همراه مادر و خواهرم به بهانه برگزارى جشن تولد به خانه خودم برگشتم. سر راهمان هم يك كيك خريديم اما وقتى به خانه رسيدم با صحنه سازى و ايجاد سر و صدا طورى وانمود كردم كه همسايه ها به من شك نكنند.

محمدجواد پس از اعتراف به قتل همسر و فرزندش با صدور قرار قانونى بازداشت و در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
پنجره
ویژه های سایه